شب بخیر، مهمان شب
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 2 3 4 ... 389 >>
 Firoozeh  (1399/12/5 , 13:57)
پزشک فرعون
این چیزایی که من از خدا میخوام مثل این میمونه که به بابام بگم داری میای یه پاکت سیگارم برای من بگیر



کاسپاروف
 AlirezaM  (1399/12/5 , 12:41)
خوب باشی، خوبه حالم
دخترا هميشه دوتا مشكل اساسي دارن

1- كُمُدشون ديگه جايی واسه لباس جدید نداره
2- ميخوان برن بيرون هیچ لباسی ندارن که بپوشن

:/
 Firoozeh  (1399/12/5 , 11:01)
پزشک فرعون
رمز خوشبختی رو من نفهمیدم
ولی رمز بدبختی اینه که بخوای همه رو از خودت راضی نگه داری.
 kia  (1399/12/5 , 07:41)
صبحتون بخیرر
 FAZi  (1399/12/4 , 22:23)
kabedam
شبتون پرتقالی....
 ❤ ƒムイł ❤  (1399/12/4 , 21:07)
ʝ ɨgムЯ
🌵گفت حواسِت به آدمهایی که کاکتوسوار زندگی میکنن باشه
گفتم کاکتوسوار؟
منظورت چیه؟!
«آدمهایی که مثل کاکتوس، نیازی نیست دائم حواست بهشون باشه
نیازی نیست هرروز خاکِشون رو چِک کنی تا مبادا خشک شده باشه
ترسِ پلاسیده شدنشون رو نداری
به خیالت خیلی مقاومن...
اما یه روز که مثل روزای دیگه مشغولِ رسیدن به بقیه گل های رنگارنگت هستی
چشمت به کاکتوست میوفته میبینی زردو پلاسیده شده
و ریشه هاش خاکِستر...
و تو تازه همون روز میفهمی
کاکتوس ها هم میمیرن
اما تدریجی...
و بی خبر...»🌵
 ELy  (1399/12/4 , 19:07)
Turk kizi
جالبه بدونید تحقیقات نشون داده وقتی دو نفر عاشق همدیگه هستن و همزمان بهم نگاه میکنن ضربان قلبشون باهم هماهنگ میشه
 FAZi  (1399/12/4 , 15:59)
kabedam
صادق هدایت :

کاش میتوانستم مانند زمانیکه بچه و نادان بودم آهسته بخوابم، خوابِ راحت بیدغدغه!
 Firoozeh  (1399/12/4 , 10:56)
پزشک فرعون
از یه جایی به بعد آدم هم عاقل میشه و هم مهر و محبتش رو جای اینکه پای آدمها حروم کنه نثار پای گربه، سگها و گلدونهاش میکنه، بدون توقع و به دور از هر آسیبی.
 ❤ ƒムイł ❤  (1399/12/4 , 09:39)
ʝ ɨgムЯ
 SogOol  (1399/12/4 , 01:21)
فاطی چقد همه جارو پُرِ قلب کردی 😻♥️😹
 ❤ ƒムイł ❤  (1399/12/4 , 00:21)
ʝ ɨgムЯ
هیچکَس واسِع هیچکَس مُهِم نی!
فَق یِ فیلمِ و یِ عادَت کِ اَدا آدَمایِ نِگَرانُ دَر میارَن تا الَکی مَثَلا مُهِمی واسَشون:]
 FAZi  (1399/12/3 , 23:34)
kabedam
شبتون پرتقالی....
 kakojavad  (1399/12/3 , 22:04)
desert
روزي پيرمردي قمارباز احضاريه اي از اداره ماليات دريافت كرد ك در آن نوشته شده بود:در روزي مشخص براي تعيين مالياتش بايد به اداره برود. صبح روز مورد نظر او به همراه وكيلش به اداره ماليات رفت.كارمند ماليات از او پرسيد ك اين پول هنگفت را از چه راهي بدست اورده تا برايش ماليات تعيين كند.پيرمرد ج داد:من در تمام زندگي مشغول قمار بوده ام تمام اين دارايي را از قمار بدست اورده ام. كارمند گفت:محال است اين همه از راه قمار بدست آمده باشد يعني شما هيچگاه نباخته ايد! پيرمرد گفت:اگر دوست داشته باشيد به شما در يك نمايش كوچک نشان خواهم داد.وسپس ادامه داد:من حاضرم با شما سر هزاردلار شرط ببندم ک چشم راست خود را با دندان گاز خواهم گرفت...کارمند گفت:اينكارمحال است.حاضرم شرط ببندم.پيرمرد بلافاصله چشم راست خود را ک مصنوعي بود درآورد وبا دندان گرفت.کارمند از شگفتي دهانش باز ماند و پيرمرد ادامه داد:حالا حاضرم با شما سردوهزار دلار شرط ببندم ك اينبار چشم چپ خودم را با دندان گاز بگيرم.كارمند با خود گفت:امکان ندارد ان يكي چشمش هم مصنوعي باشد چرا ک بدون عصا آمده وميتواند ببيند لذا شرط را پذيرفت. پيرمرد دندانهاي مصنوعيش را درآورد وروي چشم چپش گذاشت وگاز گرفت. گارمند بسيار ناراحت واز اينكه سه هزار دلار باخته بود بسيار برافروخته بود...وكيل هم شاهد اين ماجراها بود. پيرمرد گفت:حالا ميخواهم ٦هزار دلار با شما شرط ببندم ك كار سختتري انجام دهم...من آنسوي ميز شما سطلي قرار ميدهم و خود اين سوي ميز ميايستم و به درون سطل ادرار ميكنم بدون آنكه قطره اي از آن به زمين بريزد.كارمند گفت:محال است بتواني و قبول كرد. پيرمرد پشت ميز ايستاد و عليرغم تلاش تمام ادرارش روي ميز ريخت همه ميزش را آلوده كرد.كارمند با خوشحالي فرياد زد:ميدانستم ك موفق نميشوي...در اين هنگام وکيلي ك همراه پيرمرد بود با دو دست سرخود راگرفت.کارمند پرسيد:اتفاقي افتاده است?!وكيل گفت:صبح ک ميخواستيم به اينجا بياييم پيرمرد با من سر ٢٥هزار دلار شرط بست ك روي ميز شما ادرار خواهد كرد وشما نه تنها ناراحت نميشويد بلكه از اينكار خوشحال هم خواهيد شد.!
 FAZi  (1399/12/3 , 21:26)
kabedam
هیچوقت به تهش فکر نکن، چون ممکنه برسی به غم
ته زندگی به این قشنگی، میرسی به مرگ
ته یک روز خوب، ممکنه برسی به شبِ پر از فکر و خیال
ته یک خاطره قشنگ، ممکنه برسی به یک یادش بخیر!
از حس و حال الانت لذت ببر، در لحظه زندگی کن و به تهش فکر نکن...
 ELy  (1399/12/3 , 18:57)
Turk kizi
يجا خوندم نوشته بود :
"بُزرگترین مشکل تو ارتباطاتمون اینه که گوش نمیدیم که بفهمیم؛ گوش میدیم تا جواب بدیم" و چقدر بنظرم درسته!
 AtEnA  (1399/12/3 , 16:51)
"مشکل من نی"
حضرت یعقوب از فرزندان خود پرسید

وقتی یوسفم را در چاه انداختید چیزی نگفت؟

_بله گفت

_چه گفت؟!

_گفت

_شلپ
 FAZi  (1399/12/3 , 14:45)
kabedam
برای مشاهده کلیک کنید
.....
 ❤ ƒムイł ❤  (1399/12/3 , 13:45)
ʝ ɨgムЯ
آه از آن آتش که ما در خود زدیم ...

هوشنگ ابتهاج
 FAZi  (1399/12/3 , 12:11)
kabedam
صادق هدایت :

برای من هیچ اهمیتی ندارد
که دیگران مرا باور کنند یا نکنند!
فقط می ترسم که فردا بمیرم
و هنوز خودم را نشناخته باشم...
در کل: 7770
<< 1 2 3 4 ... 389 >>

خانه
در کل : 2 عضو / 1 مهمان