صبح بخیر، مهمان صبح
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 114 115 116 117 118 ... 765 >>
 pochpoch  (1402/5/6 , 06:16)
الان همون جام ک آقاعلیرضا گفت:نادانی انسان ها مرا آزار میدهد?
 pochpoch  (1402/5/6 , 04:44)
پناه بر آغوشت
از شَرِ تمامِ دلتنگی ها...
 pochpoch  (1402/5/5 , 17:45)
انقد به آرزوهات پیله کن تا پروانه شی...

 pochpoch  (1402/5/5 , 16:10)
من زنی را میشناسم که هیچگاه در انتظار ظهور دستی برای برآوردن آرزوهاش نماند، خودش بلند شد، یکتنه ایستاد و برای آرزوهای خودش آستین بالا زد و ذره ذره موفق شد.
من زنی را میشناسم که هم ظریف بود، هم محکم، هم تکیهگاه بود، هم تکیه زدن به شانههای مردانهای را دوست داشت. هم گریه میکرد، هم میخندید، هم دوست داشت، هم دوستداشتنی بود.
من زنی را میشناسم که هم کودکانه شیطنت میکرد، هم بالغانه مدیریت. هم سربهزیر بود، هم جسور. هم عاشق بود، هم فارغ.
من زنی را میشناسم که آرام بود و آرامش را بهقدر دایرهی تأثیر خودش تکثیر میکرد. زنی که زیباترین بود، هم درونی و هم بیرونی و متناسب با شرایط، درستترین حرفها را میزد و اصیلترین رفتارها را داشت.
من زنی را میشناسم که مستقلانه میزیست و مستقلانه اقدام میکرد، که کمک میگرفت اما همیشه اول و آخر، روی توانمندیهای خودش حساب میکرد. که سنگفرشهای یک خیابان معمولی با خیابانهای پاریس براش فرقی نمیکرد و حال دلش با تابش آفتاب و تماشای گیاه و پرندهها و کتابها و موسیقی خوب میشد. که برای حال خوب خودش میجنگید و لایههای زمخت عادت و روزمرگی را کنار میزد و از لابلای جزئیات ساده و دست و پاگیر حیات، دلپذیرترین دلخوشیها را برای خودش بیرون میکشید و عمیقا ذوق میکرد.?
من زنی را میشناسم که حضورش حال جهان را بهتر میکرد. که عمیق بود و وسیع بود و با گیاهان و با آسمان و با اقیانوسهای آرام و در نوسان، نسبت داشت.
 ♡ رآمــــین ♡  (1402/5/5 , 14:42)
از‌خونمون‌میاد‌فقط‌درداش‌به‌یادم
من اسمشو گذاشتم تبسمِ درد...

باید تبسم درد رو دانسِشو بفهمی

یعنی باید موقع درد لبخند بزنی

و وقتِ فشار سرپا وایسی

باید یهو یه شبه شبیخون بزنی و ننه ب*ای

وگرنه سرِ صبح و خوشی و برنامه ریزی رو که همه بلدن

باید نونِ امروزو همین امروز بخوری وگرنه بیات میشه

همین فردا نه،
همین الان!
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/5/5 , 02:18)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
همیشه میترسیدم کسانی را که دوست دارم یک روزی از دست بدهم اما باید از خودم بپرسم آیا کسی هم هست بترسد از اینکه من را یک روز از دست بدهد؟
-پائولو کوئلیو
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/5/4 , 23:23)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
صادق هدایت تو نامه هاش خیلی موده. از این بعد کسی ازم بپرسه چه خبرا؟ چطوری؟ اینو میفرستم براش؛
«به هر حال این اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم میسوزيم و میسازيم. قسمتمان اين بوده يا نبوده ديگر اهميت ندارد.
سگ بريند روی قسمت و همه چيز.»
+ دیگه چه خبر؟
« زندگی به حماقت سابق ادامه دارد. نه امیدی است و نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای. چهار ستون بدن را به کثیفترین طرزی میچرانیم و شبها به وسیلۀ دود و دم و الکل به خاکش میسپریم و با نهایت تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آوردیم. مسخره بازی ادامه دارد.»
 saeed8v  (1402/5/4 , 19:03)
mahyad & lenna

single
 ♡ رآمــــین ♡  (1402/5/4 , 16:10)
از‌خونمون‌میاد‌فقط‌درداش‌به‌یادم
بابا ما نشسته بودیم رو تختمون داشتیم زندگیمونو میکردیم
میرفتیم میومدیم کاری ب کار کسی نداشتیم اصن
یهو سرو کلت از ناکجا آباد پیدا شدو هی نیش مارو باز کردی
هی گفتیم نه از هم صحبتیش لذت بردیم لابد! وگرنه علاقه ک کشک نیس اینجوری یهو بوجود بیاد
گذشتو گذشت دیگه جواب پیاماتو نشد تو جمع بدیم ک یه وقت قیافمون چپل چلاق نشه سوال پیچمون کنن
هی ما تو خلوت خنده ردو بلد کردیم
تا ی روز ک قبول کردیم دلو دادیم رفته
حالا هی این ضربان قلبمون بالا پایین میشد بعد گرفتی یه لبخند وصله پینه سر در قلبمون کردیو
مام رو ابرا سیر میکردیم روز ب روزم قشنگ ترش میکردی
تا کوچولو کوچولو دلمون رو تاول تاول کردی
گذشت
دل درد امونمونو برید
گفتیم بیا آقا دلتو بگیر دل مارو پس بده
حالا درسته ما دستامونو نشستیم ک رد دلتون نره ولی شما که نباید می فهمیدی
خلاصه اینکه ما دلمون شمارو خیلی میخواد ولی شما نشنو،
حالا تهشم واسه عادی جلوه دادن باید بگیم ببخشید شما؟
 آسو  (1402/5/4 , 10:04)
ذاتیست برخی ویژگی های بشر (:
 pochpoch  (1402/5/4 , 06:25)
دیوونگی هم قشنگه

دیوونگی خود خود عاقلیه

ما دیوونه ها قلبهامون زیباتره

تپنده تر، پر نور تر

چون ما خود خودمونیم

کاش یه روزی دنیا اینو میفهمید...
 pochpoch  (1402/5/4 , 00:37)
بغض کردیم و
حسودان جهان شاد شدند...
 ♡ رآمــــین ♡  (1402/5/3 , 21:17)
از‌خونمون‌میاد‌فقط‌درداش‌به‌یادم
ما تُنگ بودیم
دریا بودیم که ماهیمون نمیمرد.
 **nafasi**  (1402/5/3 , 20:11)
انگار گیر کردی تو یک باکس شیشهای، میبینی میفهمی متوجه میشی ولی هیچکاری از دستت بر نمیآد، منتظری اکسیژن تموم بشه ولی بالای باکس یک حفرهای خیلی کوچیک هست، اکسیژن رو کم میکنه ولی نه در حدی که بمیری میخوای با شیشه خودت رو بکشی ولی دیواره های باکس نمیشکنه تو میفهمی بیرون از باکس چه اتفاقی داره میوفته ولی بقیه نمیفهمن تویی وجود داره صداشون میآد ولی صدای تو نمیره یک چرخه تکراری و مزخرف به اسم زندگی.
 pochpoch  (1402/5/3 , 18:09)


 ?N̴a̴z̴a̴n̴i̴n̴ ̴7̴?  (1402/5/3 , 13:09)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙


مشخصه چقدر شیطونن؟ یا بیشتر توضیح بدم??
مهمان: کیه کیه منم تهی (1402/5/3 , 12:09)
کیه کیه منم تهی کسی نیست منم و توییم
چشم توو چشم وصل وصلیم وقتشه همو بغل کنیم
چی شد دلت خواست منم دلم خواست?
ویرایش توسط کیه کیه منم تهی (1402/5/3 , 12:13) [1]
 pochpoch  (1402/5/3 , 11:22)
وقتی می گوییم دور!

دور از کجا؟

هر کسی باید یک نفر را دشته باشد

تا فاصله ها را با او بسنجد . . .
 pochpoch  (1402/5/3 , 08:08)
در استجابت کدام آرزو از من، گرفته اند تو را؟!
 ♡ رآمــــین ♡  (1402/5/3 , 01:14)
از‌خونمون‌میاد‌فقط‌درداش‌به‌یادم
خیلی دوسدارم بهتون بگم یه ** ارزش این کارا رو نداره
ولی ** واقعا ارزش این کارا رو داره ?
در کل: 15299
<< 1 ... 114 115 116 117 118 ... 765 >>

خانه
در کل : 0 عضو / 7 مهمان