وقت بخیر، مهمان عصر
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 299 300 301 302 303 ... 773 >>
 ♡~☆MaHsA☆~♡  (1400/11/23 , 23:52)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
دائما یکسان نباشد

حال دوران

غم مخور...

?حافظ
 parsamehraein  (1400/11/23 , 15:21)
آموزش <a href="https://parspack.com/blog/security/keepass-password"> نرم افزار امنیت پسورد </a> Keepass Password Safe به عنوان یکی از ابزار های تولید و راهنمای ساخت کلمه عبوری ایمن با الگوهای خاص و امنیت بالا، موضوعیست که در این مقاله قصد داریم به آن بپردازیم.داشتن رمز عبور ایمن امروزه یکی از مهم ترین دغدغه ها و نکاتیست که باید به آن توجه کرد و با دانش کافی اقدام به تعیین کلمه عبور هایی ایمن، در محیط های مختلف کرد.حفظ امنیت پسورد از دیگر نکاتیست که علاوه بر رعایت استاندارد ها و اصول تعیین کلمه عبور، باید در حفظ و نگه داری آن نیز اهمیت ویژه ای داشته باشیم.
 آگرین  (1400/11/23 , 00:07)
شبتون بلطافت گل. و خواباتو به شیرینی عسل.
 Nazanin 7  (1400/11/22 , 23:17)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙
خدایا ما به معجزه هات تو لحظات
نا امیدی محتاجیم?
 Sara  (1400/11/22 , 22:14)
𝒃𝒆 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒐𝒘𝒏 𝒉𝒆𝒓𝒐
برای مشاهده کلیک کنید
..
 آگرین  (1400/11/22 , 18:23)
مردی از دیوانهای پرسید: اسم اعظم خدا را میدانی؟

دیوانه گفت: نام اعظم خدا «نان» است اما این را جایی نمیتوان گفت!

مرد گفت: نادان شرم کن، چگونه نام اعظم خدا نان است؟

دیوانه گفت: در مدتی که قحطی نیشابور چهل شبانهروز طول کشید، من میگشتم، دیگر نه هیچجایی صدای اذان شنیدم و نه درب هیچ مسجدی را باز دیدم، از آنجا بود که دانستم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه اتحاد مردم نان است!!

#عطار
 سونامی  (1400/11/22 , 15:34)
برای مشاهده کلیک کنید
 Nazanin 7  (1400/11/22 , 14:07)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙
فقط چون خارج از اختیار توئه به این معنی نیست که خارج از ارادهی خداست!??
 آگرین  (1400/11/22 , 11:53)
مردی هر روز رأس ساعتی معين به گوشه ميدان شهر میرفت و لحظاتی كلاهش را از سرش بر میداشت و به شدت تكان میداد. روزی پليس علت اين كار را از وی جويا شد.
گفت: با اين كار زرافهها را دور میكنم!
پلیس پرسید: من در اين جا زرافهای نمیبينم؟!
پاسخ شنید: اين نشاثن میدهد كه من كارم را درست انجام میدهم!!

به این میگویند توهم مفید بودن!
ما روزانه با توهم مفید بودن در بسیاری از موارد گوناگون سروکار داریم

#هنر شفاف اندیشیدن
 ♡~☆MaHsA☆~♡  (1400/11/22 , 02:40)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
چه می خواهم از دنیا ؟!
گوشه ی دنجی که عایقِ دغدغه باشد و دیوارهایش در مقابل ناامنیِ غم ها و خاطرات آدم ها ، حفاظ داشته باشد .
جایی که من باشم و موسیقی و کتاب هایم ...
من باشم و بی خیالی ها ،
من باشم و آرامش ،
من باشم و تنهایی و جهانی که با من کاری ندارد و آدم هایی که سراغم را نمی گیرند ...
چه می خواهم از دنیا ؟
مدتی به دور از شلوغی و دغدغه ها زیستن ،
کمی به حالِ خود بودن ،
کمی خلوت ، کمی رفتن ،
وَ بی خبر بودن ،
و بی خبر بودن ،
و بی خبر بودن ...

#نرگس_صرافیان_طوفان
 FAZi  (1400/11/22 , 01:01)
بعضیا تو وقتای خالی شون باهاتون صحبت می کنن
بعضیام وقتشونو خالی میکنن تا باهاتون صحبت کنن
فرقشو بفهم !
 Nazanin 7  (1400/11/21 , 22:40)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙
برای مشاهده کلیک کنید
11111
 آگرین  (1400/11/21 , 20:28)
و سلام به حرفایی که تو دلمون موند
آنقدر گفته نشدن تا تو دلمون موندن . مردن . و پوسیدن
بی اینکه کسی ازشون با خبر بشه!!
 Rahil  (1400/11/21 , 17:23)
از هر طرف محاصره در عشقت
همیشه به چشمی اعتماد کن که ،
به جای صورت به سیرت تو مینگرد
به دلی دل بسپار
که جای خالی برایت داشته باشد
ودستی را بپذیر که باز شدن
را بهتر از مشت شدن بلد باشد
 آگرین  (1400/11/21 , 12:21)
خیلیا برامون مردن
اما افسوس هیچ نشانی از سنگ گورشون نداریم پنجشنبه ای بریم براشون فاتحه بفرستیم و خیرات کنیم تا شاید دلمان آرام گیرد!!!

(رسم زمونه)

#نرگس کاتوزیان
 Nazanin 7  (1400/11/21 , 10:46)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙

 آگرین  (1400/11/21 , 09:33)
رفقایی هستن که
بی اینکه کارشون بهت گیر باشه کنارت هستن
و بی توقع دوستت دارن

تقدیم به هرچی رفیق با مرامه!
 آگرین  (1400/11/20 , 23:17)
شبها چنان دیر خوابم میبرد که گاه ساعتها و دقایق را گم میکنم.
کاش میدانستم لالایی های کودکیم که مادرم میخواند
لالا گل لاله جهان برام بی تو محاله.
و هزاران گل دیگه . و دستان گرم و با محبتش را کجای بچه گی هام جا گذاشتم. میرفتم برش میداشتم تا باز عین اون زمانها راحت و خیلی زود بخواب برم.

*شعله کرمانشاهی*
شبتون آروم و ایام بکام تون
 سونامی  (1400/11/20 , 18:04)
برای مشاهده کلیک کنید
همیشه که نباید حرف زد...!!!
 آگرین  (1400/11/20 , 10:04)
دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام

نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام

شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر

پاداش ذلتی که به زندان کشیده ام

از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دار

کز این دو چشمه آب فراوان کشیده ام

جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار

آخر غمت به دوش دل و جان کشیده ام

دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس

من بی تو دست از این سرو سامان کشیده ام

تنها نه حسرتم غم هجران یار بود

از روزگار سفله دو چندان کشیده ام

بس در خیال هدیه فرستاده ام به تو

بی خوان و خانه حسرت مهمان کشیده ام

دور از تو ماه من همه غم ها به یکطرف

وین یکطرف که منت دونان کشیده ام

ای تا سحر به علت دندان نخفته شب

با من بگوی قصه که دندان کشیده ام

جز صورت تو نیست بر ایوان منظرم

افسوس نقش صورت ایوان کشیده ام

از سرکشی طبع بلند است شهریار

پای قناعتی که به دامان کشیده ام

#شهریار
در کل: 15459
<< 1 ... 299 300 301 302 303 ... 773 >>

خانه
در کل : 0 عضو / 2 مهمان