صبح بخیر، مهمان صبح
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 564 565 566 567 568 ... 779 >>
 ☆☆GitA☆☆  (1399/3/25 , 21:19)
اون بهت فِكر نميكنه




اما تو وقتى اينو خوندى؛
به اون فكركردى!!
 ☆☆GitA☆☆  (1399/3/25 , 20:48)
اجازه نده آدما خیلی ازت بدونن
چون همون دونه ها سنگ میشه
میزنن به سرت
اون موقع، اگه بزنه به سرت هم
نمیتونی هیچ کاری بکنی...
 ☆☆GitA☆☆  (1399/3/25 , 19:27)
گاهـــی آنچنـــان بــــد می شوم
آنچنــــان تلــــخ...!!!
که بــــرای دیـــگران قابــــل درکــــــــــ نیستم...!!!
حتی عزیزتـــرین کســـانم را از خـــودم می رنجــــانم...!!!
امــــا...!!!
تو این لحظــــه آرزو دارم بگوینــــد:
می دانم دستـــــ خودت نیستـــــ درکتــــ می کنم...!!!
ولــــی اونا نه تنهــــا اینو نمی گن...!!!
خیلــــی راحتــــــ تنهام می زارن...!!!
هیچکس دلیل بد شدنم،تلخ شدنم،کم آوردنم را نمی پرسه؟
حتی عزیزترین کسـانم به جای آروم کردنم
با حرفاشـــون بیشتـــر داغونم می کنن...
من فقـــط یه نفرو میخوام که بگه کنارتـــم
که بد بودنـــمو ندید بگیره،بهم بگه آروم باش!!! 
 AlirezaM  (1399/3/25 , 16:37)
《Admin》
پیرمردی لطیف در بغداد
دخترک را به کفشدوزی داد

مردک سنگدل چنان بگزید
لب دختر که خون از او بچکید

بامدادان پدر چنان دیدش
پیش داماد رفت و پرسیدش

کای فرومایه این چه دندان است؟
چند خایی لبش؟ نه انبان است

به مزاحت نگفتم این گفتار
هزل بگذار و جِد از او بردار

خوی بد در طبیعتی که نشست
ندهد جز به وقت مرگ از دست

سعدی - گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 ♔faranak♔  (1399/3/25 , 13:11)
√ⓢⓤℳⓔⓡ ⓖⓘⓡⓛ√
برای مشاهده کلیک کنید
 FAZi  (1399/3/25 , 11:18)
برای مشاهده کلیک کنید
 ROKI  (1399/3/25 , 10:30)
از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست
برای مشاهده کلیک کنید
 تیدا  (1399/3/25 , 04:27)
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یکنفردر آب دارد می سپارد جان.

 

یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید.

 

آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید

 

که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید،

 

آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند،

 

در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد میکند بیهود جان قربان!

 

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره،جامه تان بر تن؛

 

یک نفر در آب میخواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته میکوبد

 

باز میدارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایههاتان را ز راه دور دیده

 

آب را بلعیده درگود کبود و هر زمان بیتابش افزون
میکند زین آبها بیرون

 

گاه سر، گه پا.
آی آدمها!

 

او ز راه دور این کهنه جهان را باز میپاید،
می زند فریاد و امید کمک دارد

 

آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج میکوبد به روی ساحل خاموش

 

پخش میگردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش
می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور میآید:
" آی آدمها "...
 ELy  (1399/3/25 , 01:52)
هستم ولی خستم
طرف تا وقتی مجرده دوستاشو میپیچونه با دختره بره مسافرت، بعد باهمون دختر ازدواج میکنه اونو میپیچونه با دوستاش بره مسافرت

خب چته روانی ??
 FAZi  (1399/3/25 , 01:23)
اگه قرار باشه با توجه به جیبم یه جایی برم فقط میتونم برم تو فکر
 ☆☆GitA☆☆  (1399/3/25 , 23:28)
ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ سكوت ﮐﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ...
ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎیش ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺯﺩ
ﻭ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ یاﺩﺵ میماند...
ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭسید ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ
ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺮﺕ ﻓﺮیاﺩ
ﺧﻮﺍﻫﺪ کشید ...
ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﮎ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ که
ﭼﺮﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ :
ﺩنیا ، ﺩﺍرِ مکافات ﺍست...
 FAZi  (1399/3/24 , 22:35)
رفیق! می درخشی ?میتابی?اما دوری ..ماه? بودن همین است
 MoHaMaD  (1399/3/24 , 22:06)
...
دلم تنگ شده براش...
ویرایش توسط MoHaMaD (1399/3/24 , 22:07) [1]
 ☆☆GitA☆☆  (1399/3/24 , 21:19)
از یه آهنگ خوشم میاد
دانلودش میکنم
یک میلیون دفعه گوش میکنم
ازش متنفر میشم
شما هم همینطورین ؟
 Homa : Hidden  (1399/3/24 , 20:30)
ایران تنها کشوریه که پشت کامیوناش یاعلی و یاابوالفضل مینویسن داخل کامیون عکس هایده و حمیرا میزنن بار کامیونم تریاکه
 ROKI  (1399/3/24 , 20:00)
از اولش خدا بوده از اینجا به بعدشم هست
برای مشاهده کلیک کنید
 AlirezaM  (1399/3/24 , 19:27)
《Admin》
مراقب حرف هایی که نمیزنی باش
 ♔faranak♔  (1399/3/24 , 18:58)
√ⓢⓤℳⓔⓡ ⓖⓘⓡⓛ√
برای مشاهده کلیک کنید
 AlirezaM  (1399/3/24 , 18:09)
《Admin》
چنان به موی تو آشفته ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
 ELy  (1399/3/24 , 16:42)
هستم ولی خستم
یه بار منم گوشی پیدا کردم
یکی زنگ زد گفت داداش چرا عرق مارو نمیاری


گفتم ایشون گوشیش و گم کرده من مامور کلانتریم پیدا کردم الان خدمت میرسم
گفت جناب سروان باور کنید ایشون مربی باشگاهه میخواست بیاد عرقمون در بیاره سو تفاهم نشه.

این زیباترین فرار تاریخ بود???
در کل: 15576
<< 1 ... 564 565 566 567 568 ... 779 >>

خانه
در کل : 0 عضو / 1 مهمان