نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| «MaHsA» (1402/9/5 , 20:19) |

| $Saman$ (1402/9/5 , 16:25) ☔ساااامی☔ |
هعی

| ݥهږبٔآݩ (1402/9/5 , 12:36) |
یکی از خصلت من این ه که ب کسی نمیگم برگرد خودش خواست بیاد جاش رو سر ماست☺
من اگه التماس کنم ب اومدنت میدونی چی میشه ؟
الان میگم بت
بعد پرو میشی هر وقت خواستی بری ازم میخوای دوباره خواهش و التماس کنم ب موندنت☺
ولی من میگم خواستی بیای بیا
من زاده ی اسفندم خواستی طالعمو یه سر بزن ببین خخ☺
ویرایش توسط ݥهږبٔآݩ (1402/9/5 , 12:42) [3]
من اگه التماس کنم ب اومدنت میدونی چی میشه ؟
الان میگم بت

بعد پرو میشی هر وقت خواستی بری ازم میخوای دوباره خواهش و التماس کنم ب موندنت☺
ولی من میگم خواستی بیای بیا

من زاده ی اسفندم خواستی طالعمو یه سر بزن ببین خخ☺
ویرایش توسط ݥهږبٔآݩ (1402/9/5 , 12:42) [3]
| M̶аяshаll27 (1402/9/5 , 01:16) بگو کجای این شهری... |
| M̶аяshаll27 (1402/9/4 , 12:45) بگو کجای این شهری... |
Bucky Barnes?
https://s6.uupload.ir/filelink ... r.mp4
https://s6.uupload.ir/filelink ... r.mp4
| ݥهږبٔآݩ (1402/9/4 , 11:29) |
❤❤دکتر☺
| آسو (1402/9/4 , 06:36) |
من خوابم نمیبره خواااابم نمیبره
خاموشی ولی میخوام بازم بگیرمتتت
بگم دوستم داری؟ بازم بگی بلههه بازم ببینمتووو
خاموشی ولی میخوام بازم بگیرمتتت
بگم دوستم داری؟ بازم بگی بلههه بازم ببینمتووو
| «MaHsA» (1402/9/3 , 09:36) |

تو شدی مثل خون تو رگام حاکم قلبم نور شبام

| مآه (1402/9/3 , 03:13) |
شب
سرشار از صداهای تُهی
و فریاد های بی صدا بود...
سرشار از صداهای تُهی
و فریاد های بی صدا بود...
| تریاق (1402/9/3 , 02:12) |
اگر به خاطر صادق بودن چیزی را از دست دادی، بدان از ابتدا آن را نداشتی.
| ☆گل شب بو♡ (1402/9/2 , 23:44) |
علی تبلیغاتت منا سرویس کرده اخه هر دودقیقه لغو کنم نمیشد هریساعت میذاشتی ?
| آسو (1402/9/2 , 15:57) |
اینجا بی تو اخه سرده گل من : )
| مآه (1402/9/2 , 15:22) |
سکوت ...
ترسناک ترین سلاح ...
اگه میخواید یه نفرو آروم آروم نابود کنید
سکوت کنید
ترسناک ترین سلاح ...
اگه میخواید یه نفرو آروم آروم نابود کنید
سکوت کنید
| تریاق (1402/9/2 , 02:30) |
وقتی محمود درویش (فلسطینی) عاشق ریتا(اسرائیلی) شد برای او نوشت:
«من بر خلاف قبیله و وطن و باورهامون، عاشقت شدم...ولی می ترسم تو مرا نا امید کنی.»
بعدها فهمید ریتا جاسوس اسرائیل بود، برایش نوشت:
«حس میکنم وطنم دوباره اشغال شده، شاید برای تو مهم نبود ، ولی آن قلب من بود»
«من بر خلاف قبیله و وطن و باورهامون، عاشقت شدم...ولی می ترسم تو مرا نا امید کنی.»
بعدها فهمید ریتا جاسوس اسرائیل بود، برایش نوشت:
«حس میکنم وطنم دوباره اشغال شده، شاید برای تو مهم نبود ، ولی آن قلب من بود»
| مآه (1402/9/1 , 18:29) |
بی تو من از باقی این عمرم چه کنم؟
گفتم حوصله ای نیست کجایی؟
خندید وگفت همینجا فقط دورم
گفتم حوصله ای نیست کجایی؟
خندید وگفت همینجا فقط دورم
| مهدی (1402/9/1 , 14:18) لعنت به فردا که نذاشت امروز را زندگی کنیم. |
تو فقط بگو میای کوچه و بارون با من
تو دلت اگه تنگ شه شبهای تهرون با من
ویرایش توسط مهدی (1402/9/1 , 14:36) [2]
| مآه (1402/9/1 , 07:44) |
| آسو (1402/9/1 , 06:34) |
حیف حتی ته مونده ای از وقتم که حروم بعضی شد ..
| تریاق (1402/9/1 , 02:04) |
گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم
گفتم : ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم.
#شاهرخ مسکوب
گفتم : ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم.
#شاهرخ مسکوب
| آسو (1402/8/30 , 21:56) |
خدایا همین که دیگه گرم نیست وشکرت =)))
هوا خیلی نا جوانمردونههه سردههه
هوا خیلی نا جوانمردونههه سردههه

در کل: 15296

خانه
در کل : 0 عضو / 3 مهمان