ظهر بخیر، مهمان ظهر
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 95 96 97 98 99 ... 773 >>
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/10/18 , 10:38)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
شازده کوچولو گفت:
بعضی کارا، بعضی حرفا
بدجور دل آدمو آشوب میکنه...
گل گفت: مثه چی؟
شازده کوچولو گفت: مثه وقتی که
میدونی دلم برات بیقراره و کاری نمیکنی...
 مآه  (1402/10/17 , 14:31)
میگفت اگه هنوز یه چیزی روی این کرهی خاکی هست که اندکی، حتی فقط اندکی، بتونه حالت رو بهتر کنه بدون که جزء انسانهای خیلی خوشبخت هستی: یه استکان چایی داغ، یه گپ خوب با دوستان نزدیک، یه پرس چلوکباب، دیدن فامیل و آشناها، یه کتاب خوب، یه جک بامزه، یه مسافرت، یه فیلم خوب، یه شعر خوب، یه منظرهی عالی، دریا، رودخونه، آبشار، یه خونهی رؤیایی، یه ماشین اسپرت آخرین مدل، ارتقاء، پُست و درجه و مقام، شهرت، پول، یه میلیون، یه میلیارد، یه تریلیون ...
 مآه  (1402/10/17 , 06:08)
دچار افسردگی بود. می دانی افسردگی یعنی چه؟ تا به حال کسوف دیده ای؟ خب، این هم مثل همان است؛ ماه جلوی قلب می آید و قلب دیگر نوری از خودش نمی پراکند. روز روشن تبدیل به شب تاریک می شود ..

دیوانه وار
کریستین بوبن
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/10/17 , 02:00)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
ای بی خبر از حالِ بیمارم

 آسو  (1402/10/16 , 21:29)
چقد کسشر
 مآه  (1402/10/16 , 20:25)
ذات انسان قانع است ، انسان در غمگین ترین حالتش با بوی باران آرام می شود ، با شنیدن موسیقی مورد علاقه اش به وجد میاید ، با سپردن خیالش به سکوت شب درد هایش را تسکین می دهد ، انسان با کوچیک ترین لبخنده زندگی امیدوار خواهد بود.
 ڳیټآڔ gÎŦԹя  (1402/10/16 , 18:20)
یکی از فانتزیام☺
بریم رستوران
اووووف مانتو جلوباز سفید و کراپ صورتی نارنجی فداااتم
بزار خودم بندکفشاتو ببندم اووومم بووس کنم کفشاتو بعد بپوش
رستوران هر چی میخوای سفارش بده
نه هر چی بخوری منم میخورم منو دست توعه☺
واسا صندلیمو کنارت بزارم اوووف دستم رو شونه ات
اره با قاشق دهنیت میخولم
ویرایش توسط ڳیټآڔ gÎŦԹя (1402/10/16 , 18:24) [1]
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/10/16 , 15:45)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
خانه دلتنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پُر شد
من به خود گفتم
یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود برخواهد گشت

ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد؟
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
آه ای واژه ی شوم
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم آه…
 مآه  (1402/10/16 , 14:48)
قبل از اخلاق خوب و شخصیت جذاب، بهترین و واجب ترین صفتی که یه انسان می تونه داشته باشه
«امن» بودنه
امن باشیم برای هم...
 مآه  (1402/10/16 , 13:24)
فهمیده بود که باید کمتر به دل می گرفت و کمتر دلگیر می شد و کمتر روی کوچکترین رفتار و واکنش آدم ها فکر می کرد. فهمیده بود که دنیا آنقدرها هم جدی نبود که بخواهد با تمام مسائل و رویدادها، احساسی و عمیق برخورد کند...
فهمیده بود که خوشحال ترینِ آدم ها، بی تفاوت ترین شان بود...
فهمیده بود چقدر بیهوده خودش را از فرصت های خوشبختیِ بسیاری محروم کرده بود...

نرگس صرافیان طوفان
 مآه  (1402/10/15 , 15:26)
کسی را که با او خندیدی
فراموش خواهی کرد
ولی کسی را که با او گریستی از یاد نخواهی برد...
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/10/15 , 01:17)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤



چقده سخته خدایا???
 مآه  (1402/10/14 , 18:57)

 آسو  (1402/10/14 , 12:39)
چه جالب تویی که دیروز توی سطل زباله ی ما بودی به ما درس اخلاق بدی
 مآه  (1402/10/13 , 21:16)
من
نه کنجکاوِ بهشتم
و نه دوزخ؛
چرا که من
مادرم را
هم به گاهِ خندیدن دیدم
و هم به گاهِ گریستن..
 ...  (1402/10/12 , 14:15)
گاهی وقتا تو زندگی
میرسی به یه جائی که بن بست نیست
اما دیگه مقصدی نداری ...
 مآه  (1402/10/12 , 13:44)

 آگرین  (1402/10/12 , 12:57)
ما جایی زمین خوردیم
که یادمون رفت جز خودمون کسی نداریم
و به بقیه تکیه کردیم
تا اومدیم یادمون بیاد
دیدیم با سر خوردیم زمین!
 ڳیټآڔ gÎŦԹя  (1402/10/12 , 01:48)
https://www.aparat.com/v/ZF6Ap

یآ زینب???

آدم مذهبی نیستم ولی اشکی ریختم

# خدافظ برار????
 آسو  (1402/10/11 , 15:21)
من : دیر سین کرد دیگه برای همیشه تمامه
۲ ساعت بعد من
؛ یعنی الان داری به کی شب بخیر میگی؟
در کل: 15455
<< 1 ... 95 96 97 98 99 ... 773 >>

خانه
در کل : 0 عضو / 2 مهمان