نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| kakojavad (1399/3/29 , 19:08) desert |
?یاد دارم در غروبی سرد سرد،
می گذشت از کوچه ما دوره گرد،
داد می زد: کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
اول ماه است و نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!
سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،
بوی نان تازه هوش اش برده بود،
اتفاقا مادرم هم، روزه بود،
صورت اش دیدم که لک برداشته،
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،
باز هم بانگ درشت پیرمرد،
پرده اندیشه ام را پاره کرد...،
دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم،
خواهرم بی روسری بیرون دوید،
گفت: "آقا، سفره خالی می خرید؟!!
(یاد دبیر حسابانم بخیر، هرجا هست سلامت باشه)
ویرایش توسط kakojavad (1399/3/29 , 19:08) [1]
می گذشت از کوچه ما دوره گرد،
داد می زد: کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
اول ماه است و نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!
سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،
بوی نان تازه هوش اش برده بود،
اتفاقا مادرم هم، روزه بود،
صورت اش دیدم که لک برداشته،
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،
باز هم بانگ درشت پیرمرد،
پرده اندیشه ام را پاره کرد...،
دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم،
خواهرم بی روسری بیرون دوید،
گفت: "آقا، سفره خالی می خرید؟!!
(یاد دبیر حسابانم بخیر، هرجا هست سلامت باشه)
ویرایش توسط kakojavad (1399/3/29 , 19:08) [1]
| AlirezaM (1399/3/29 , 18:12) 《Admin》 |
اندر دل من
درون و بیرون
همه اوست
...
مولانا
درون و بیرون
همه اوست
...
مولانا
| آگرین (1399/3/29 , 12:25) |
سلامتی بچه ای که گریه میکرد که کسی باهم بازی نمیکنه
تو دلم گفتم بزار بزرگ شی روزگار حسابی باهت بازی میکنه اونم بازی های جور واجور و همه رنگ
تو دلم گفتم بزار بزرگ شی روزگار حسابی باهت بازی میکنه اونم بازی های جور واجور و همه رنگ
| ☆☆GitA☆☆ (1399/3/29 , 11:48) |
بعضی آدمها خسیسند.
خساست انواع مختلف دارد.
یک نوع خساست هم هست به اسم خساست کلامی.
طرف اشتباه میکند، دست و دلش می لرزد بگوید "ببخشيد".
یکی را دوست دارد، انگار جانش را میگیرند بخواهد بگوید "دوستت دارم".
کاری برایش میکنی انگار از بند دلش کنده می شود بگوید " ممنون" و ...
حرفهای خوب مالیات ندارند...
اما گاهی نگفتنشان هزینه های هنگفتی به اطرافیانمان تحمیل میکند .
خساست انواع مختلف دارد.
یک نوع خساست هم هست به اسم خساست کلامی.
طرف اشتباه میکند، دست و دلش می لرزد بگوید "ببخشيد".
یکی را دوست دارد، انگار جانش را میگیرند بخواهد بگوید "دوستت دارم".
کاری برایش میکنی انگار از بند دلش کنده می شود بگوید " ممنون" و ...
حرفهای خوب مالیات ندارند...
اما گاهی نگفتنشان هزینه های هنگفتی به اطرافیانمان تحمیل میکند .
| kia (1399/3/29 , 08:02) |
ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﺎ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯿﺎﺷﻮﻥ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﻦ
ﻭﻟﯽ ﺑﺪﯾﺎﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺠﺮﺑﻪ
ﮐﻨﯽ
ﻭﻟﯽ ﺑﺪﯾﺎﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺠﺮﺑﻪ
ﮐﻨﯽ
| FAZi (1399/3/29 , 05:04) |
صبحتوووون بخیــــــــــــــــــر

| setel (1399/3/28 , 22:45) پزشک فرعون |
اونقدی که ادعای باشعوربودن بعضیا رو اعصابه، خود بیشعوریشون نیست!
| FAZi (1399/3/28 , 21:40) |
قرن بیست و یک برای بقیه کشورهاست، ما نهایتا سال دوم هجرت باشیم

| AlirezaM (1399/3/28 , 18:28) 《Admin》 |
چه منظره ى غم انگيزى است ديدن كسانى كه منتظرند خداوند همه چيز را درست كند ... .gif)
.gif)
| kakojavad (1399/3/28 , 16:28) desert |
آورده اند كه در مجلس شيخ ابوالحسن خرقانی سخن از كرامت مي رفت و هر يک از حاضران چيزي مي گفت.
شيخ گفت: كرامت چيزي جز خدمت خلق نيست.
چنان كه دو برادر بودند و مادر پيري داشتند. يكي از آن دو پيوسته خدمت مادر مي كرد و آن ديگر به عبادت خدا مشغول مي بود.
يک شب برادر عابد را در سجده، خواب ربود. آوازي شنيد كه برادر تو را بيامرزيدند و تو را هم به او بخشيدند.
گفت: من سالها پرستش خدا كرده ام و برادرم هميشه به خدمت مادر مشغول بوده است، روا نيست كه او را بر من رجحان نهند و مرا به او بخشند.
ندا آمد:
آنچه تو كرده اي خدا از آن بي نياز است و آنچه برادرت مي كند، مادر بدان محتاج...
شيخ گفت: كرامت چيزي جز خدمت خلق نيست.
چنان كه دو برادر بودند و مادر پيري داشتند. يكي از آن دو پيوسته خدمت مادر مي كرد و آن ديگر به عبادت خدا مشغول مي بود.
يک شب برادر عابد را در سجده، خواب ربود. آوازي شنيد كه برادر تو را بيامرزيدند و تو را هم به او بخشيدند.
گفت: من سالها پرستش خدا كرده ام و برادرم هميشه به خدمت مادر مشغول بوده است، روا نيست كه او را بر من رجحان نهند و مرا به او بخشند.
ندا آمد:
آنچه تو كرده اي خدا از آن بي نياز است و آنچه برادرت مي كند، مادر بدان محتاج...
| آگرین (1399/3/28 , 09:05) |
بیخیال نقشه های دیگران.
خودت با نقشه خودت زندگیتو بساز
خودت با نقشه خودت زندگیتو بساز
در کل: 15577












خانه
در کل : 0 عضو / 14 مهمان