ظهر بخیر، مهمان ظهر
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 666 667 668 669 670 ... 774 >>
 kia  (1398/11/20 , 18:35)
ﻓﺮﺩﯼ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺿﻮ ﺧﺎﻧﻪ
ﻣﺴﺠﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺍﺯ
ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﻭ ﯾﮑﺮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﺤﺮﺍﺏ
ﻣﺴﺠﺪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺿﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪ!! ﺍﺯ ﺁﻥ
ﻣﺴﺠﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﺎﺯ
ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ!
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻥ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻓﻼﻥ ﻣﺴﺠﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻧﯿﺪ ﭼﻮﻥ
ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺁﻥ ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ!! ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯽ
ﻭﺿﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ!!
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ
ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ؛ ﺁﻣﭙﻮﻟﯽ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺎ
ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺤﻞ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ
ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻃﻬﺎﺭﺕ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﺑﺪﻥ
ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻡ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺪﻡ؛ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﺍﻟﻬﺎﻡ ﺷﺪ: ﺷﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻫﻢ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻤﺎﻋﺖ
ﻣﺴﺠﺪ؛ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻭﺍﺭﺩ
ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ
ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ. ﺣﺮﻓﻢ ﺭﺍ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﮐﺮﺩ. ﺍﻣﺎ ﭼﻪ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻣﻦ
ﺁﺑﺮﻭﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ!
ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ
 нoda  (1398/11/20 , 16:59)
💝𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓱𝓲𝓶 𝓐𝓡 💫💖
برای مشاهده کلیک کنید
 ELy  (1398/11/20 , 16:18)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
❣
حالا هی نق بزن زندگیم اینجوریه اونجوریه!

اصن زندگی بالا پایین نداشته باشه و روزای بد نباشه که نمیتونی بگی وای امروز چقدر خوش گذشت!

اصن آدمای بد نیان تو زندگیت که نمیتونی بگی دمش گرم فلانی چقدر خوب بود...

هوا آلوده نباشه صد سال نمیتونی بگی چقدر هوا امروز خوب و عالیه!

میدونی چی میخوام بگم؟
سیاهیا نباشن سفیدیا معلوم نمیشن رفیق...
از روزگار و خدا بابتِ سیاهیا گله نکن!
همونان که باعث میشن قشنگیایِ زندگی به چِشمت بیان، فکرتو مشغولِ اونا نکن!
چشاتو ببند و فقط و فقط به سفیدیا و قشنگیایِ زندگی فکر کن و خدا رو شکر کن...

انصافا چشامونو خیلیوقتا جوری میبندیم رو زندگی و قشنگیاش، و غرقِ سیاهیا میشیم، یه حالی واسه خودمون درست میکنیم که کاری از دستِ هیشکی برنمیاد و خودِ خدا هم نمیتونه اون لحظه به دادمون برسه...
 Roksana  (1398/11/20 , 15:22)
از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست
 ELy  (1398/11/20 , 14:38)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
دوست داشتن كه لباس تن نيست
كه هر وقت دلت نخواست عوضش كنى
خدا نخواست، قسمت نشد، حالا يكى
ديگر ندارد
آدم يكى را دوست دارد
يا هست مى شود عشق ابدى
يا نيست مى شود آغاز تنهايى...✌️

࿐჻ᭂ⸙❤️ ❤️⸙჻ᭂ࿐
 ماتادور  (1398/11/20 , 12:57)
برای مشاهده کلیک کنید
[url=]عکس[/url]
 Roksana  (1398/11/20 , 09:10)
از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست
برای مشاهده کلیک کنید
سلام و روزتون بخیر قشنگا
 ELy  (1398/11/20 , 07:29)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
✴️گفته بودی گاهِ دلتنگی

✴️سراغم رابگير

✴️گاه بی تابی دل آشوبی

✴️سراغم رابگير

✴️من هنوزم عابدچشم

✴️سخنگوی توام

✴️گر وفاداریتو هم

✴️گاهی سراغم رابگير ??
 нoda  (1398/11/20 , 02:25)
💝𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓱𝓲𝓶 𝓐𝓡 💫💖
برای مشاهده کلیک کنید
 نفس  (1398/11/19 , 23:49)
Flawless
برای مشاهده کلیک کنید
......
 kakojavad  (1398/11/19 , 23:19)
desert
بابام برام یکدونه ماسک خریده پنج هزارتومن، بعد هربار میخوام برم بیرون میگه الان نزن، بذار واسه مواقع مهم...فکر کنم منظورش از مواقع مهم موقعیه که من کرونا گرفتم و نباید بهش انتقال بدم
 ELy  (1398/11/19 , 22:26)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
Sometimes i just agree with people so that they can stop talking

گاهى وقتها با ادمها موافقت ميكنم، فقط براى اينكه ديگه حرف نزنن.
 Roksana  (1398/11/19 , 21:37)
از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست
برای مشاهده کلیک کنید
رد قدمهاشو دوسدارم
 ELy  (1398/11/19 , 20:54)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
دوست داشتن كه لباس تن نيست
كه هر وقت دلت نخواست عوضش كنى
خدا نخواست، قسمت نشد، حالا يكى
ديگر ندارد
آدم يكى را دوست دارد
يا هست مى شود عشق ابدى
يا نيست مى شود آغاز تنهايى...✌️
 Faranak  (1398/11/19 , 20:24)
√ⓢⓤℳⓔⓡ ⓖⓘⓡⓛ√
مراترک کردی تاتلخ شوم


شرابی شدم ناب
حسرت بکش.........
 нoda  (1398/11/19 , 19:54)
💝𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓱𝓲𝓶 𝓐𝓡 💫💖
برای مشاهده کلیک کنید
 Faranak  (1398/11/19 , 19:10)
√ⓢⓤℳⓔⓡ ⓖⓘⓡⓛ√
تقدیرمن این است که
هیچوقت عاشق نشدم زمانی هم که
عاشق شدم طرف حتی منونمی دید

حیرونه این تقدیرم
 нoda  (1398/11/19 , 18:36)
💝𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓱𝓲𝓶 𝓐𝓡 💫💖
برای مشاهده کلیک کنید
 ELy  (1398/11/19 , 16:32)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
سلامتی مردی که از سرکار برگشت دید زنش خوابه

تلویزیون رو خاموش کرد پتو رو کشید روی زنش بعد در گوشش گفت : پاشو شام رو بیار آخرین آنلاینت یک دقیقه پیش بوده


زنده باد تکنولوژی ?
 ELy  (1398/11/19 , 14:51)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻦ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﯾﻦ ﺧﻮشاﻣﺪ ﻣﯿﮕﻔﺖ.
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: یا ابالفضل


ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭﯼ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ.
بعد از چند لحظه، ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺖ: ﻣﺴﺎﻓﺮﯾﻦ ﻋﺰﯾﺰ ﭘﻮﺯﺵ ﻣﯿﻄﻠﺒﻢ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻗﻬﻮﻩ ﺩﺍﻍ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺷﻠﻮﺍﺭﻡ ﺭﯾﺨﺖ شلوارم کثیف شد!

یارو از ته هواپیما ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: قبر ﭘﺪﺭﺕ! ﺑﯿﺎ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮﺷﻠﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﻭﻣﺪ! ??
در کل: 15463
<< 1 ... 666 667 668 669 670 ... 774 >>

خانه
در کل : 0 عضو / 3 مهمان