شب بخیر، مهمان شب
نوشتن بلاگ
فقط برای کاربران عضو
میکرو بلاگ
<< 1 ... 171 172 173 174 175 ... 771 >>
 **? ? ? ? ? ? **  (1402/1/9 , 15:51)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..

 ⚡????? ?????⚡  (1402/1/9 , 13:34)
❄️☔🌙🌠





#همین_حوالی ??✨
 **? ? ? ? ? ? **  (1402/1/9 , 12:35)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..


ما آدمها دو سبد باخودمون داریم:

یکی جلومون آویزونه،یکی هم پشتمون..

نکات مثبت وخوبی هامونو میندازیم تو سبد جلویی،
عیب هامونو تو سبدپشتی.

وقتی تومسیر زندگي داریم راه میریم،فقط دو چیزو می بینیم :
خوبی های خودمون و عیب های نفرجلویی...

#پائولو_کوئیلو
 Nazanin 7  (1402/1/9 , 10:25)
خدایا، قربون آسمون آبیت💙



??
 ❤جانان?  (1402/1/9 , 09:21)
 **? ? ? ? ? ? **  (1402/1/9 , 00:59)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
خا
 ⚡????? ?????⚡  (1402/1/8 , 21:23)
❄️☔🌙🌠
کُفرِ ولی میگم
چشمای تو خدایِ من بود ... ✨
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/1/8 , 20:40)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی هم نمیکند
که فانوسی داشته باشم یا نه ...
کسی که می گریزد
از گم شدن نمی ترسد ...!
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/1/8 , 12:48)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
ᴛʜᴇ ʀᴀɪɴʙᴏᴡ ᴏғ ᴏᴜʀ ʟɪᴠᴇs ɪs ʙʟᴀᴄᴋ ᴀɴᴅ ᴡʜɪᴛᴇ ?

-رَنگین کمونه زندگی ما سیاه و سفیدِِ!

●❥
 kakojavad  (1402/1/8 , 11:51)
desert
برادر کوچکتر فیلم #برادران_لیلا سیاسی ترین شخصیت بود که بهش پرداخته نشد
اون نماد قشر خاکستری بود که خودشو از موج دور نگهداشته بود اما بیشتر از همه تاوان داد ماشینشو، هیکلشو، هویتشو (جعل پاسپورت)درامد مناسبشو از دست داد
اون میخواست اسیب نبینه اما بیشتر از همه اسیب دید

هرکس چیزرو باخت مثلا پیمان معادی مالشو علیرضا پس اندازشو اما اون همه چیزشو از دست داد
نکتهی دوم:اون باخت چون هنوز جهل و تعصب داشت وقتی لیلا پدرشو زد فقط اون داد و بیداد کرد کسی که بیشترین هزینه رو داده بود در حالی که بقیه فهمیده بودن، اون هنوز نفهمیده بود از بقیه عقبتر بود

اون بلد نبود مستقل تصمیم بگیره فکر کنه اون فقط از جمع پیروی میکرد (شخصیتی اشناس)
زمانی که علیرضا(نماد اصلاح طلب) از باباش دفاع میکرد اون ساکت بود
وقتی علیرضا اگاه شد و موقعه سیلی زدن سکوت کرد
(اون)داد و بیداد کرد و کاری که بقیه قبلا انجام داده بودنو این تازه انجام میداد
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/1/8 , 00:31)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
دیدی بعضیا انگار از بهشت اومدن؟
بهت آرامش میدن، کنارشون آرومی و حالت خوبه؟
یه کلمه ی یونانی هست به نام«elysian» به کسی میگن "الیسیان" که کنارش همینقدر حالت خوبه
 **? ? ? ? ? ? **  (1402/1/7 , 22:20)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
آدما از یه جایی به بعد واسه هم تکراری میشن
اگر از اون به بعد هنوزم بتونن از تکرار هم لذت ببرن اونجاست که معلوم میشه آدم درستی انتخاب کرده بودن !
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/1/7 , 20:35)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
داشتم فکر میکردم چقدر آدمهای امن خوبند. آدم هایی که رازدارند. آنهایی که میتوانی کنارشان خودت باشی و تمام روحت را عریان کنی. از همه چیز بی واهمه حرف بزنی، بدون هراسی از قضاوت شدن. آدمهایی که نه با لبها که با چشمها و روحشان لبخند میزنند. بدون این که زیاد بدانند، اعتماد میکنند و شاید خودشان هم هرگز ندانند در کدام روز سختت به تو رسیده اند و چطور خورشید شده اند وسط همه تاریکی های دلت. چقدر خورشیدها خوبند، چقدر بی منت و چقدر خوش بو و چقدر بوسیدنی و چقدر خواستنی اند، مهربانی هایی که انگار نهرهای بهشتند روی آتش تنهایی. درد و دریغ که کمند. بسیار کم .
 آگرین  (1402/1/7 , 18:00)
روانشناسی میگه"'
هیچوقت عشق زیاد
مهربونی زیاد و اهمیت بیش از حد
به کسی نشون نده .....
چون این عادت و ذات انسانه
که هر چیزی رو که بدون هزینه باشد،
دست کم میگیره.
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/1/7 , 14:33)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
بخش ترسناک زندگی اینه که هیچوقت نمیدونی این روزایی که الان داره میگذره روزای خوبته یا بدته
 آگرین  (1402/1/7 , 10:56)
اگر این بود بها بهر تمنای بهشت
وای بر ما و بر این جاده پرخارِ پلشت!
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/1/7 , 10:21)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
دانی که چیست دولت؟؟؟
دیدار یار دیدن!!!
اما ندیدن بهتر از نبودنشِ...
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/1/6 , 23:07)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤

نمیداند دل تنها میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدتهاست مدتهاست

به جای دیدن روی تو در«خود»خیره ایم ای عشق!
اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست

جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار
اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست

من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل
تحمل میکنم هر چند جانکاه است و جانفرساست

در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی
اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست..

ویرایش توسط مـᬼــحســᬼـــن (1402/1/7 , 00:29) [1]
 مـᬼــحســᬼـــن  (1402/1/6 , 20:44)
تو روشنیِ قلبِ منی ، خودم را به هدر نداده‌ ام❤
یک اصطلاحی هست که خدا چندین بار در قرآن ازش استفاده کرده:
"حتی ضاقت علیهم/علیه الارض...."

یعنی "کار به جایی میرسد که زمین با تمام فراخی اش بر آدمی تنگ میگردد."
بهترین توصیفی است که میشود برای بعضی لحظه ها، و برخی حس ها به کار برد، اینطور وقتها چاره ای نیست جز پناه بردن به خودش
باید به خودش پناه ببری، تا آرام بگیری، دوست و آشنا هم نمیتوانند برایت کاری بکنند.
آدمی تازه میفهمد که هیچ پناهی ندارد جز خدا و این حس یک چیزی است شبیه دلتنگی، سردرگمی، دل آزردگی، یک چیزی شبیه درد!
 kakojavad  (1402/1/6 , 19:22)
desert
بدبینی بین باجناق ها از چه زمانی آغاز شد؟?

گویند که اولین باجناق های جهان به نام های "کافی" و "نعمت"، سوار یک خر بودند.

نعمت گفت: اگر یک خر دیگر بود، کافی بود.
کافی گفت: همین هم که هست نعمت است!

و اینگونه بود که بر اثر یک سوتفاهمی ساده، رابطه باجناق ها به هم خورد...
در کل: 15412
<< 1 ... 171 172 173 174 175 ... 771 >>

خانه
در کل : 1 عضو / 12 مهمان