ظهر بخیر، مهمان ظهر
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 280 281 282 283 284 ... 773 >>
 آگرین  (1401/2/18 , 19:51)
غممخور جانا در اینعالم که عالم هیچ نیست

نیستهستیجز دمیناچیز و آندمهیچنیست

گر بهواقع بنگری بینی که ملک لایزال

ابتدا و انتهای هر دو عالم هیچ نیست

بر سر یک مشت خاک اندر فضای بیکنار

کر و فر آدم و فرزند آدم هیچ نیست

در میان اصلهای عام جز اصل وجود

بنگری اصلی مسلم و آن مسلم هیچ نیست

دفتر هستی وجود واحد بیانتها است

حشو این دفتر اگر بیش است اگر کم هیچ نیست

در سراپای جهان گر بنگری بینی درست

کاین جهان غیر از اساس نامنظم هیچ نیست

چیزی از ناچیز را عمر و زمان کردند نام

زندگی چیزی ز ناچیز است و آن هم هیچ نیست

عمر، در غم خوردن بیهوده ضایع شد «بهار»

شاد زی باری که اصلا شادی و غم هیچ نیست

#ملکالشعرای بهار
 ♕^_^nAfAsi^_^♕  (1401/2/18 , 16:01)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
یه دوستی داشتم همیشه میگفت:
وقتی شب یکیو ناراحت میکنی
صبح با کمال پررویی باهاش چشم تو چشم نشو
و یه جوری برخورد نکن که انگار عینِ خیالتم نبوده .
اون آدم شبشو به زور صبح کردا
و با رفتار بدت صد بار دیگه هم ناراحت شده!
مسئولیت دلی رو که میشکنی قبول کن رفیق
یکی غمگین شده.
این چیز کمی نیست؛
باور کن شب به اندازه کافی غم داره!
تو بدترش نکن
یا همون شب از دلش دربیار
یا صبح ، کاری نکن که فکر کنه
هیچ ارزشی برای ناراحتیش قائل نیستی.
 جک اسمیت  (1401/2/18 , 13:32)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
میدونی.. همیشه امید کافی نیست. یه جایی میرسه که ممکنه حال یه نفر دیگه خوب نشه..
چیشد که انقدر خوب بودن سخت شد؟ لبخندا تلخ شدن؟ انگیزه ها دود شد؟ ادامه دادیم فقط چون مجبور بودیم؟ چیشد که دیگه حرف زدن از یه صبحِ بهتر، از شادی، از رنگ سفید، از رهایی و از عشق و محبت شد آرزو؟ چیشد که انقدر زخما عمیق شد که زندگی شد یه کابوس؟ که نشد بگیم بیخیالش بیا خوش باشیم. چیشد که سنگینیِ خیلی چیزا مونده رو دلمون؟ دلتنگی نمیره؟ خاطرات اونقدر قدرت گرفتن که از زخمشون راه فراری نیست و هر چند وقت یه بار جوری خودشونو به رخ میکشن که کل تیرگی دنیا روی روح آدم آوار میشه؛ ولی بیوقفه ادامه دادم. رفتم جلو و همه موندن پشت سرم با اینکه بابتش خیلی دلگیر بودم با اینکه سخت گذشت بهم اما باز ادامه دادم .. نکنه قوی بودنم تا اینجا فقط بدتر کرد همه چیو؟

قوی بودن چی داشت برام؟
 زهرا تبریزی  (1401/2/18 , 10:29)
دنیا با من قشنگتره
برای مشاهده کلیک کنید
 Nazanin 7  (1401/2/18 , 07:11)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙

 ☆davood☆  (1401/2/18 , 03:07)
اقــــــــام حسیـــــن عشقـــــــــه
برای مشاهده کلیک کنید
 Nazanin 7  (1401/2/17 , 23:56)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙
چقدر دلم یه آدم شبیه خودمو میخواد
یکی که دنبال تجربه و وقت گذرونی نباشه
یه نفر که با خنده هام بخنده و علت ازم نخواد
منو بلد باشه
بدونه که اگه فهمید دوستش دارم
نباید خودشو گم کنه…
نباید ازم فاصله بگیره
باید بدونه اگه یه روز فهمید وابستشم
کاری نکنه روزی صدبار خودمو سرزنش کنم
باید بدونه اگه گذاشتم بیاد تو زندگیم
یعنی واقعا روش حساب کردم
یعنی منو بلده…بدونه که نباید برسه اون روزی که به خودم بگم
چی تو خودش دید که رفت!؟
باور کن احساس میکنم کسی نمیفهمه منو
دلم میخواد اعتماد کنما ولی نمیتونم
چون این روزا ادما بیش تر حرفن
فقط بلدن بگن دوستت دارم
دوستت دارمای بدون شناخت و فقط از دیدن چهارتا جذابیت
من دلم یکی شبیه خودمو میخواد
یکی که بدون ترس
بتونم بهش تکیه کنم .
 ☆davood☆  (1401/2/17 , 20:51)
اقــــــــام حسیـــــن عشقـــــــــه
برای مشاهده کلیک کنید
 آگرین  (1401/2/17 , 19:41)
«آنی گفت: «تابهحال دقت کردهای وقتی مردم میگویند که وظیفهی خودشان میدانند مسئلهای را بیان کنند، باید منتظر شنیدن جملههای انتقادآمیز باشی؟ چرا هرگز هیچکس وظیفهی خودش نمیداند مسائل خوشایندی را که دربارهات شنیده به گوشَت برسانند؟!!!

#آنِ شرلی نوشته ی لوسی مُنت ماتگومری
 زهرا تبریزی  (1401/2/17 , 13:57)
دنیا با من قشنگتره
برای مشاهده کلیک کنید
 آگرین  (1401/2/17 , 12:28)
تو مدرسه بهمون یاد دادن جاهای خالی رو با مناسبترینا پر کنیم!!!
 ☆davood☆  (1401/2/17 , 11:40)
اقــــــــام حسیـــــن عشقـــــــــه
برای مشاهده کلیک کنید
 جک اسمیت  (1401/2/17 , 11:09)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
گفته بودی بلدی حال مرا خوب کنی
حال ما خوب خراب است به آن دست نزن
 جک اسمیت  (1401/2/17 , 09:51)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
باید از سمت خدا معجزه نازل بشود
تا دلم باز دلم باز دلم دل بشود
تا همین چشم پر از روزن امید شود
شاید امید از آن معجزه حاصل بشود
کاش یک بار بفهمد که دلم می شکند
تا زمان بگذرد و تجربه کامل بشود
نیست دلدار که هر شب قدحم تازه کند
تا قدح بر لب او سرزده مایل بشود
یار من رفت بماند که چه حالی دارم
حال من با نم اشکم به سحر گل بشود
ترسم از این شده آنقدر دو چشمم دریاست
گونه ام گود شده مرتع ساحل بشود
گرچه شعرم همه ترسیم می و معشوق است
مانده تا شاعرتان بلبل محفل بشود
 جک اسمیت  (1401/2/17 , 08:11)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
“تو” با قلب ویرانه من چه کردی؟
ببین عشق دیوانه من چه کردی

در ابریشم عادت آسوده بودم…
تو با “بال” پروانه ی من چه کردی؟

ننوشیده از جام چشم تو مستم…
خمار است میخانه ی من…چه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی…
سفر کرده ، باخانه ی من چه کردی؟

جهان من از گریه ات خیس باران…
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟
 جک اسمیت  (1401/2/16 , 20:40)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
چه فرقی میکند
سیاه باشی یا سفید

چه بسیار سیاهانی که قلبهایی
پاک و سپید دارند

وچه سفیدانی که قلبهایی
زنگار گرفته وسیاه دارند

انسانیت که داشته باشی
همه هستی ازآن توست
 Zahra  (1401/2/16 , 13:24)
دنیا با من قشنگتره
برای مشاهده کلیک کنید
 ☆davood☆  (1401/2/16 , 10:33)
اقــــــــام حسیـــــن عشقـــــــــه
برای مشاهده کلیک کنید
 جک اسمیت  (1401/2/16 , 02:51)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
پل های پشت سرتان را در رابطه ها خراب نکنید؛ دشمن که نیستید، دو نفر بودید که روزی جانتان برای هم در میرفت و اکنون دیگر نمیتوانید با یکدیگر ادامه دهید؛ شاید، یک روز یک جا نیاز به پرسیدن حالش شد
پل های پشت سر را خراب نکنید
 جک اسمیت  (1401/2/15 , 23:58)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
اصطلاحی تو روانشناسی هس به اسم "Anhdeonia" به حالتی گفته میشه که چیزایی که قبلا یکی رو خوشحال میکرد دیگه تاثیری تو حالش نداره..
در کل: 15459
<< 1 ... 280 281 282 283 284 ... 773 >>

خانه
در کل : 0 عضو / 2 مهمان