نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| ☆☆GitA☆☆ (1399/2/15 , 00:30) |
هر چیزی حدی دارد
حتی زیباترین رفتارها و
خصلتها هم وقتے از حدش میگذرند
تبدیل به آسیب میشوند و به آدم ضرر میرسانند
انسان بیآنکه بداند بیشتر وقتها
سختترین ضربهها را از باورهایش
میخورد!
از اینکه میخواهد در هر شرایطی خوب بماند!
و مدال افتخارِ گذشت کردن را به گردن بیندازد
بارها به خودش پشت میکند تا دیگران را راضی نگه دارد!
آنجا که باید از حقش دفاع کند،گذشت میکند
آنجا که باید تذکر بدهد حرفی نمیزند
ما همانطور که در برابر رفتارهای منفیمان مسئولیم در برابر خوبیهایمان هم مسئولیت داریم که به جا و به اندازه خرج کنیم!
و ای کاش با تصمیمهای اشتباه انسانیت را در چشم آیندگان به حماقت تبدیل نکنیم...
حتی زیباترین رفتارها و
خصلتها هم وقتے از حدش میگذرند
تبدیل به آسیب میشوند و به آدم ضرر میرسانند
انسان بیآنکه بداند بیشتر وقتها
سختترین ضربهها را از باورهایش
میخورد!
از اینکه میخواهد در هر شرایطی خوب بماند!
و مدال افتخارِ گذشت کردن را به گردن بیندازد
بارها به خودش پشت میکند تا دیگران را راضی نگه دارد!
آنجا که باید از حقش دفاع کند،گذشت میکند
آنجا که باید تذکر بدهد حرفی نمیزند
ما همانطور که در برابر رفتارهای منفیمان مسئولیم در برابر خوبیهایمان هم مسئولیت داریم که به جا و به اندازه خرج کنیم!
و ای کاش با تصمیمهای اشتباه انسانیت را در چشم آیندگان به حماقت تبدیل نکنیم...
| MoHaMaD (1399/2/14 , 23:12) ... |
میشه من لفت ندم ؟!????
ناموصا این چرتو پرتا لایک نداره؟!
ناموصا این چرتو پرتا لایک نداره؟!
| ♔faranak♔ (1399/2/14 , 21:10) √ⓢⓤℳⓔⓡ ⓖⓘⓡⓛ√ |
میشه من لفت بدم ؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بابافقط یه سوال کردم!?
چرا یهو بغض کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟?
قربونتون برم شوخی کردم!
پاشین یه آب به دس تو صورتتون بزنین حالتون جا بیاد!
یکی هم پاشه بی زحمت یه پارچ آب قند درست کنه...
عجب شوخی بدی کردم،
اصلا فکرشو نمیکردم در این حد فدایی دارم!
اون بيچاره كي بود از حال رفت؟ بيار آب قند و ديگه??????????
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بابافقط یه سوال کردم!?
چرا یهو بغض کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟?
قربونتون برم شوخی کردم!
پاشین یه آب به دس تو صورتتون بزنین حالتون جا بیاد!
یکی هم پاشه بی زحمت یه پارچ آب قند درست کنه...
عجب شوخی بدی کردم،
اصلا فکرشو نمیکردم در این حد فدایی دارم!
اون بيچاره كي بود از حال رفت؟ بيار آب قند و ديگه??????????
| AlirezaM (1399/2/14 , 11:47) 《Admin》 |
بر بالین تربت یحیی پیغامبر علیه السلام معتکف بودم در جامع دمشق که یکی از ملوک عرب که به بی انصافی منسوب بود اتفاقاً به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست
درویش و غنی بنده این خاک درند
و آنان که غنی ترند محتاج ترند
آن گه مرا گفت از آن جا که همت درویشان است و صدق معاملت ایشان خاطری همراه من کنید که از دشمنی صعب اندیشناکم. گفتمش بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی.
به بازوان توانا و قوت سر دست
خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست
نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید
که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست
هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت
دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست
ز گوش پنبه برون آر و داد خلق بده
وگر تو میندهی داد روز دادی هست
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
سعدی - گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان
درویش و غنی بنده این خاک درند
و آنان که غنی ترند محتاج ترند
آن گه مرا گفت از آن جا که همت درویشان است و صدق معاملت ایشان خاطری همراه من کنید که از دشمنی صعب اندیشناکم. گفتمش بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی.
به بازوان توانا و قوت سر دست
خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست
نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید
که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست
هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت
دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست
ز گوش پنبه برون آر و داد خلق بده
وگر تو میندهی داد روز دادی هست
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
سعدی - گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان
| ELy (1399/2/14 , 07:56) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
هیچ دعائی بالاتر از این نیست که خدا ما را
از خودش دور نکند خداوندا دریاب بنده ای را
که در میان شادی و خنده اش گفت خدایا شکرت
و در اوج غم ها گفت خدا بزرگ است..
از خودش دور نکند خداوندا دریاب بنده ای را
که در میان شادی و خنده اش گفت خدایا شکرت
و در اوج غم ها گفت خدا بزرگ است..
| ELy (1399/2/14 , 03:33) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
امشب برایتان دعا میکنم خدای بزرگ
نصیبتان کند هر آنچه ازخوبی ها آرزو دارید
لحظه هاتون آروم خوابتون شیرین
آسمون دلتون ستاره بارون..
شبتون بخیر❣
نصیبتان کند هر آنچه ازخوبی ها آرزو دارید
لحظه هاتون آروم خوابتون شیرین
آسمون دلتون ستاره بارون..
شبتون بخیر❣
| ☆☆GitA☆☆ (1399/2/14 , 02:15) |
I fear you'll wake up one night missing
me and it will be far too late.
میترسم يه شب دلتنگ من بیدار شي
و خيلي دیر شده باشه✨
me and it will be far too late.
میترسم يه شب دلتنگ من بیدار شي
و خيلي دیر شده باشه✨
| kakojavad (1399/2/13 , 22:23) desert |
موبُروم: من بِرَم (mo bo'rom)
موبُروم: من برنده میشم (moboro'm)
موبُروم:منیهوسیلهایرومیبرم (mob'or'om)
موبُروم: من یه چیزیو میبُرَّم (mobo'rrom)
بازم از زیباهی های زبان مشهدی میگم براتون
موبُروم: من برنده میشم (moboro'm)
موبُروم:منیهوسیلهایرومیبرم (mob'or'om)
موبُروم: من یه چیزیو میبُرَّم (mobo'rrom)
بازم از زیباهی های زبان مشهدی میگم براتون
| ☆☆GitA☆☆ (1399/2/13 , 19:44) |
یک روز سرانجام طاقتش طاق می شود و با صدای بلند جواب همه را می دهد...
آدم هایی که سکوت می کنند یک روز فریاد می کشند
از جلد خود بیرون می آیند
و کس دیگری می شوند
کسی وحشتناک و غمگین
و آن وقت دیگر کنترل شان از دست خارج می شود!!
نباید سربه سرشان گذاشت...
آدم هایی که سکوت می کنند یک روز فریاد می کشند
از جلد خود بیرون می آیند
و کس دیگری می شوند
کسی وحشتناک و غمگین
و آن وقت دیگر کنترل شان از دست خارج می شود!!
نباید سربه سرشان گذاشت...
| ELy (1399/2/13 , 18:33) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
در این دنیا دو چیز بهترینند
زندگی کردن از سر شوق و خندیدن از ته دل
از صمیم قلب هر دو را برایتان از
خداوند مهربان خواستارم..
زندگی کردن از سر شوق و خندیدن از ته دل
از صمیم قلب هر دو را برایتان از
خداوند مهربان خواستارم..
| ELy (1399/2/13 , 15:10) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
اعتراف میکنم یه بار ماه رمضون تو کوچه سفره افطاری پهن کردن منو دعوت نکردن
از لجم ضبط رو بردم پشت بوم 5دقیقه قبل اذون ،اذون رو پخش کردم
ایشالا حلال کنن?
از لجم ضبط رو بردم پشت بوم 5دقیقه قبل اذون ،اذون رو پخش کردم
ایشالا حلال کنن?
| ❤نازدُخت?❤ (1399/2/13 , 11:42) صورت عروسکی |
| ELy (1399/2/13 , 08:00) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
دکتر مشهور و موفقی که سه تا زن گرفته بود مورد سرزنش زن مسنی که مریضش بود قرار گرفت:
زن مسن گفت تو که دکتری با فرهنگ و روشنفکری پس چرا سه تا زن گرفته ای؟
دکتر در پاسخش گفت اولی دختر عمویم بود و آنرا بخاطر رضایت پدرم گرفتم.
دومی هم دختر دائیم بود و آنرا بخاطر رضایت مادرم گرفتم.
سومی را خودم خواستم و برای رضایت دل خودم گرفتم.
پیرزنه گفت بیا منو هم بخاطر رضای خدا بگیر....??????
زن مسن گفت تو که دکتری با فرهنگ و روشنفکری پس چرا سه تا زن گرفته ای؟
دکتر در پاسخش گفت اولی دختر عمویم بود و آنرا بخاطر رضایت پدرم گرفتم.
دومی هم دختر دائیم بود و آنرا بخاطر رضایت مادرم گرفتم.
سومی را خودم خواستم و برای رضایت دل خودم گرفتم.
پیرزنه گفت بیا منو هم بخاطر رضای خدا بگیر....??????
در کل: 15417











یادبگیریم امید
و
خانه
در کل : 0 عضو / 20 مهمان