نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| ایلگار (1399/5/18 , 10:46) |
سلامتی اون رفیقی که
اگه چه مجازیه
ولی جوری سنگ صبورِ
که
هیچ کدوم از دوستای واقعی
بگرد پاش هم نمی رسن
اگه چه مجازیه
ولی جوری سنگ صبورِ
که
هیچ کدوم از دوستای واقعی
بگرد پاش هم نمی رسن
| **nafasi** (1399/5/18 , 03:10) •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
و چ غریبانه با ارواح سایت تو سایتم
| FAZi (1399/5/18 , 01:24) |
اسکار خسته ترین جمله هم میرسه به:
"بیخیال، دیگه عادت کردم.."
"بیخیال، دیگه عادت کردم.."

| FAZi (1399/5/17 , 23:41) |
بسته عیدانه همراه اول *۱۰۰*۶۷۲*۱#
| ایلگار (1399/5/17 , 22:28) |
شازده کوچولو پرسید
از کجا بفهمم وابسته شدم
روباه جواب داد
تا وقتی هست نمی فهمی
از کجا بفهمم وابسته شدم
روباه جواب داد
تا وقتی هست نمی فهمی
| setel (1399/5/17 , 19:41) پزشک فرعون |
آنچه دو نفر را عاشق هم می کند، خوشبخت بودنشان با هم نیست، بلکه بدبختی را با هم چشیدن است...
ویرایش توسط setel (1399/5/17 , 19:44) [1]
ویرایش توسط setel (1399/5/17 , 19:44) [1]
| ایلگار (1399/5/17 , 18:16) |
ما انسانها مثل مداد رنگی می مونیم
شاید رنگ مورد علاقه یک دیگر نباشیم
اما روزی برای تمام کردن نقاشی مان به یک دیگر نیاز خاهیم داشت
بشرطی که تا حد نابودی یک دیگر را نتراشیده باشیم
شاید رنگ مورد علاقه یک دیگر نباشیم
اما روزی برای تمام کردن نقاشی مان به یک دیگر نیاز خاهیم داشت
بشرطی که تا حد نابودی یک دیگر را نتراشیده باشیم
| ایلگار (1399/5/17 , 16:54) |
مراقب باش!!!
ببین به کی داری اعتماد میکنی
بیشتر دقت کن!!!
شیطان هم روزی فرشته بود
ببین به کی داری اعتماد میکنی
بیشتر دقت کن!!!
شیطان هم روزی فرشته بود
| ELy (1399/5/17 , 16:02) شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست |
بچه که بودیم ننه مون میگفت بدو برو به وانتیه بگو وایسه
بعد ما اصن همچین میرفتیم عین جت لی !
وسط راه دو سه تا ملق میزدیم و از رو دیوار میرفتیم که برسیم وانتیه نره !
الان کافیه به بچه ها بگی گوشی منو از اتاقم بیار لدفن !
درجا جِرت میدن
بعد ما اصن همچین میرفتیم عین جت لی !
وسط راه دو سه تا ملق میزدیم و از رو دیوار میرفتیم که برسیم وانتیه نره !
الان کافیه به بچه ها بگی گوشی منو از اتاقم بیار لدفن !
درجا جِرت میدن
| ایلگار (1399/5/17 , 13:39) |
شازده کوچولو پرسید کی اوضاع بهتر میشه
روباه جواب داد
از وقتی بفهمی همه چی به خودت بسته گی داره
روباه جواب داد
از وقتی بفهمی همه چی به خودت بسته گی داره
| setel (1399/5/17 , 12:15) پزشک فرعون |
زندگی حجمی است که باید پُرش کنیم حتی اگر اشتباه پُرش کنیم.
به درک، اشتباه کردن بهتر از هیچ کاری نکردن است...
به درک، اشتباه کردن بهتر از هیچ کاری نکردن است...
| نفس (1399/5/17 , 00:28) Flawless |
بعد 20 سال فهمیدم زی زی گولو نمیگفته
دراکولا تا به تا بلکه میگفته دراز کوتاه تا به تا
دراکولا تا به تا بلکه میگفته دراز کوتاه تا به تا

| ایلگار (1399/5/16 , 18:57) |
تو این دنیا از یه چی زیاد تعجب نکن
اینکه بقیه یادشون می مونه باهشون چکار کردی
ولی متاسفانه نمی خوان یادشون بمونه براشون چکار کردی
اینکه بقیه یادشون می مونه باهشون چکار کردی
ولی متاسفانه نمی خوان یادشون بمونه براشون چکار کردی
| ایلگار (1399/5/16 , 16:23) |
دلا یاران سه قسمند ار بدانی
زبانی اند و نانی اند و جانی
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
ولیکن یار جانی را نگهدار
به جانش جان بده تا میتوانی
#مولانا
زبانی اند و نانی اند و جانی
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
ولیکن یار جانی را نگهدار
به جانش جان بده تا میتوانی
#مولانا
| AlirezaM (1399/5/16 , 12:35) 《Admin》 |
- داستان یارو رو شنیدی که با یه تلفن میره بانک؟ میره بانک، گوشی رو میده به صندوقدار و ی نفر از اون طرف خط میگه: «ما دختر این یارو رو گروگان گرفتیم. یا همه پول ها رو میدید بهش یا دخترش رو میکشیم»
+ جواب داد؟!!
- دقیقاً! صندوقدار بخاطر دختر یارو پولارو بهش داد منم دارم همین رو میگم… یه یارو میره توی بانک با یه تلفن. نه با یه هفت تیر یا یه شات گان. با یه تلفن لعنتی…! بعدش هم از بانک اومد بیرون و هیچکس ککش هم نگزید!
+ دزدها دختره رو کشتن؟
– احتمالاً اصلاً دختری در کار نبوده. نکته داستان اینه که اون ها با یه تلفن به یه بانک دستبرد زدند!
دیالوگ Pulp Fiction 1994
+ جواب داد؟!!
- دقیقاً! صندوقدار بخاطر دختر یارو پولارو بهش داد منم دارم همین رو میگم… یه یارو میره توی بانک با یه تلفن. نه با یه هفت تیر یا یه شات گان. با یه تلفن لعنتی…! بعدش هم از بانک اومد بیرون و هیچکس ککش هم نگزید!
+ دزدها دختره رو کشتن؟
– احتمالاً اصلاً دختری در کار نبوده. نکته داستان اینه که اون ها با یه تلفن به یه بانک دستبرد زدند!
دیالوگ Pulp Fiction 1994
در کل: 15416









خانه
در کل : 0 عضو / 5 مهمان