ظهر بخیر، مهمان ظهر
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 700 701 702 703 704 ... 771 >>
 FAZi  (1398/10/15 , 11:38)
در جهانی که زندگی میکنیم
کلمات بیشتر از گلوله ها آدم کشتن:
 Roksana  (1398/10/15 , 11:00)
از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست
برای مشاهده کلیک کنید
 ☆☆GitA☆☆  (1398/10/15 , 10:28)
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
نیاز دارم مدتی نباشم ؛
سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم ،
به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد ...
دور باشم و رها
سبُک باشم و آزاد ...
آدم هایی را ببینم ،
که هیچ تصور بدی از آنها ندارم ،
مسیرهایی را بروم ،
که تا به حال نرفته ام ،
عطرهایی را بزنم ،
که تا به حال نزده ام ،
و لباس هایی را بپوشم ،
که تا به حال نپوشیده ام ...
در مکان هایی بنشینم ،
که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند ،
موسیقی هایی گوش کنم ،
که مرا یادِ کسی نمی اندازند ،
و نوشیدنی هایی بنوشم ،
که مرا بیخیال تر از همیشه کنند ...
نه به کسی فکر کنم ،
نه نگرانِ چیزی باشم ،
نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم !
من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم ...
 $Saman$  (1398/10/15 , 09:46)
""رهگذر""
هوووف.خدایاشکرت/////////
 $Saman$  (1398/10/15 , 03:45)
""رهگذر""
@@@@@@@@@.
.
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺧﺴﺘــــﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ
...ﺍﺯ ﻧﮕـــــﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ
...ﻧﻘـــــﺎﺏ ﻫـــــﺎ
 ELy  (1398/10/15 , 03:03)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
برای مشاهده کلیک کنید
برف اومده
 $Saman$  (1398/10/15 , 02:33)
""رهگذر""
برای مشاهده کلیک کنید
@@@@@@@@
 $Saman$  (1398/10/15 , 01:48)
""رهگذر""
برای مشاهده کلیک کنید
هوووف
 ELy  (1398/10/15 , 01:17)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
وقتي مياي تو تلگرام
.
.
.
.
.





.
انگار اومدي بيمارستان بخش CCU؟
همه قلب ها شکسته...؟؟
ناراحت؟؟؟؟
يکي دار ه ميميره...؟؟؟؟
يکي تصميم به مردن داره...؟؟
اصن يه وضعي
دااااغون
والا منم الان حس ميکنم يکي ولم کرده رفته?||||||
هرکيه خودش بياد بگه،،ميبخشمش
 ☆☆GitA☆☆  (1398/10/15 , 00:41)
نصف چیزایی که از دست دادیم سره همین ترس از دست دادن بود اما تهش بازم از دست دادیم
حالا کدوم بهتره؟ خودتو غرقش کنی و اخر از دستش بدی؟ یا دور بمونی و از دست بدی؟
 ☆☆GitA☆☆  (1398/10/14 , 23:10)
❄️ وقتی از زندگی ڪسی رد می شی ؛
رد پای قشنـگی از خـودت به جا بـگذار...
@
❄️ همیـشه میشه تموم ڪرد
فقط بـعضی اوقات دیگه
نمیشـه دوباره شروع کرد …
@
❄️مواظب همـدیگه باشیم !
از یه جایی بــه بعد … دیگه بزرگ نمیشیم؛
پـیــــــــــر میشیم...

❄️از یه جایی بــه بعد … دیگه خسته نمیشیم؛
می بُــــــــرّیم...

از یه جایی بــه بعد … دیـگه تــکراری نیستیم؛
زیـــــــــــادی هستــــــــیم …
@
❄️پس قـدر خودمون ، خانـواده مـون
دوستـانمونو، زندگيـمونو و کلأ حضـور
خوشـرنگ مون
رو تو صفحه دفـتر خـلقت بدونيـم …?
 Roksana  (1398/10/14 , 22:41)
از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست
برای مشاهده کلیک کنید
 kakojavad  (1398/10/14 , 22:12)
desert
در حقيقت
ما همه بشر بودیم!

تا اینکه
نژاد ، ارتباطمان را برید!
مذهب ، از یکدیگر جدایمان ساخت!
سیاست ، بینمان دیوار کشید!
و ثروت ، از ما طبقه ساخت!
 ELy  (1398/10/14 , 21:42)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
دیدید وقتی یه بچه گم میشه موقع پیدا شدنش پدر و مادر با خوشحالی بغلش میکنن و اشک شوق میریزن؟




حالا من بچه که بودم هروقت گم میشدم آرزو میکردم همونجوری گم بمیرم. چون همیشه موقع پیدا شدنم بابام جوری کتکم میزد که قشنگ معلوم بود ناراحته از اینکه پیدا شدم ?
 ☆☆GitA☆☆  (1398/10/14 , 20:34)
اگر بنا بود تمامِ آدمهاى روىِ زمين
از ابتداى خلقت تا آخرين روزِ عمرشان،
كنارِ هم ميماندند،
به روزمرگى
به يكنواختى دچار ميشدند...
دنيا به آدمهاى رفتنى،
به ناگهانى رفتن ها،
به نيمه كاره رها شدن ها،
نياز دارد
نياز دارد تا قدر بدانيم تمامِ دو نفره هايمان را
تا قدر بدانيم كنارِ هم بودن ها را
منفى اگر نباشد،مثبت بى معناست
رفتن اگر نباشد،ماندن ارزشی ندارد...
 Roksana  (1398/10/14 , 19:07)
از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست
برای مشاهده کلیک کنید
 Roksana  (1398/10/14 , 17:40)
از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست
برای مشاهده کلیک کنید
#انگیزشی::
 FAZi  (1398/10/14 , 17:00)
برای مشاهده کلیک کنید
.....
 ELy  (1398/10/14 , 16:31)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
برای مشاهده کلیک کنید
 AlirezaM  (1398/10/14 , 15:55)
《Admin》
برای مشاهده کلیک کنید
اینو کی یادشه:
در کل: 15417
<< 1 ... 700 701 702 703 704 ... 771 >>

خانه
در کل : 0 عضو / 2 مهمان