ظهر بخیر، مهمان ظهر
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 286 287 288 289 290 ... 773 >>
 kakojavad  (1401/1/30 , 23:52)
desert
هیچ کس نمیتواند
ما را بهتر از خودمان فریب دهد... !



✍️ گوته | شاعر و نویسنده آلمانی
 جک اسمیت  (1401/1/30 , 19:11)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
آتیشت میزنن و خودشون
ازت فاصله میگیرن که نسوزن
 ♕^_^nAfAsi^_^♕  (1401/1/30 , 14:42)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
برای مشاهده کلیک کنید
 جک اسمیت  (1401/1/30 , 12:54)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
ما به دنیا آمدیم که رنجها بیصاحب نباشند!

 جک اسمیت  (1401/1/30 , 08:34)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
عشق مثل یه سرابه ...
از دستش فرار کنی به سمتت میاد. وقتی به طرفش بری، از دست تو فرار میکنه !
 جک اسمیت  (1401/1/30 , 04:32)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤

خواستَنت آنقدر عمیق بود که من
غرقِ
غرقِ
غَرقَت شدم...
 ♕^_^nAfAsi^_^♕  (1401/1/30 , 00:03)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
میگفت "حس میکنم درونم چند نفر وجود دارند؛ یک نفر بلند میخندد و دیگری تلخ اشک میریزد و سومی به هیچچیز اهمیت نمیدهد"!
 ♕^_^nAfAsi^_^♕  (1401/1/29 , 22:31)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
برای مشاهده کلیک کنید
 آگرین  (1401/1/29 , 21:32)
قايقي خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از اين خاک غريب

كه در آن هيچكسی نيست كه در بيشه ی عشق

قهرمانان را بيدار كند.

قايق از تور تهی

و دل از آرزوي مرواريد،

همچنان خواهم راند.

نه به آبیها دل خواهم بست

نه به دريا-پريانی كه سر از آب به در می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گيران

می فشانند فسون از سر گيسوهاشان.

همچنان خواهم راند. همچنان خواهم خواند:

"دور بايد شد، دور."

مرد آن شهر اساطير نداشت.

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه ی انگور نبود.

هيچ آيينه ی تالاری، سرخوشی ها را تكرار نكرد.

چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.

دور بايد شد، دور.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجرههاست."
همچنان خواهم خواند.

همچنان خواهم راند.

پشت درياها شهری است

كه در آن پنجرهها رو به تجلی باز است.

بامها جای كبوترهايی است كه به فواره ی هوش بشری مينگرند.

دست هر كودک ده ساله ی شهر، خانه معرفتی است.

مردم شهر به یک چينه چنان مينگرند

كه به یک شعله، به یک خواب لطيف.

خاک، موسيقی احساس تو را ميشنود

و صدای پر مرغان اساطير میآيد در باد.

پشت درياها شهری است

كه در آن وسعت خورشيد به اندازه ی چشمان سحرخيزان است.

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند

#سهراب سپهری
 آگرین  (1401/1/29 , 19:37)
ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻔﺘﺎﺩ ٬ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ !!!
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ!!!
ﭼﻘﺪﺭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﻭ ﻏﻮﺍﺻﯽ ﺩﺭ ﻋﻤﻖ
ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ !!!
ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﻭ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﮐﺮﻩ ﻣﺎﻩ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻢ !!
ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﭼﻨﺪ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻣﻌﺒﺪ ﻭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ
ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ !!!
ﻭ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻋﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺮﻭﺍﺯ
ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ !!
ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻬﺎﯼ ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ٬
ﺑﻠﻨﺪﻧﺪ٫
ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﻧﺪ٫
ﺍﻣﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ :
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ٬ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺤﺸﻮﺭ ﺷﻮﻡ !!!
ﭼﻘﺪﺭ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻭﻗﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯﻡ ٫ ﻭﻗﺖ
ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻢ !!! ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ!!!
ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ ﻫﻤﻪٔ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ !!!
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ٫ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ
ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ٫ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ٫ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻬﺸﺖ
ﺍﺳﺖ
ﺗﻮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺵ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ :
ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛
ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺍﺳﺖ؛
ﺯﻭﺩ ﻣﯿﺒﺨﺸﺪ .
ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ، ﺳﺎﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮑﻦ !
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ
ﺁﺩﻣﯿﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﮑﺸﺪ ...
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ !.....
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻤﺎﻥ ...??

#فروغ فرخزاد
 آگرین  (1401/1/29 , 13:32)
تا چیزی رو از دست ندی
نمیتونی حس کنی نداشتنش چقدر مهمه
 جک اسمیت  (1401/1/29 , 10:05)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
تو میگی چرا رابطهای که میدونی بلاخره یه روزی یه جایی به یه دلیلی تموم میشه رو شروع کنیم؟
من میگم به همون دلیلی که از زمان تولد تا مرگت فرصت داری زندگی کنی و شاد باشی و لذت ببری از چیزایی که داری!
هرچیزی بالاخره یه روزی تموم میشه. اینکه یه رابطه آخرش با خیر و خوشی نباشه دلیل بر این نیست که نشه اسم یه رابطه عاشقانه رو روش گذاشت!
و این اصلا قابل قبول نیست که تو بخوای با یه سری دلیل و منطق احمقانه خودتو از حس خوبش محروم کنی...
 آگرین  (1401/1/28 , 19:51)
ایول ک درست شد
کجایید دوستای من|؟؟
 kakojavad  (1401/1/19 , 01:11)
desert
کارل پوپر در گفتگویی با هربرت مارکوزه میگوید:
کوشش برای پدید آوردن بهشت در زمین، همواره دوزخ ساخته است.

این جمله می تواند ما را به بازخوانی اندیشه هایمان در هر زمینه ای راهنمایی کند.

نه زمین بهشت خواهد شد و نه انسانها فرشته،
ما فقط باید تلاش کنیم کمی بهتر و انسانتر از دیروزمان باشیم. همین!
 roya  (1401/1/19 , 00:41)
ܩܠܭܘ ߊ‌ܨ ܢ̣ߊ‌ܚ݅ܓ ܭܘ ࡅ߳ܝ̇ߺܣߊ‌یܨ ܩیܥܼܝ̇ߺܭَܘ . . ?
زندگی چون قفسی است ، قفسی تنگ ، پر از تنهایی
 Nazanin 7  (1401/1/18 , 18:45)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙
وقتی رابطتت برات ارزش داشته باشه به وقتش خیلی راحت میگی ببخشید، چون میفهمی چی از چی مهمتره.
 آگرین  (1401/1/18 , 15:35)
رابطت با آدما رو باندازه فاصلت با آتش در نظر بگیر
نه چندان نزدیک شو که بسوزی
نه چندان دور که سردت شه
 roya  (1401/1/18 , 11:57)
ܩܠܭܘ ߊ‌ܨ ܢ̣ߊ‌ܚ݅ܓ ܭܘ ࡅ߳ܝ̇ߺܣߊ‌یܨ ܩیܥܼܝ̇ߺܭَܘ . . ?
حوصله خواندن ندارم
حوصله نوشتن هم ندارم
این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود
نه با نوشتن
دلم تو را می خواهد
 جک اسمیت  (1401/1/18 , 10:07)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
فرشته حسینی، تولد نوید محمدزاده رو با این متن قشنگ به اشتراک گذاشت:

تو نفس کشیدی و نفس دادی به جهان من

من هروقت رنگ رو یادم میره تو رنگ میاری..
هر وقت نگاه رو یادم میره، تو نگاه میاری ..
میدونی وقتی به تو نگاه میکنم دریا میاد جلوی چشمم؟
میدونی وقتی با تو میخندم میام بیرون از گم شدگی و غرق شدگی و دوباره نفس عمیق میکشم برای ادامهی زندگی؟
میدونی وقتی بیرنگ شدم و بیرمق اومدی منو به آسمون بردی و نشون دادی از اون بالاها لذت پروازو؟
میدونی بدون تو گمم؟ با تو پیدا!
بدون تو بی جون، با تو شیدا؟
من برای تو چی بنویسم؟
منو توی بغلت نگهدار
که آسمونو نگه میداری که نیفته روی من
که دریا رو نگه میداری که غرق نکنه منو..
که زندگی رونگه میداری! برای من!
چرا کسی هیچوقت نگفته بود که جایی از زندگی چیزی رو تجربه میکنم که “عشق” هم مبهوت میشه از دیدنش؟
 Nazanin 7  (1401/1/18 , 01:40)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙



??
در کل: 15459
<< 1 ... 286 287 288 289 290 ... 773 >>

خانه
در کل : 1 عضو / 2 مهمان