نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| ELy (1399/6/1 , 15:02) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
گول دنیا را نخور ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند بره های این حوالی گرگ ها را میدرند سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند
| setel (1399/6/1 , 12:00) پزشک فرعون |
بدیِ «خوبی» اینه که خیلی باید تکرار بشه تا بتونه صفتِ اصلی یه آدم بشه! در عوض آدما با یه بار «بدی» تا همیشه بد به یاد میمونن
ویرایش توسط setel (1399/6/1 , 12:00) [1]
ویرایش توسط setel (1399/6/1 , 12:00) [1]
| AlirezaM (1399/6/1 , 09:13) 《Admin》 |
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
« حافظ »
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
« حافظ »
| ELy (1399/6/1 , 07:40) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
صبح آمده
برخیز و بگو:بسم الله
سرشار ز نعمتی تو ماشاءالله
بسپار به دوست
هرچه را می خواهي
لاحول و لا قوه الا بالله
درود
صبح زیبا تون بخیر
دلتان زلال و آسمانی
زندگی تان پاک و خدایی
برخیز و بگو:بسم الله
سرشار ز نعمتی تو ماشاءالله
بسپار به دوست
هرچه را می خواهي
لاحول و لا قوه الا بالله
درود
صبح زیبا تون بخیر
دلتان زلال و آسمانی
زندگی تان پاک و خدایی
| **nafasi** (1399/6/1 , 06:12) •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
صب بخیل
| ELy (1399/6/1 , 01:48) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند… که امروز ، اینقدر دیوانه وار ،…. تشنه ی “بازی کردن ” با آدم هایی؟؟؟!
| Masih_av (1399/6/1 , 01:12) |
تو این میدون تیر اتیش میافته منو تو میسوزیم
بکش کبریتو منو تو اغ دیروزیم
یکی میره یکی هر شب تو خواب رویاشو میبینه
بکش کبریتو باور کن تنها راهمون اینه
بودنت سهمم نبود جای خالیت جهنمه
حالو روزی ک دارمو قایم کردم از همه
من ب دور از حاشیه باگریه خلوت میکنم
زجه های عالمو بی نامه دعوت میکنم
....................
مگه تو نمیدونی دل من با تو خوشه ن نگو ن
مگه نمیدونی دوریت قلبمو میکشه ن نگو ن
مگه نمیدونی هر شبم گریه و اه ن نگو ن
مگه نمیدونی شکستن دلم گناهه نگو ن
تو بیشرف و بیشرفتر از خودت کجا
ببین این اشکامو تاوان داره بخدا
دستو پا زدم نشد پشت پا زدی تهش
ته این قصه قشنگ میشه گوش کن تا تهش....
بکش کبریتو منو تو اغ دیروزیم
یکی میره یکی هر شب تو خواب رویاشو میبینه
بکش کبریتو باور کن تنها راهمون اینه
بودنت سهمم نبود جای خالیت جهنمه
حالو روزی ک دارمو قایم کردم از همه
من ب دور از حاشیه باگریه خلوت میکنم
زجه های عالمو بی نامه دعوت میکنم
....................
مگه تو نمیدونی دل من با تو خوشه ن نگو ن
مگه نمیدونی دوریت قلبمو میکشه ن نگو ن
مگه نمیدونی هر شبم گریه و اه ن نگو ن
مگه نمیدونی شکستن دلم گناهه نگو ن
تو بیشرف و بیشرفتر از خودت کجا
ببین این اشکامو تاوان داره بخدا
دستو پا زدم نشد پشت پا زدی تهش
ته این قصه قشنگ میشه گوش کن تا تهش....
| ELy (1399/5/31 , 23:39) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
حالا که رفتهاَم هر روز پشت پنجره میایستی به « شاید دوباره برگردد! » فکر میکنی.
چه فایده! هیچکس حتی به اشتباه …
دو بار به کوچهی بُنبست نمیرود!
چه فایده! هیچکس حتی به اشتباه …
دو بار به کوچهی بُنبست نمیرود!
| FAZi (1399/5/31 , 22:37) |
قضاوت کردن درمورد دیگران درواقع دعوت همان قضیه به زندگی خودمان است

| ELy (1399/5/31 , 21:39) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند
گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…
گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…
| الیزاسیون (1399/5/31 , 20:52) |
حتی کرونام باعث نشد سر صحبتو باهام باز کنی
دیگه منتظر چی باشم ؟
جنگ جهانی سوم ؟
دیگه منتظر چی باشم ؟
جنگ جهانی سوم ؟
| ELy (1399/5/31 , 17:46) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
تلخ ترین قسمت زندگی اون جاییه که آدم به خودش میگه : چی فکر می کردیم و چی شد
ویرایش توسط ELy (1399/5/31 , 17:46) [1]
ویرایش توسط ELy (1399/5/31 , 17:46) [1]
| ELy (1399/5/31 , 16:12) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
سکوت نکن
زمزمه کن گاهی !
قدم بزن در کوچه های زندگی
و گاهی آرام پرواز کن
این آبی بیکران مال تو نباشد …
مال کیست ؟
زمزمه کن گاهی !
قدم بزن در کوچه های زندگی
و گاهی آرام پرواز کن
این آبی بیکران مال تو نباشد …
مال کیست ؟
در کل: 15461












خانه
در کل : 0 عضو / 1 مهمان