نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
![]() | Nazanin 7 (امروز, 01:06) خدایا، قربون آسمون آبیت💙 |
گاهی اوقات باید بدترین دردها رو بکشی؛
تا بهترین تغییرها رو تجربه کنی!
تا بهترین تغییرها رو تجربه کنی!
آگرین (دیروز, 23:53) |
خیلی بچه بودیم تو گوشمون خوندن بزرگ شده.
انشا...ه بزرگتر میشی میری مدرسه. و ما با خودمون فکر میکردیم مدرسه که بریم دیگه همه چی گل و بلبله
مدرسه رفتیم دیدیم چیزی ک گفته بودن نشد
این بار گفتند
انشا...ه دانشگاه بری
با خودمون گفتیم حالا ک مدرسه اون چیزی ک میخواستیم نبود دیگه دانشگاه بهشته.
گذشت و گذشت و رفتیم دانشگاه.
اونجا وضع بهتر ک نشد بدتر هم شد. هر خطا یا اشتباه کوچیکی میشد گناه بزرگ. چرا؟ چون دانشجوی مملکت بودی.
باز اومدن گفتن
انشا...ه میری سرکار و وضع بهتر میشه.
رفتیم سرکار اما اینم فهمیدیم که از کوچیکی سرکار بودیم و هر مرحله که گذشت وضع به جای بهتر شدن بدتر شد.
به قول مرحوم طالبی
حتی دانشجو دانشگاه تهران بودن هم از دور خوش است.
و قدیمی ها هم چقد قشنگ فرمودن صدای دهل از دور خوشتر.
انشا...ه بزرگتر میشی میری مدرسه. و ما با خودمون فکر میکردیم مدرسه که بریم دیگه همه چی گل و بلبله
مدرسه رفتیم دیدیم چیزی ک گفته بودن نشد
این بار گفتند
انشا...ه دانشگاه بری
با خودمون گفتیم حالا ک مدرسه اون چیزی ک میخواستیم نبود دیگه دانشگاه بهشته.
گذشت و گذشت و رفتیم دانشگاه.
اونجا وضع بهتر ک نشد بدتر هم شد. هر خطا یا اشتباه کوچیکی میشد گناه بزرگ. چرا؟ چون دانشجوی مملکت بودی.
باز اومدن گفتن
انشا...ه میری سرکار و وضع بهتر میشه.
رفتیم سرکار اما اینم فهمیدیم که از کوچیکی سرکار بودیم و هر مرحله که گذشت وضع به جای بهتر شدن بدتر شد.
به قول مرحوم طالبی
حتی دانشجو دانشگاه تهران بودن هم از دور خوش است.
و قدیمی ها هم چقد قشنگ فرمودن صدای دهل از دور خوشتر.
gharibe ashena (دیروز, 21:06) |
.
گاهی دنیا
برایت کوچکتر از یک قفس می شود
که باید اندوهی
به بزرگی اقیانوسها در آن جای دهی ....
گاهی دنیا
برایت کوچکتر از یک قفس می شود
که باید اندوهی
به بزرگی اقیانوسها در آن جای دهی ....
🍫 110 🍪🍓 (دیروز, 15:41) |
عشقم دلانا و لاغیر
ویرایش توسط 🍫 110 🍪🍓 (دیروز, 15:41) [1]

ویرایش توسط 🍫 110 🍪🍓 (دیروز, 15:41) [1]
gharibe ashena (1404/6/7 , 13:24) |
غمهای خوب نشدنی کلمه نمیشن؛ اشک میشن
پشت فرمون،
حین آشپزی و گردگیری،
دقایقی قبل از خواب،
سر یه تیکه آهنگ،
زیر دوش،
وسط فشار کار،
موقع جویدن غذا،
میشن روزمرگی...
پشت فرمون،
حین آشپزی و گردگیری،
دقایقی قبل از خواب،
سر یه تیکه آهنگ،
زیر دوش،
وسط فشار کار،
موقع جویدن غذا،
میشن روزمرگی...
زهرا تبریزی (1404/6/5 , 20:53) |
در وادیِ خاموش دِلان
تو راوی نور باش 🌱🌄
تو راوی نور باش 🌱🌄
مـᬼــحســᬼـــن (1404/6/5 , 12:56) تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده ام❤ |
یه وقتاییم هست که از شدت ناراحتی نمیدونی چته.
نمیدونی به خاطر کدوم دردت ناراحتی،
وقتی کلی درد روی هم جمع میشن و یه درد بزرگ میسازن باعث میشه گاهی اوقات بی دلیل ناراحت شی و ندونی برای چی ناراحتی .
نمیدونی به خاطر کدوم دردت ناراحتی،
وقتی کلی درد روی هم جمع میشن و یه درد بزرگ میسازن باعث میشه گاهی اوقات بی دلیل ناراحت شی و ندونی برای چی ناراحتی .
مهدی (1404/6/4 , 14:38) لعنت به فردا که نذاشت امروز را زندگی کنیم. |
روزی از سقراط پرسیدند : کدام بهتر است؟ ازدواج کردن یا نکردن؟
سقراط در پاسخ گفت: در هر دو حالت پشیمان میشويد.
روز دیگری از او همین سوال را پرسیدند. او پاسخ داد: در هر حال، ازدواج کردن بهتر است. اگر همسر خوبی داشته باشید، خوشبخت میشوید. اگر همسر بدی اختیار کنید، فیلسوف!
سقراط در پاسخ گفت: در هر دو حالت پشیمان میشويد.
روز دیگری از او همین سوال را پرسیدند. او پاسخ داد: در هر حال، ازدواج کردن بهتر است. اگر همسر خوبی داشته باشید، خوشبخت میشوید. اگر همسر بدی اختیار کنید، فیلسوف!
مهدی (1404/6/3 , 22:29) لعنت به فردا که نذاشت امروز را زندگی کنیم. |
همه ي آدمها با هم برابرند، اما پولدارها محترم ترند! اما دخترها پر طرف دارترند، اما بچه ها واجب ترند، اما خانمها مقدم ترند! اما سفيدها برترند و سياه ها بدبخت ترند.. البته تبعيضي در کار نيست؛ در کل همه ي آدمها با هم برابرند، اما بعضي ها برابرترند!
بریده ای از کتاب قلعه حيوانات جورج اورول
بریده ای از کتاب قلعه حيوانات جورج اورول
![]() | user (1404/6/3 , 13:24) |
گلهایی که
به مراقبت بیشتری
نیاز داشتند ؛
باغبان های
بی تفاوت تری
نصیبشان شد.
به مراقبت بیشتری
نیاز داشتند ؛
باغبان های
بی تفاوت تری
نصیبشان شد.
![]() | user (1404/6/2 , 12:21) |
- داری به چی فکر میکنی؟
+ به تو....
نه کسی منتظر است
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه!
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه...

+ به تو....
نه کسی منتظر است
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه!
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه...

آگرین (1404/6/2 , 07:22) |
و در پایان تنها کسی که برات میمونه خودتی و خودت.
پس قبل از دوست داشتن دیگران خودتو دوست داشته باش.
به خودت عشق به ورز و به خودت اجازه نده برای دیگرانی که امروز هستن و فردا نیستن از رسیدگی به خودت غافل بشی و چیزهای رو انجام بدی که دلت نمیخادشون
پس قبل از دوست داشتن دیگران خودتو دوست داشته باش.
به خودت عشق به ورز و به خودت اجازه نده برای دیگرانی که امروز هستن و فردا نیستن از رسیدگی به خودت غافل بشی و چیزهای رو انجام بدی که دلت نمیخادشون
![]() | user (1404/6/2 , 23:38) |
آرامم آرام
همچون زلزله زده یی که
نمی داند برای مرگ کدام عزیزش به سوگ بنشیند ….
همچون زلزله زده یی که
نمی داند برای مرگ کدام عزیزش به سوگ بنشیند ….
مـᬼــحســᬼـــن (1404/5/31 , 22:28) تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده ام❤ |
در مورد افسردگی نقل قولی وجود دارد[نقل به مضمون]: «انسان میتواند تقریباً از هر چیزی جان سالم به در ببرد، به شرطی که بتونه براش پایانی رو تصور کنه. اما افسردگی به حدی موذیه، و هر روز شکل جدیدی به خود میگیرد که بسیار دشواره تا برایش پایانی تصور کرد».
![]() | user (1404/5/31 , 16:35) |
![]() | user (1404/5/31 , 14:36) |
پر کن پیاله را
ک این آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جامها که در پی هم میشود تهی
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد
من با سمند سرکش و جادویی شراب
تا بیکران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریزپا
تا شهر یادها
دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمیبرد
هان ای
عقاب عشق
از اوج قله های مه آلود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز همر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد
آن بی ستاره که عقابم نمیبرد
در راه زندگی
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی
با اینکه ناله می کشم از دل که : آب آب
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پر کن پیاله
را
ک این آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جامها که در پی هم میشود تهی
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد
من با سمند سرکش و جادویی شراب
تا بیکران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریزپا
تا شهر یادها
دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمیبرد
هان ای
عقاب عشق
از اوج قله های مه آلود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز همر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد
آن بی ستاره که عقابم نمیبرد
در راه زندگی
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی
با اینکه ناله می کشم از دل که : آب آب
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پر کن پیاله
را
![]() | user (1404/5/31 , 14:01) |
خب، آدم همیشه می داند که جاهای دیگری هم هست، ولی می مانَد.
![]() | user (1404/5/31 , 13:18) |
بعضی ها برایمان
یک استکان چای داغند
که در شبی برفی
در مسافرخانه ای بین راه سر می کشیم
بعضی ها
کبریتی روشن اند تا
تاریکی هایمان را لحظه ای
فقط لحظه ای
آتش بزنند ...
بعضی ها اما
تنها قطره ای اشکند
در چشمانمان حلقه می زنند تا
می....
اف....
تند....
یک استکان چای داغند
که در شبی برفی
در مسافرخانه ای بین راه سر می کشیم
بعضی ها
کبریتی روشن اند تا
تاریکی هایمان را لحظه ای
فقط لحظه ای
آتش بزنند ...
بعضی ها اما
تنها قطره ای اشکند
در چشمانمان حلقه می زنند تا
می....
اف....
تند....
![]() | user (1404/5/31 , 11:54) |
خیلی وقتا آدما
ازرو فضولی حالتو میپرسن نه ازرومحبت
ازرو فضولی حالتو میپرسن نه ازرومحبت
در کل: 15873