نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| kakojavad (1399/5/14 , 22:15) desert |
?انسان دارای طبیعتی است که در حین ناامیدی به چیزی امیدوار میشود. قانون اجتماع و قید و بندهای ساختگی به دست و پایش بند شده و آدمی را گیج و کلافه میکند، امّا در همان حال کوچکترین روزنهٔ امید این انسان مأیوس را به چیزی غیر واقعی که برای خودش هم مفهوم خارجی ندارد امیدوار و دلخوش میسازد.
ای انسانها بیائید این قید و بندها را پاره کنید. قانون اجتماع غیر از قید و بند چیزی نیست. این قانون را طبیعت برای ما نساخته، ما خودمان آن را به دست و پای خویش بستهایم.
? فاجعه بزرگ
? ژان پل سارتر
ای انسانها بیائید این قید و بندها را پاره کنید. قانون اجتماع غیر از قید و بند چیزی نیست. این قانون را طبیعت برای ما نساخته، ما خودمان آن را به دست و پای خویش بستهایم.
? فاجعه بزرگ
? ژان پل سارتر
| FAZi (1399/5/14 , 20:05) |
یه سکوتی هست ، مال بعد ازشنیدن یه سری حرفایی که نباید می شنیدی!ببین حسه عجیبیه!!بیرونش سکوته ولی ازدرونت هی صدا شکستن میاد!وتوراهی جز لبخند زدن نداری..

| ایلگار (1399/5/14 , 19:32) |
تو با قلب ویرانه من چه کردی؟؟
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی؟.
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با حال پروانه من چه کردی؟.
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خُمارَست میخانه ی من چه کردی؟.
مگر لایقه تکیه دادن نبودم؟
تو با حصرت شانه ی من چه کردی؟.
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه ی من چه کردی؟.
جهان من از گریه ات خیس باران
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟.
افشین یداللهی
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی؟.
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با حال پروانه من چه کردی؟.
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خُمارَست میخانه ی من چه کردی؟.
مگر لایقه تکیه دادن نبودم؟
تو با حصرت شانه ی من چه کردی؟.
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه ی من چه کردی؟.
جهان من از گریه ات خیس باران
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟.
افشین یداللهی
| setel (1399/5/14 , 17:36) پزشک فرعون |
اتفاق سرنوشت سازی قراره بیوفته
برام دعا کنید لطفا ....
برام دعا کنید لطفا ....
| ایلگار (1399/5/14 , 16:22) |
مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از بی وفایی بهتر است
قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
تشنگان مهر محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل معاش اندیش با معنای عشق
آشنایم کن ولی ناآشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است اما دلربایی بهتر است
هرکسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آینه گیسو میگشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمیدادی به من
آرزوی وصل از بیم جدایی بهتر است
فاضل نظری
در قفس با دوست مردن از بی وفایی بهتر است
قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
تشنگان مهر محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل معاش اندیش با معنای عشق
آشنایم کن ولی ناآشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است اما دلربایی بهتر است
هرکسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آینه گیسو میگشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمیدادی به من
آرزوی وصل از بیم جدایی بهتر است
فاضل نظری
| ELy (1399/5/14 , 15:29) هستم ولی خستم |
می دانی بن بست دنیا کجاست؛ جائی که نه حق فراموشی داری نه توان خواستن
| FAZi (1399/5/14 , 14:42) |
روزهاي خوب
آهسته آهسته مي آيد
و عمر من
به سرعت ميرود!
زماني ميرسی
که من ديگر
از پا افتاده ام!
آهسته آهسته مي آيد
و عمر من
به سرعت ميرود!
زماني ميرسی
که من ديگر
از پا افتاده ام!

| FAZi (1399/5/14 , 13:55) |
اون لبخندی که برای پنهان کردن دردت میزنی،
لبخند خداست به بنده اش
اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه تمام مشکلاتو حل میکنه…
لبخند خداست به بنده اش
اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه تمام مشکلاتو حل میکنه…

| FAZi (1399/5/14 , 13:07) |
آدما یه روزی میرن که مهمن
و یه روزی برمیگردن که دیگه مهم نیستن

و یه روزی برمیگردن که دیگه مهم نیستن

| FAZi (1399/5/14 , 12:27) |
تناقضِ زندگی فقط اونجا، که دورت پر از آدماییه، که نباید باشن و هستن، و خالی از آدماییه، که باید باشن و نیستن.

| AlirezaM (1399/5/14 , 11:57) 《Admin》 |
بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که تو راست، سنگ خاراست، نه دل
رودکی
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که تو راست، سنگ خاراست، نه دل
رودکی
| ELy (1399/5/14 , 06:41) هستم ولی خستم |
آن زمان که آفتاب روز
آرامش صبح را در هم میشکند
در مه صبحگاهی بال بگشا
دست جهان را در دستهایت بفشار
و گل لبخند بر لبان بنشان
چه با شکوه است زنده بودن
( این با شکوه ترین روز بر تو مبارک )
آرامش صبح را در هم میشکند
در مه صبحگاهی بال بگشا
دست جهان را در دستهایت بفشار
و گل لبخند بر لبان بنشان
چه با شکوه است زنده بودن
( این با شکوه ترین روز بر تو مبارک )
| نفس (1399/5/14 , 05:54) Flawless |
صبح بخیر بست کلابی ها 



| ELy (1399/5/14 , 01:43) هستم ولی خستم |
چه زیبا می گفت:مترسک،وقتی نمی شود رفت ....همین یک پا هم کافیست....
در کل: 15577







خانه
در کل : 1 عضو / 51 مهمان