نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| آگرین (1400/4/30 , 22:30) |
10:01 PM 7/21/2021ﻋﺸﻘﺖ ﺁﻏﺎﺯ ﺟﻨﻮﻥ ﭘﺸﺖ ﻏﺰﻝ ﺧﻮﺍﻧﯽ
ﻫﺎﺳﺖ ﭼﺸﻢ ﻭﺍ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻧﺖ ﭘﯽ
ﺍﯾﻦ ﺟﺎﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ
ﻣﻦ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﻡ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺑﺎ
ﺗﻮﺳﺖ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺻﺒﺮ ﻧﮑﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﯼ
ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ
ﺯﻟﻒ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﺮ ﺑﺎﺩﻡ
ﺁﻧﭽﻪ ﺣﺎﻓﻆ ﺑﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﺎﻧﺪ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ
ﻫﺎﺳﺖ
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺒﯿﻨﻢ
ﭼﺸﻤﺖ ﺧﺎﻟﮑﻮﺑﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ
ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ
ﻫﺎﺳﺖ ﭼﺸﻢ ﻭﺍ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻧﺖ ﭘﯽ
ﺍﯾﻦ ﺟﺎﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ
ﻣﻦ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﻡ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺑﺎ
ﺗﻮﺳﺖ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺻﺒﺮ ﻧﮑﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﯼ
ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ
ﺯﻟﻒ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﺮ ﺑﺎﺩﻡ
ﺁﻧﭽﻪ ﺣﺎﻓﻆ ﺑﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﺎﻧﺪ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ
ﻫﺎﺳﺖ
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺒﯿﻨﻢ
ﭼﺸﻤﺖ ﺧﺎﻟﮑﻮﺑﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ
ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ
| Nazanin 7 (1400/4/30 , 21:57) خدایا، قربون آسمون آبیت💙 |
یکی تو فکر عشقه یکی تو فکر یاره
یکی همیشه مست و یکی منم که بی تو بی قراره
یکی رسید به یارش یکی در انتظارش
یکی داره میخنده به روزگاری که وفا نداره
دلم میخواد که امشب امشب پر ستاره
بهت بگم عزیزم عاشقتم دوباره باز دوباره باز دوباره
Shad bashid


| roya (1400/4/30 , 20:57) ܩܠܭܘ ߊܨ ܢ̣ߊܚ݅ܓ ܭܘ ࡅ߳ܝ̇ߺܣߊیܨ ܩیܥܼܝ̇ߺܭَܘ . . ? |
زندگی به من آموخت
آدمها نه دروغ می گویند ، نه زیر حرفشان می زنند
اگر چیزی می گویند ،صرفا احساسشان در همان لحظه است
نباید رویشان حساب کرد…
آدمها نه دروغ می گویند ، نه زیر حرفشان می زنند
اگر چیزی می گویند ،صرفا احساسشان در همان لحظه است
نباید رویشان حساب کرد…
| آگرین (1400/4/30 , 19:54) |
کم سن و سال تر که بودم، وقتایی که مامان مینشست به آلبالو هسته گرفتن برای شربت و مربای نوبرونه، منم مینشستم کنار دستش و ژست بزرگونه برای خودم میگرفتم که میخوام کمک کنم منم!
یه دونه آلبالو، دو تا دونه آلبالو، حوصله م سر میرفت، صبرم تموم میشد و با همون دستای سرخِ آلبالویی پا میشدم میدوییدم پِیِ بچگی و بازیم و مامان میموند و حوضش و آلبالوهاش!
امروز که مامان نبود، خودم تنهایی نشستم به آلبالو هسته گرفتن. یه دونه آلبالو، دوتا دونه آلبالو، نمیشد حوصله م سر بره، نمیشد بی صبر بشم؛ که دیگه مادری نبود که بلاگردونِ بیصبریام بشه! نشستم و تا دونه ی هزارم آلبالو رو سرِ صبر و حوصله هسته گرفتم...
آره رفیق! زندگی همینه...
تهش یجایی حالیت میکنه که دیگه بچه نیستی، که دیگه کسی نیست جورکشت باشه، که دیگه بزرگ شدی و قراره بعد از این همهش بهت سخت بگیره و تو فقط باید دووم بیاری و بجنگی و هی صبر کنی و صبر کنی و صبر...
#طاهره_اباذری_هریس
یه دونه آلبالو، دو تا دونه آلبالو، حوصله م سر میرفت، صبرم تموم میشد و با همون دستای سرخِ آلبالویی پا میشدم میدوییدم پِیِ بچگی و بازیم و مامان میموند و حوضش و آلبالوهاش!
امروز که مامان نبود، خودم تنهایی نشستم به آلبالو هسته گرفتن. یه دونه آلبالو، دوتا دونه آلبالو، نمیشد حوصله م سر بره، نمیشد بی صبر بشم؛ که دیگه مادری نبود که بلاگردونِ بیصبریام بشه! نشستم و تا دونه ی هزارم آلبالو رو سرِ صبر و حوصله هسته گرفتم...
آره رفیق! زندگی همینه...
تهش یجایی حالیت میکنه که دیگه بچه نیستی، که دیگه کسی نیست جورکشت باشه، که دیگه بزرگ شدی و قراره بعد از این همهش بهت سخت بگیره و تو فقط باید دووم بیاری و بجنگی و هی صبر کنی و صبر کنی و صبر...
#طاهره_اباذری_هریس
| ELy (1400/4/30 , 18:33) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
عید سعید قربان، عید بندگی پروردگار مبارک?
| FAZi (1400/4/30 , 18:01) |
ابتدا فکر میکردم
که مملکت وزیر دانا میخواهد
بعد فکر کردم شاید شاه دانا میخواهد
اما اکنون میفهمم
ملت دانا میخواهد.
?امیر کبیر
که مملکت وزیر دانا میخواهد
بعد فکر کردم شاید شاه دانا میخواهد
اما اکنون میفهمم
ملت دانا میخواهد.
?امیر کبیر
| FAZi (1400/4/30 , 16:49) |
بعضیا تو دلشون که هیچی نیست، تو مغزشونم هیچی نیست.

| davood*m (1400/4/30 , 13:38) اقــــــــام حسیـــــن عشقـــــــــه |
ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮎ :
ﺏ ﯾﮑﯽ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻥ !
ﺏ ﯾﮑﯽ ﭘﺎ ﻣﯿﺪﻥ !
ﺏ ﯾﮑﯽ ﺩﻝ ﻣﯿﺪﻥ ️❤!
ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﻟﻄﻔﺎ !
ﺍﯾﻨﺎ
ﮐﺎﺭﺕ ﺍﻫﺪﺍﯼ ﻋﻀﻮ ﺩﺍﺭﻥ !
ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺰﺍﺭﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻭﻣﺰﺍﺩﻩ ﻫﺎﺭﻭ : )
# ﻻﺷﯽ
ﺏ ﯾﮑﯽ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻥ !
ﺏ ﯾﮑﯽ ﭘﺎ ﻣﯿﺪﻥ !
ﺏ ﯾﮑﯽ ﺩﻝ ﻣﯿﺪﻥ ️❤!
ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﻟﻄﻔﺎ !
ﺍﯾﻨﺎ
ﮐﺎﺭﺕ ﺍﻫﺪﺍﯼ ﻋﻀﻮ ﺩﺍﺭﻥ !
ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺰﺍﺭﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻭﻣﺰﺍﺩﻩ ﻫﺎﺭﻭ : )
# ﻻﺷﯽ
| Nazanin 7 (1400/4/30 , 13:08) خدایا، قربون آسمون آبیت💙 |
انواع مختلف دوستت دارم :
-خیلی مواظب خودت باش...
-انقدر خودتو اذیت نکن...
-هوا سرده خوب بپوشون خودتو...
-دوس ندارم ناراحتیتو ببینم...
-رسیدی حتما بهم زنگ بزن...
-زود بخواب فردا باید زود بیدار شی...
-خیلی مواظب خودت باش...
-انقدر خودتو اذیت نکن...
-هوا سرده خوب بپوشون خودتو...
-دوس ندارم ناراحتیتو ببینم...
-رسیدی حتما بهم زنگ بزن...
-زود بخواب فردا باید زود بیدار شی...
| آگرین (1400/4/30 , 09:25) |
خاک عرفات را
آب زمزم را
کوه حرا را
جرات ابراهیم را
طاقت اسماعیل را
وصال معشوق را
صاحب کعبه نصیب دل مهربانتان کند
#عیدتان مبارک
امیدوارم هر لحظه عمرتون یه عید واقعی و سرشار از شادی باشه
آب زمزم را
کوه حرا را
جرات ابراهیم را
طاقت اسماعیل را
وصال معشوق را
صاحب کعبه نصیب دل مهربانتان کند
#عیدتان مبارک
امیدوارم هر لحظه عمرتون یه عید واقعی و سرشار از شادی باشه
| kakojavad (1400/4/30 , 07:19) desert |
من هم خوش اخلاقم هم بد اخلاق
هم سرسنگینم هم شیطون، هم کم حرفم هم پر حرف، هم بهترینم هم بدترین؛ اینکه تو کدومشو میبینی بستگی به این داره که خودت کی هستی..
هم سرسنگینم هم شیطون، هم کم حرفم هم پر حرف، هم بهترینم هم بدترین؛ اینکه تو کدومشو میبینی بستگی به این داره که خودت کی هستی..
| Nazanin 7 (1400/4/30 , 02:23) خدایا، قربون آسمون آبیت💙 |
توی تنهايی يک دشت بزرگ
كه مثل غربت شب بی انتهاست
يه درخت تن سياه سربلند
آخرين درخت سبز سرپاست
رو تنش زخمه، ولی زخم تبر..
كه مثل غربت شب بی انتهاست
يه درخت تن سياه سربلند
آخرين درخت سبز سرپاست
رو تنش زخمه، ولی زخم تبر..
| Nazanin 7 (1400/4/30 , 00:52) خدایا، قربون آسمون آبیت💙 |
از آخرین باری که دیدمت دقیقا ۱۸روزه که میگذره،
هرشب وقتِ خواب لحظه ی آخر و تصور میکنم و بغلت میکنم و میخوابم،
حس قشنگیه، انگار که هنوزم اینجایی ...
از آخرین باری که دیدمت ۴۲ روزه که میگذره ..
دیگه تصورت نمیکنم، خودت شبا میای به خوابم،
یجوری نگام میکنی که چشمات، چشمات میگه که میخوای بمونی..
من میشناسم این چشمارو ، دروغ نمیگه...
از آخرین باری که دیدمت
حدود ۵ ماه و ۲۴ روزه که میگذره و تقریبا داره میشه ۶ماه!
همه ی عکساتو چسبوندم به دیوار که جزء به جزء صورتتو یادم باشه.
مخصوصا خنده هات.. آخه دلم میخواست نقاشیت کنم..
ولی بینِ خودمون بمونه که من ، نقاشی بلد نیستم
من فقط بلدم بنویسم برات ، توام نه بلدی ببینی نه بخونی !
از آخرین باری که دیدمت تقریبا ۱ ساله که میگذره،
پیرهنی که برات خریدم هنوزم اینجاست، تو هیچوقت نپوشیدی
ولی من انقدر تو این تصورت کردم و قربونت رفتم که بوی عطر تورو میده ..
میزارمش رو سینم .. میشه نفس بکشمت ؟؟
از آخرین باری که دیدمت ...
حالا دیگه از آخرین باری که دیدمت چند سال میگذره
که با یادت زندگی میکنم ...
هرشب وقتِ خواب لحظه ی آخر و تصور میکنم و بغلت میکنم و میخوابم،
حس قشنگیه، انگار که هنوزم اینجایی ...
از آخرین باری که دیدمت ۴۲ روزه که میگذره ..
دیگه تصورت نمیکنم، خودت شبا میای به خوابم،
یجوری نگام میکنی که چشمات، چشمات میگه که میخوای بمونی..
من میشناسم این چشمارو ، دروغ نمیگه...
از آخرین باری که دیدمت
حدود ۵ ماه و ۲۴ روزه که میگذره و تقریبا داره میشه ۶ماه!
همه ی عکساتو چسبوندم به دیوار که جزء به جزء صورتتو یادم باشه.
مخصوصا خنده هات.. آخه دلم میخواست نقاشیت کنم..
ولی بینِ خودمون بمونه که من ، نقاشی بلد نیستم
من فقط بلدم بنویسم برات ، توام نه بلدی ببینی نه بخونی !
از آخرین باری که دیدمت تقریبا ۱ ساله که میگذره،
پیرهنی که برات خریدم هنوزم اینجاست، تو هیچوقت نپوشیدی
ولی من انقدر تو این تصورت کردم و قربونت رفتم که بوی عطر تورو میده ..
میزارمش رو سینم .. میشه نفس بکشمت ؟؟
از آخرین باری که دیدمت ...
حالا دیگه از آخرین باری که دیدمت چند سال میگذره
که با یادت زندگی میکنم ...
| FAZi (1400/4/30 , 00:20) |
شبتون پرتقالی...
| آگرین (1400/4/29 , 22:50) |
یاد عیدای زمان بچه گی بخیر
این روزا حتی عیدها هم معنی و مفهومشونو از دست دادن
این روزا حتی عیدها هم معنی و مفهومشونو از دست دادن
| AlirezaM (1400/4/29 , 20:46) 《Admin》 |
لبِ خندانِ تو ، برقِ چشمانِ تو ؛ برده قرار از دلِ عاشق زارم
با منِ بی نوا ، بیش ازینم جفا ؛ دگر مکن یارم
اهنگ حال خوب کن دم رفتن ، مستِ نگاه از همایون شجریان :
عیدتونم مبارک
با منِ بی نوا ، بیش ازینم جفا ؛ دگر مکن یارم
اهنگ حال خوب کن دم رفتن ، مستِ نگاه از همایون شجریان :
عیدتونم مبارک

| آگرین (1400/4/29 , 19:51) |
به شدت علاقهمند به دعای ویژه ی امشب.
سه بار بخون به امید گشایش در امر بحران این روزها:
هذا اللیلة ان یقول لیس لیلة
ان لیلة لیس کمثل ذلک اللیلة
اللیلة لیس کمثل اللیلة الماضیة
لا لیلة کمثل هذه اللیلة
ترجمه:
این شبی که میگن شب نیست
اگه شبه مث اون شب نیست
امشب مث دیشب نیست
هیچ شبی مث امشب نیست
سه بار بخون به امید گشایش در امر بحران این روزها:
هذا اللیلة ان یقول لیس لیلة
ان لیلة لیس کمثل ذلک اللیلة
اللیلة لیس کمثل اللیلة الماضیة
لا لیلة کمثل هذه اللیلة
ترجمه:
این شبی که میگن شب نیست
اگه شبه مث اون شب نیست
امشب مث دیشب نیست
هیچ شبی مث امشب نیست
| آگرین (1400/4/29 , 19:21) |
آنقدر خوب باش برای همه
که اگه روزی به هر دلیلی جایی نبودی
بگن یادش بخیر
چقدر جای فلانی خالیه
که اگه روزی به هر دلیلی جایی نبودی
بگن یادش بخیر
چقدر جای فلانی خالیه
| ELy (1400/4/29 , 17:48) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
من آدم حساسی نيستم ، وقتی خانهی والدينم را ترک كردم گريه نكردم ، وقتی گربهام مرد گريه نكردم ، وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم!!
اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم بغضم گرفت با ترديد با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب كنم بازی میکردم از آن فاصله رنگ و نژاد و مليتی نبود ما بوديم و یک خانه ی گرد آبی ، با خودم گفتم انسانها برای چه میجنگند ؟!
انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و کره زمین با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من با تمام وجود اشک ریختم...!!
نيل آرمسترانگ ( فضانورد )
اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم بغضم گرفت با ترديد با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب كنم بازی میکردم از آن فاصله رنگ و نژاد و مليتی نبود ما بوديم و یک خانه ی گرد آبی ، با خودم گفتم انسانها برای چه میجنگند ؟!
انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و کره زمین با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من با تمام وجود اشک ریختم...!!
نيل آرمسترانگ ( فضانورد )
در کل: 15459


خانه
در کل : 1 عضو / 5 مهمان