نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| FAZi (1401/10/27 , 01:02) |
هزار و یک شب
خیال بافتم
از تــویی که
یک شب نداشتمت...
خیال بافتم
از تــویی که
یک شب نداشتمت...
مهمان: saeedz (1401/10/26 , 22:55)
خیلییییی?...
| ░▒▓█ Ř??เ? █▓▒░ (1401/10/26 , 21:19) ازخونمونمیادفقطدرداشبهیادم |
چرا وقتی رل میزنید منو نادیده میگیرین!؟
مگه گفتم من وسط میخوابم؟?
مگه گفتم من وسط میخوابم؟?
| آگرین (1401/10/26 , 16:07) |
آدم هرچقدر هم صبور
هرچقدرم که اشتباهاتو نبینه
روزی تحملش تموم میشه
و انکار میکنه هرچیزی رو که وجود داشته و روزی براش مهم بوده!!
هرچقدرم که اشتباهاتو نبینه
روزی تحملش تموم میشه
و انکار میکنه هرچیزی رو که وجود داشته و روزی براش مهم بوده!!
| **nafasi** (1401/10/26 , 14:14) |
از قشنگ ترین متنایی که خوندم نامه ی علی شریعتی به عشقش بود:
«عزیز مهربان بداخلاق صبور تندجوش
امید بخش یأس آورِ، پرحرف حرف نشنو،
بدترین بد خوبترین خوبِ
با وِی نتوان زیستن، بی وِی نتوان بودن!
یک جور درهم برهم شلوغ پلوغ قرو قاطی عزیزی که تورا نمیتوانم تحمل کنمو دنیا هم بی تو تحمل ناپذیر است»
«عزیز مهربان بداخلاق صبور تندجوش
امید بخش یأس آورِ، پرحرف حرف نشنو،
بدترین بد خوبترین خوبِ
با وِی نتوان زیستن، بی وِی نتوان بودن!
یک جور درهم برهم شلوغ پلوغ قرو قاطی عزیزی که تورا نمیتوانم تحمل کنمو دنیا هم بی تو تحمل ناپذیر است»
| SogOol (1401/10/26 , 12:08) |
همیشه لازم نیست برای کارایی که تو زندگیت انجام میدی یه دلیل منطقی وجود داشته باشه..
انجامش بده چون دلت میخواد، همین
??
انجامش بده چون دلت میخواد، همین
??
| آگرین (1401/10/26 , 10:13) |
عاقبت از غم معشوق حڪایت ڪردم
❣ نزد قاضی شدم و طرح شڪایت ڪردم ❣
قلب من شاڪی و او متهم و بنده وڪیل ❣ جرم هم ، سرقت و اینگونه روایت ڪردم ❣
ڪه دلم را بربوده است و بر آن زخم زده ❣ طلب حبس و مجازات جنایت ڪردم ❣
طول درمان و شهود و همه مدرڪ جرم ❣ ضم و پیوست گواهی جراحت ڪردم ❣
شرح شڪوائیه را گفتم و با قطع و یقین ❣ ادعای دیه و بحث خسارت ڪردم
ضمن یڪ لایحه از بیم تجری ، طلب التزام و سند و جلب و ڪفالت ڪردم
گفت قاضی ڪه تو خود ، مجرمی از منظر عشق من از این نحوه ی دعوای تو حیرت ڪردم
تو ندانی ڪه بود جرم ، شڪایت از یار ؟ اتهام تو همین است ، قرائت ڪردم
آخرین حرف و دفاع ات به زبان جاری ساز ❣ من به شلاق تو را حڪم اصابت ڪردم
تا بدانی ڪه ز معشوق شڪایت نبرند رأی این ست و من اینگونه قضاوت ڪردم
من مبهوت از این حڪم و از آن شڪوه خویش ❣ نزد معشوق خود احساس حقارت ڪردم
" نڪته عشق " همین است ، مصونیت یار ❣ این همان رڪن اساسی است ڪه غفلت کردم!!!
❣ نزد قاضی شدم و طرح شڪایت ڪردم ❣
قلب من شاڪی و او متهم و بنده وڪیل ❣ جرم هم ، سرقت و اینگونه روایت ڪردم ❣
ڪه دلم را بربوده است و بر آن زخم زده ❣ طلب حبس و مجازات جنایت ڪردم ❣
طول درمان و شهود و همه مدرڪ جرم ❣ ضم و پیوست گواهی جراحت ڪردم ❣
شرح شڪوائیه را گفتم و با قطع و یقین ❣ ادعای دیه و بحث خسارت ڪردم
ضمن یڪ لایحه از بیم تجری ، طلب التزام و سند و جلب و ڪفالت ڪردم
گفت قاضی ڪه تو خود ، مجرمی از منظر عشق من از این نحوه ی دعوای تو حیرت ڪردم
تو ندانی ڪه بود جرم ، شڪایت از یار ؟ اتهام تو همین است ، قرائت ڪردم
آخرین حرف و دفاع ات به زبان جاری ساز ❣ من به شلاق تو را حڪم اصابت ڪردم
تا بدانی ڪه ز معشوق شڪایت نبرند رأی این ست و من اینگونه قضاوت ڪردم
من مبهوت از این حڪم و از آن شڪوه خویش ❣ نزد معشوق خود احساس حقارت ڪردم
" نڪته عشق " همین است ، مصونیت یار ❣ این همان رڪن اساسی است ڪه غفلت کردم!!!
| آگرین (1401/10/26 , 09:32) |
یه عده هم هستن
نه عاشق تون نه هیچکس دیگه
فقط عشق میکنن که عاشق باشن!!
نه عاشق تون نه هیچکس دیگه
فقط عشق میکنن که عاشق باشن!!
| مـᬼــحســᬼـــن (1401/10/26 , 07:22) تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده ام❤ |
بزاق انسان شامل مسکنی به نام Opiorphin عه که شیش برابر قوی تر از مورفینه به خاطر همین وقتی دستتون زخم میشه یا درد میگیره ناخودآگاه دستتون میکنیدش تو دهنتون و تف تفیش میکنین !
| kakojavad (1401/10/26 , 06:28) desert |
بعد امتحان برگمو دادم به استاد گفتم من مرتب سر کلاسها اومدم اگه میشه نمرمو بالا بدین تا مشروط نشم.گفت استادت ته سالنه من مراقبم
| kakojavad (1401/10/26 , 00:40) desert |
✍
با بابام حرف میزدم ازش پرسیدم بابا تو جوونیات دوس دختر داشتی؟
گفت نه هیچوقت،
پرسیدم چرا؟
گفت ۵ تا خواهر کوچیکتر داشتم عموهاتم ازدواج کرده بودن بابام که مُرد من مرد خونه بودم دوس داشتم هرچی در میارم خرج خواهرام کنم، اونارو ببرم بیرون به جای یه آدم غریبه ...
کاش میشد بمیرم براش
ویرایش توسط kakojavad (1401/10/26 , 00:40) [1]
با بابام حرف میزدم ازش پرسیدم بابا تو جوونیات دوس دختر داشتی؟
گفت نه هیچوقت،
پرسیدم چرا؟
گفت ۵ تا خواهر کوچیکتر داشتم عموهاتم ازدواج کرده بودن بابام که مُرد من مرد خونه بودم دوس داشتم هرچی در میارم خرج خواهرام کنم، اونارو ببرم بیرون به جای یه آدم غریبه ...
کاش میشد بمیرم براش
ویرایش توسط kakojavad (1401/10/26 , 00:40) [1]
| مـᬼــحســᬼـــن (1401/10/25 , 23:41) تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده ام❤ |
مث اینکه دیروز تو زنجان شرکت گاز، گاز اداره برق رو قطع کرده... اداره برق هم اومده تلافی کنه ، برق شرکت گاز رو قطع کرده
| Doost milad (1401/10/25 , 21:37) |
خدایا باهامون مهربونی کن هیچکس بلد نیست مثل تو باهامون مهربونی کنه...
| آگرین (1401/10/25 , 21:05) |
زندگی مثل جزوه نوشتن می مونه!
شریک زندگی مثل خودکار آدمه!
درسته
خودکار اکلیلی نقره ای خیلی قشنگه
اما به درد جزوه نوشتن نمیخوره.
آدمای عاقل اونایی هستن که یه خودکار آبی رَوون با مارک خوب انتخاب میکنن.
مارک آدم شخصیت صداقت اصالت و تعهدشه!
شریک زندگی مثل خودکار آدمه!
درسته
خودکار اکلیلی نقره ای خیلی قشنگه
اما به درد جزوه نوشتن نمیخوره.
آدمای عاقل اونایی هستن که یه خودکار آبی رَوون با مارک خوب انتخاب میکنن.
مارک آدم شخصیت صداقت اصالت و تعهدشه!
| مـᬼــحســᬼـــن (1401/10/25 , 20:05) تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده ام❤ |
گفت آهسته قدم برمیداری، برای رسیدن باید گامهایت را با شتاب بیشتری برداری. گفتم: ای کاش میدانستی برداشتن همین گامهای آهسته با پاهای ناامید و مملو از زخم نرسیدن چه دشوار است و چه توانی میخواهد.
در کل: 15304









خانه
در کل : 0 عضو / 4 مهمان