نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| ☆☆GitA☆☆ (1399/3/13 , 18:10) |
[• من احتياط تو زندگيمو به ريسک كردن با آدماى اشتباه ترجيح ميدم،
چون توان سرزنش خودمو ندارم!•]
چون توان سرزنش خودمو ندارم!•]
| ☆☆GitA☆☆ (1399/3/13 , 16:38) |
[《من میدونم راهه درست چیه..
فقط نمیدونم چرا نمیرم!؟:》]
فقط نمیدونم چرا نمیرم!؟:》]
| ☆☆GitA☆☆ (1399/3/13 , 13:38) |
ι αм иσт ωнαт нαρρєи∂ тσ мє ι'м ωнαт ι ¢нσσѕє тσ вє¢σмє
من چیزی نیستم که برام اتفاق افتاده، من چیزی ام که خودم انتخاب میکنم باشم
من چیزی نیستم که برام اتفاق افتاده، من چیزی ام که خودم انتخاب میکنم باشم
| ♔faranak♔ (1399/3/13 , 12:43) √ⓢⓤℳⓔⓡ ⓖⓘⓡⓛ√ |
| ♔faranak♔ (1399/3/13 , 11:32) √ⓢⓤℳⓔⓡ ⓖⓘⓡⓛ√ |
| ☆☆GitA☆☆ (1399/3/13 , 10:31) |
|• کاش میشد رفت یه کهکشان دیگه زندگی کرد .gif)
دیگه یه شهر ..
دیگه یه کشور دیگه
و
یه قارهی دیگه اثر نداره ..
باید کهکشانم رو عوض کنم^_^•|
.gif)
دیگه یه شهر ..
دیگه یه کشور دیگه
و
یه قارهی دیگه اثر نداره ..
باید کهکشانم رو عوض کنم^_^•|
| AlirezaM (1399/3/13 , 09:12) 《Admin》 |
عابدی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی در نماز بکردی.
صاحبدلی شنید و گفت: اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی بسیار از این فاضل تر بودی.
سعدی - گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
صاحبدلی شنید و گفت: اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی بسیار از این فاضل تر بودی.
سعدی - گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
| ROKI (1399/3/13 , 08:43) از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست |

| Homa : Hidden (1399/3/13 , 04:16) |
ببین من که بالاخره صفحه ی تبلیغت رو میبندم، پس چرا دکمه ی بستنش رو انقدر کوچیک طرّاحی کردی؟؟ 

| $Saman$ (1399/3/13 , 02:32) ""رهگذر"" |
| ELy (1399/3/13 , 01:34) هستم ولی خستم |
واقعا چه گیری کردیم
ملت چیزی که نمیتونن تو دنیای واقعی باشن و ارزوششو دارن تو دنیای مجازی میشن
مام باید تحملشون کنیم
ملت چیزی که نمیتونن تو دنیای واقعی باشن و ارزوششو دارن تو دنیای مجازی میشن
مام باید تحملشون کنیم

| FAZi (1399/3/12 , 22:49) |
فرقی ندارد بهارباشد یا تابستان،پاییزباشد یا زمستان،هر زمانی که باشد من همچنان میگویم(گه تو این زندگی)

| kakojavad (1399/3/12 , 22:10) desert |
اگر شما فکر می کنید که جزو افراد باهوش هسیتید بگویید اشبتاه در کجاست؟
۱۲۳۴۵۶۷۸
۱۲۳۴۵۶۷۸
یعنی الان شما روی این موضوع تمرکز کردید !؟
من نگفتم که اشبتاه در اعداد است !!!
کلمه هستید ''هسیتید'' و کلمه اشتباه ''اشبتاه'' نوشته شده بود!!
پس بهتر نیست برگردیم از اول راهمنایی بخونیم؟؟؟؟!!!?
حتی کمله راهنمایی رو هم اشتباه خوندی !!
پس بهتره برگردیم اول دبستان چون کلمه ''کمله'' رو هم اشتباه خوندی !!?
پس برگردیم از مهد کودک بخونیم !
حتی کلمه مهد کودک هم اشتباه بود !!
چرابرگشتی بالارو نگاه کردی؟؟!
بزار زنگ بزنم یبمارستان روانی ها
کلمه بیمارستان هم اشتباهی بود؟؟!!!?
الوووووو اروژانس یکی بیاد اینارو ببرهههههههه !!
هههههههههه حتی نمتیونی کلمه اورژانس رو بخونی.
دیدی "نمیتونی" رو هم درست نخوندی !
من دیگه حرفی ندارم..
۱۲۳۴۵۶۷۸
۱۲۳۴۵۶۷۸
یعنی الان شما روی این موضوع تمرکز کردید !؟
من نگفتم که اشبتاه در اعداد است !!!
کلمه هستید ''هسیتید'' و کلمه اشتباه ''اشبتاه'' نوشته شده بود!!
پس بهتر نیست برگردیم از اول راهمنایی بخونیم؟؟؟؟!!!?
حتی کمله راهنمایی رو هم اشتباه خوندی !!
پس بهتره برگردیم اول دبستان چون کلمه ''کمله'' رو هم اشتباه خوندی !!?
پس برگردیم از مهد کودک بخونیم !
حتی کلمه مهد کودک هم اشتباه بود !!
چرابرگشتی بالارو نگاه کردی؟؟!
بزار زنگ بزنم یبمارستان روانی ها
کلمه بیمارستان هم اشتباهی بود؟؟!!!?
الوووووو اروژانس یکی بیاد اینارو ببرهههههههه !!
هههههههههه حتی نمتیونی کلمه اورژانس رو بخونی.
دیدی "نمیتونی" رو هم درست نخوندی !
من دیگه حرفی ندارم..
| kakojavad (1399/3/12 , 21:35) desert |
وقتی اعصابتون بهم میریزه، یه قاشق ماست بریزید تو یه فنجون قهوه با چند قطره آبلیمو بخورید?
آرومتون نمیکنه ولی باعث میشه دلپیچه و اسهال بگیرید؛ مشکلاتتون رو فراموش کنین کلا ??
آرومتون نمیکنه ولی باعث میشه دلپیچه و اسهال بگیرید؛ مشکلاتتون رو فراموش کنین کلا ??
| ☆☆GitA☆☆ (1399/3/12 , 20:14) |
|• از بچگی هیچیو زوری نمیخواستم.
حتی نزدیک ترین آدمای زندگیمو.
هرکسی میتونست هرجا که دلش خواست خودشو پاک کنه از زندگیم؛ اعتراضیم نمیکردم.
هیچوقت خواهش نکردم واسه اینکه برسم به چیزی یا کسیو نگه دارم. سعی میکردم خودم به دستش بیارم.
نه با خواهش، نه با التماس، حتی نه با کمک کسی.
اگرم نمیشد بیخیالش میشدم.
ولی هیچکدوم از اینا از سر غرور یا یه دندگیم نبود.
مشکل فقط اینجاست که چیزایی که با خواهش و التماس به دست بیان دیگه دوست داشتنی نیستن.•|
حتی نزدیک ترین آدمای زندگیمو.
هرکسی میتونست هرجا که دلش خواست خودشو پاک کنه از زندگیم؛ اعتراضیم نمیکردم.
هیچوقت خواهش نکردم واسه اینکه برسم به چیزی یا کسیو نگه دارم. سعی میکردم خودم به دستش بیارم.
نه با خواهش، نه با التماس، حتی نه با کمک کسی.
اگرم نمیشد بیخیالش میشدم.
ولی هیچکدوم از اینا از سر غرور یا یه دندگیم نبود.
مشکل فقط اینجاست که چیزایی که با خواهش و التماس به دست بیان دیگه دوست داشتنی نیستن.•|
در کل: 15576













خانه
در کل : 1 عضو / 18 مهمان