نوشتن بلاگ
میکرو بلاگ
| جک اسمیت (1401/5/31 , 01:34) تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده ام❤ |
#قضاوت_نکنیم
ما آدم ها خوب بلدیم
بعد از شنیدن داستان زندگی دیگران
در دلمان بگوییم:
اگر من بودم هرگز این کار را نمی کردم!
اما بی برو برگرد روزی خواهد رسید
که آن هرگز با اطمینان ما را
وسط همان داستان پرت می کند
و مشغول همان عمل نکوهش شده...
کاش می دانستیم
قصه های زندگی تکراری اند
فقط جای شخصیت ها عوض می شوند...!
ما آدم ها خوب بلدیم
بعد از شنیدن داستان زندگی دیگران
در دلمان بگوییم:
اگر من بودم هرگز این کار را نمی کردم!
اما بی برو برگرد روزی خواهد رسید
که آن هرگز با اطمینان ما را
وسط همان داستان پرت می کند
و مشغول همان عمل نکوهش شده...
کاش می دانستیم
قصه های زندگی تکراری اند
فقط جای شخصیت ها عوض می شوند...!
| roya (1401/5/31 , 00:13) ܩܠܭܘ ߊܨ ܢ̣ߊܚ݅ܓ ܭܘ ࡅ߳ܝ̇ߺܣߊیܨ ܩیܥܼܝ̇ߺܭَܘ . . ? |
ﺧﯿﻠــــــــﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻥ ﻧﯿﺴﺖ !!
ﺑﺮﺍﺵ ﺣــــﺮﻑﺑﺰﻧﻢ؛
ﺑﺎ ﺫﻭﻕ ﺍﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗــــــﺎﯼ ﺭﻭﺯﻡ ﺑـــــﺮﺍﺵ ﺑﮕﻢ؛
ﺍﻭﻧﻢ ﻫﯽ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻪ ﺍﯼ ﺟـــــــــﻮﻧﻢ !
ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ نیست ﺁﺭﻭﻡ
ﺯﻣﺰﻣﻪﮐﻨﻪ عزیزمی قربونت برم ..
ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﺒــــــــﺎ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ
ﮔﻮﺷﯿﻢ
ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﺍﺳﻤﺲ ﺑﯿﺎﺩ ﺗﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﮐـــــــــﻞ
ﺧﻮﺷﯿـــــــــﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﻡ ﺫﻭﻕ ﮐﻨﻢ ..
ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪﻫﺮﮐﺴﯽ ﻣﯿﺮﺳﻢ ﺑﺎ
ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺯﺵ ﺗﻌﺮﯾﻒﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ..
ﺍﻣــــــــــــﺎ …
ﺩﯾﮕﻢ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻤﻮ ﺑﺎ ﮐﺴــــــــــﯽ
ﻗﺴـــــﻤﺖ ﮐﻨﻢ
ﺑﺮﺍﺵ ﺣــــﺮﻑﺑﺰﻧﻢ؛
ﺑﺎ ﺫﻭﻕ ﺍﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗــــــﺎﯼ ﺭﻭﺯﻡ ﺑـــــﺮﺍﺵ ﺑﮕﻢ؛
ﺍﻭﻧﻢ ﻫﯽ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻪ ﺍﯼ ﺟـــــــــﻮﻧﻢ !
ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ نیست ﺁﺭﻭﻡ
ﺯﻣﺰﻣﻪﮐﻨﻪ عزیزمی قربونت برم ..
ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﺒــــــــﺎ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ
ﮔﻮﺷﯿﻢ
ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﺍﺳﻤﺲ ﺑﯿﺎﺩ ﺗﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﮐـــــــــﻞ
ﺧﻮﺷﯿـــــــــﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﻡ ﺫﻭﻕ ﮐﻨﻢ ..
ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪﻫﺮﮐﺴﯽ ﻣﯿﺮﺳﻢ ﺑﺎ
ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺯﺵ ﺗﻌﺮﯾﻒﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ..
ﺍﻣــــــــــــﺎ …
ﺩﯾﮕﻢ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻤﻮ ﺑﺎ ﮐﺴــــــــــﯽ
ﻗﺴـــــﻤﺖ ﮐﻨﻢ
| ?n̾a̾f̾a̾s̾i̾? (1401/5/30 , 20:52) •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
| ?n̾a̾f̾a̾s̾i̾? (1401/5/30 , 18:14) •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
هوهو











| ♡Zahra♡ (1401/5/30 , 15:13) دنیا با من قشنگتره |
یادت باشه هنوزم آرزوهات آرزومه

| Ramin 7 (1401/5/30 , 13:39) ❄️☔🌙🌠 |
نگاه به لب خندونم نکن توم افتضاحه!
یه جوری ریخته سرم همه چی
انگار که طبیعت میخواد ازم کوه بسازه! ۷ ?✨
GORG
Cooming soon...
یه جوری ریخته سرم همه چی
انگار که طبیعت میخواد ازم کوه بسازه! ۷ ?✨
GORG
Cooming soon...
| Nazanin 7 (1401/5/30 , 09:25) خدایا، قربون آسمون آبیت💙 |
بخاطر خودت، بخاطر حسهایی که دوست داری تجربه کنی، بخاطر جاهایی که دوست داری بری، بخاطر رسیدن به چیزهایی که دلت میخواد، بخاطر خوب شدن حالت، بخاطر آرزوهات، رویاهات، خواستههات، بخاطر "خودت" تلاش کن.?
| ♡Zahra♡ (1401/5/30 , 03:38) دنیا با من قشنگتره |
این حال تو رو کی میدونه مث من

| Ramin 7 (1401/5/30 , 00:31) ❄️☔🌙🌠 |
ولـی
چـقـدر خـوبـه چـقـدر خـوبـه طـبـیـعـت تـورو دادش بـه مـنـه گــرگ! ۷ ?✨
چـقـدر خـوبـه چـقـدر خـوبـه طـبـیـعـت تـورو دادش بـه مـنـه گــرگ! ۷ ?✨
| Nazanin 7 (1401/5/29 , 23:56) خدایا، قربون آسمون آبیت💙 |
??
| Nazanin 7 (1401/5/29 , 22:39) خدایا، قربون آسمون آبیت💙 |
یه زن وشوهر که بیست ساله با هم ازدواج کردن تصمیم گرفتن که تابستون رو کنار دریا بگذرنونن و به همون هتلی برن که بیست سال پیش ماه عسلشونو اونجا گذروندن ولی خانومه مشغله کاری داشت و بهمین دلیل توافق کردن که شوهره زودتر تنهایی بره و زنه دو روز بعد بهش ملحق بشه....
مرده وقتی وارد اتاق هتل شد دید یه کامپیوتر اونجاست که به اینترنت هم وصله. پس تصمیم گرفت که یه ایمیل به خانومش بفرسته و اونو از احوالش مطمئن کنه.بعد از نوشتن متن ، تو نوشتن حروف آدرس ایمیل زنش نا غافل یه اشتباه جزیی کرد و همین اشتباه باعث شد که نامه ش به آدرس شخص دیگه ای بره که از بد حادثه بیوه ای بود که تازه از دفن شوهرش برگشته بود....
خلاصه بیوه هه کامپیوترو که روشن میکنه و میره سراغ ایمیلش تا پیامهای تسلیت رو چک کنه بحالت غش روی زمین میوفته. همزمان پسرش از راه میرسه وسعی میکنه مادرشو به هوش بیاره یه هو چشمش به کامپیوتر میوفته و پیامو میبینه که اینطوری نوشته:
همسر عزیزم....بسلامت رسیدم. و شاید از اینکه از طریق اینترنت باهات ارتباط برقرار کردم شگفت زده بشی چرا که اینجا هم به اینترنت وصل شده و هر کسی میتونه اوضاع و اخبار خودشو روزانه به اطلاع بستگان و دوستاش برسونه.
من الآن یه ساعتی میشه که رسیدم و مطمئن شدم که همه چی رو آماده کردن و دو روز دیگه منتظر رسیدنت به اینجا هستم.....
خیلی مشتاق دیدارتم و امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من سریع رخ بده.
راستی!نیازی به اوردن لباسهای ضخیم نیست چون اینجا جهنمه و هوا خیلی گرمه.??????



مرده وقتی وارد اتاق هتل شد دید یه کامپیوتر اونجاست که به اینترنت هم وصله. پس تصمیم گرفت که یه ایمیل به خانومش بفرسته و اونو از احوالش مطمئن کنه.بعد از نوشتن متن ، تو نوشتن حروف آدرس ایمیل زنش نا غافل یه اشتباه جزیی کرد و همین اشتباه باعث شد که نامه ش به آدرس شخص دیگه ای بره که از بد حادثه بیوه ای بود که تازه از دفن شوهرش برگشته بود....
خلاصه بیوه هه کامپیوترو که روشن میکنه و میره سراغ ایمیلش تا پیامهای تسلیت رو چک کنه بحالت غش روی زمین میوفته. همزمان پسرش از راه میرسه وسعی میکنه مادرشو به هوش بیاره یه هو چشمش به کامپیوتر میوفته و پیامو میبینه که اینطوری نوشته:
همسر عزیزم....بسلامت رسیدم. و شاید از اینکه از طریق اینترنت باهات ارتباط برقرار کردم شگفت زده بشی چرا که اینجا هم به اینترنت وصل شده و هر کسی میتونه اوضاع و اخبار خودشو روزانه به اطلاع بستگان و دوستاش برسونه.
من الآن یه ساعتی میشه که رسیدم و مطمئن شدم که همه چی رو آماده کردن و دو روز دیگه منتظر رسیدنت به اینجا هستم.....
خیلی مشتاق دیدارتم و امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من سریع رخ بده.
راستی!نیازی به اوردن لباسهای ضخیم نیست چون اینجا جهنمه و هوا خیلی گرمه.??????



| FAZi (1401/5/29 , 22:06) |
يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي 

| آگرین (1401/5/29 , 12:16) |
میزان وفاداری یک نفر
نشان شخصیت اونه نه لیاقت طرف
نشان شخصیت اونه نه لیاقت طرف
| Ramin 7 (1401/5/29 , 08:27) ❄️☔🌙🌠 |
واقعیتم اینه که وقتی ساحلی نیست،
دستو پا زدن بی فایدست...
همین که بفهمی دستو پا زدن بی فایدست!
یعنی بـــــهــــت! ۷ ✨?
دستو پا زدن بی فایدست...
همین که بفهمی دستو پا زدن بی فایدست!
یعنی بـــــهــــت! ۷ ✨?
| ?n̾a̾f̾a̾s̾i̾? (1401/5/29 , 01:31) •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
اوج دلخوری از زبون سعدی :
ز روزگار به رنجم چنان که نتوان گفت...
ز روزگار به رنجم چنان که نتوان گفت...
در کل: 15459









خانه
در کل : 0 عضو / 3 مهمان