شب بخیر، مهمان شب
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 597 598 599 600 601 ... 771 >>
 ❤نازدُخت?❤  (1399/2/5 , 02:00)
صورت عروسکی
برای مشاهده کلیک کنید
 ☆☆GitA☆☆  (1399/2/5 , 00:09)
بهشت همین جاست....
بهشت را می توان روی زمین احساس کرد
وقتی کسی برای شاديت تمام تلاشش رامی کند،دنیا مگر چیست...؟؟
جز دلهایی که برای مهرورزیدن دورهم جمع شده اند....
بهشت همین جاست پس....
مهربان باشیم.
 Faranak  (1399/2/4 , 23:17)
√ⓢⓤℳⓔⓡ ⓖⓘⓡⓛ√
برای مشاهده کلیک کنید
 ☆☆GitA☆☆  (1399/2/4 , 20:15)
ذهنت را ... 
از نتوانستن پاک کن؛ 
همیشه با افکار زیبایت زندگی کن؛ 
زیرا زندگی فقط با افکار تو زیبا می شود

????
 AlirezaM  (1399/2/4 , 19:32)
《Admin》
گفتیم
عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و
صبر کمتر است

سعدی
 ☆☆GitA☆☆  (1399/2/4 , 18:59)
برای مشاهده کلیک کنید
 MoHaMaD  (1399/2/4 , 15:25)
...
میخاین به خودتون رای بدید ولی نمیشه ؟!
ای داد بی داد ......
خب چرا بیخیالش میشین ؟!
فقط کافیه بزنین رو لینک زیر
رای دادن به آیدی خود
 AtEnA  (1399/2/4 , 14:06)
آدمک آخر دنیاست بخند:)
برای مشاهده کلیک کنید
 kakojavad  (1399/2/4 , 13:12)
desert
سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان

در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد؛ سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست ؟
گفت : خدا ... خدا...خدا...
او مرا نجات خواهد داد،
وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند، نزدیک گردن او متوقف شد.
مردم تعجب کردند؛ و فریاد زدند: آزادش کنید!
خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت

نوبت به وکیل دادگستری رسید؛
از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟
گفت : من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت میدانم؛
عدالت ... عدالت ...عدالت...
گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد.
مردم متعجب، گفتند : آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شد

آخر کار نوبت به فیزیکدان رسید؛
سؤال شد: آخرین حرفت را بزن
گفت :من نه کشیشم که خدا را بشناسم، و نه وکیلم که عدالت را بدانم
اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود
با نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند،
تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کرد

چه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به «گره ها» اشاره مى كنند!
 kia  (1399/2/4 , 11:08)
ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﮐﺮﻭﻧﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺩﯾﺪ ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ
ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﺎﺩ، ﺭﻓﺖ ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺶ ﻧﺸﺴﺖ، ﺷﺮﻭﻉ
ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﭘﻔﮏ ﺧﻮﺭﺩﻥ.
ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ ﻧﺸﺴﺖ ﭘﯿﺸﺶ ﮔﻔﺖ:ﭼﯿﮑﺎﺭ
ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﭽﮕﻮﻧﻪ ﮔﻔﺖ:ﭘﻪ ﭘﻪ
ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ
ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ ﮔﻔﺖ:ﺑﺨﻮﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯾﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺩﺩﻩ
 kia  (1399/2/4 , 07:27)
ﺍﻧﺪﺭ ﺩﻝ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﻏــﻢ ﻭ ﻣﺎﺗﻢ ﺑﺎﺩ
ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻭﻓﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﺯ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﻢ ﺑﺎﺩ
ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﻣـﺮﺍ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﯾﺎﺩ ﻧﮑﺮﺩ
ﺟﺰ ﻏـﻢ ﮐﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﺑﺮ ﻏﻢ ﺑﺎﺩ
 ***mahhsa***  (1399/2/4 , 01:05)
ﺣﺲ ﺑﻮﺩﻧﺖ
ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺲ ﺩﻧﯿــــــﺎﺳﺖ
ﺗﻮ ﮐـﻪ ﺑﺎﺷﯽ
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻧــــــــــــــــــﻪ !
ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺭﺍ ﻋﺸـــــﻖ ﺍﺳﺖ …
❤❤❤❤❤❤❤❤❤
 ELy  (1399/2/3 , 23:38)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
عزیزانی که دلشون برای هما تنگ شده و سراغشو از من گرفتن
به اطلاع میرساند هما فردا شب میاد
 AlirezaM  (1399/2/3 , 22:37)
《Admin》
کلیپ : http://8upload.ir/uploads/f71925179.mp4

آخر خندس .مستربین عالیه
 آگرین  (1399/2/3 , 20:58)
سلامتی بند کفش که حتی بعد کهنه شدن و پاره شدن کفش ازش جدا نمیشه
کاش ما آدما هم کمی مرام داشتیم حد اقل همو ول میکنیم
از پشت به هم خنجر نزنیم
 AlirezaM  (1399/2/3 , 20:28)
《Admin》
معنی نمک به حرام در لغتنامه ی دهخدا :
نمک به حرام . [ ن َ م َ ب ِ ح َ ] (ص مرکب ) ناسپاس . بی وفا. حق ناشناس . بی حقیقت و صداقت . خائن . سرکش و نافرمان . بدکار. بدعمل . (ناظم الاطباء). نمک نشناس . نمک کور. کافر. کافرنعمت . که حق نمک نگاه ندارد. که پاس ولی نعمت ندارد :
نمک به ساغر می ریخت زاهد شیاد
کسی نمک به حرامی چنین ندارد یاد
.......
وصف بعضیا دقیقا همین چیزی هست ک مرحوم دهخدا تو کتابش گفته. نمک به حروم
 AlirezaM  (1399/2/3 , 17:21)
《Admin》
ناگهان در کوچه دیدم بیوفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بَعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را...

مهدی اخوان ثالث
 آگرین  (1399/2/3 , 16:14)
هیچ وقت اجازه نده به بهایی عشق غرور و شخصیتتو خورد کنن
گاهی واقعا گفتن بره بجهنم یا به درک چیز بدی نیست
 Faranak  (1399/2/3 , 15:23)
√ⓢⓤℳⓔⓡ ⓖⓘⓡⓛ√
برای مشاهده کلیک کنید
 FAZi  (1399/2/3 , 14:49)
برای مشاهده کلیک کنید
.......
در کل: 15417
<< 1 ... 597 598 599 600 601 ... 771 >>

خانه
در کل : 1 عضو / 18 مهمان