ظهر بخیر، مهمان ظهر
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 29 30 31 32 33 ... 773 >>
 🅽🅰🅵🅰🆂🅸  (1404/11/16 , 01:14)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
به آیندگان بگویید ،
روزی که ماشه را کشیدند ،
ما در مزرعه ی آرزوهای بر باد رفته ،
میان خوشه های سوخته ی جوانی ؛
داشتیم رویا میکاشتیم .
ما همگی حیف بودیم ...
ویرایش توسط 🅽🅰🅵🅰🆂🅸 (1404/11/16 , 09:21) [2]
 مخ_كات  (1404/11/16 , 00:02)
گف بدون او میمیرم!اما هنو آنلاینع فک كنم ط قبرش وای فا وصلع
ویرایش توسط مخ_كات (1404/11/16 , 00:04) [1]
 مآه  (1404/11/15 , 16:12)

 تریاق  (1404/11/15 , 12:51)
آه خدای من
چقدر ستاره باید افول کند
تا این صبح بدمد…؟!

#احمدجان عثمان
 Rooney  (1404/11/15 , 06:39)
آهنگ میروم از مرحوم احمد کایا با ترجمه فارسی💔🚶
https://as4.cdn.asset.aparat.c ... udsb8
ویرایش توسط Rooney (1404/11/15 , 06:39) [1]
 مآه  (1404/11/14 , 16:26)
اگر دیدی همه جوره کارت خوب پیش میره
مطمئن باش اعتبارت پیش خدا بالاست...❤️
 مآه  (1404/11/14 , 13:49)
همه ی توقعات و انتظاراتم از آدم ها را از رابطه هایم حذف کرده ام.برایم مهم نیست اگر کسی حالم را نپرسد،مهم نیست اگر تاریخ روزهای مهم زندگی ام از حافظه کسی پاک شود.تنها چیزی که اهمیت می دهم حس خوبم کنار آدم هاست.هر کسی که در این حس خوب سهیم باشد را دوست دارم.آدم ها برایم کافی اند و چیز بیش تری ازشان نمی خواهم جز سهم شان در لحظه های مشترک.هرآدمی که به این لحظه ها کیفیتی دلپذیر ببخشد،دوست خوب من است.مهم نیست چه مدتی همدیگر را می شناسیم.در قشنگ ترین رابطه ای که داشته ام انگار همین شیوه را رعایت کرده بودیم که تاریخچه ی رابطه مان پربار و خوش بود.نمی شود از کسی انتظار داشت فراموشت نکند یا بیش تر دوستت داشته باشد.حتی نمی شود از کسی انتظار داشت که شکستگی های قلبت را ببیند.فقط لحظه ها هستند که روی همه چیز نور می تابانند و حس عمیق توی چشم ها را قابل دیدن می کنند...🌸☘️



 مخ_كات  (1404/11/14 , 01:06)
حالم مث بابای ک كنترل دسش نی:/
ویرایش توسط مخ_كات (1404/11/14 , 01:33) [1]
 Rooney  (1404/11/13 , 22:00)
دارم جمع میکنم برم صدا و سیما زندگی کنم اونجا همه چی گل و بلبله 💼
 🅽🅰🅵🅰🆂🅸  (1404/11/13 , 12:43)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
با خنده باز سر به سرِ غم گذاشتم
نامِ بهشت روی جهنم گذاشتم...

- امید صباغ نو
 مـᬼــحســᬼـــن  (1404/11/13 , 01:39)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
ما برای به دوش کشیدن این همه رنج ، به اندازه ی کافی گناهکار نبودیم.
 رز~مشكی  (1404/11/12 , 13:01)
قیافع فتبارک الله احسن الخالقین
:اخلاق اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
ویرایش توسط مخ_كات (1404/11/13 , 00:01) [2]
 مآه  (1404/11/11 , 12:06)
من زنانی را می شناسم،
که صبح ها وقتی از خانه بیرون می زنند،
قلبشان را تا می کنند و در گوشه ی کمد اتاق شان می گذارند.
زنانه گی هایشان را از یاد می برند،
و زیر چین ابرو و اخم پیشانی،
و تُن صدای محکم،پنهان می کنند.
زنانی که پشت عوض کردن دنده ی ۲و۳ ماشین زندگی،
یادشان می رود لطافت وظرافتِ به یغما رفته شان را.
من زنانی را دیده ام،
که بسیار دوست می دارند،
و کم دوست داشته می شوند،
بسیار می فهمند،
و کم درکشان می کنند،
بسیار می بخشند،
اما نصیبی نمی برند،
و بسیار می دَوَند،
اما هرگز نمی رسند.
و همین زنان،
شبها با خسته گی،
با دیوارهای خالی خانه ،
و در سکوت سنگین اتاق شان،
در آنجا که هیاهوی جریان زندگی متوقف می شود،
در آینه ی قدی اتاق شان،همچنان به دنبال زنی که خود می شناسند،می گردند.
زنی که،
دوست دارد بخندد،
برقصد،
و آزادانه خودش باشد...🌸☘️

 مآه  (1404/11/11 , 08:47)
لعل سيراب به خون تشنه لب يار من است
وز پی ديدن او دادن جان کار من است

شرم از آن چشم سيه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او ديد و در انکار من است
 مـᬼــحســᬼـــن  (1404/11/11 , 00:28)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
کاش خاور در میانم بود و من در خاورمیانه نبودم
 مآه  (1404/11/10 , 23:58)
 رز~مشكی  (1404/11/10 , 19:53)
ازهیچكس هچی بعید نیس حتی همونی ک الان از ذهنت گذش
 رز~مشكی  (1404/11/10 , 11:06)
ط جا زدی من جا خوردم
او جا گرف و همین
جابجای ها جانمان را گرف
 Rooney  (1404/11/10 , 05:09)
 رز~مشكی  (1404/11/9 , 21:44)
آن رفیقی ک ب دوران غمم دور نرفت
زیرشمشیر غمش رقص كنان خواهم رفت
در کل: 15455
<< 1 ... 29 30 31 32 33 ... 773 >>

خانه
در کل : 0 عضو / 3 مهمان