صبح بخیر، مهمان صبح
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 ELy  (1398/11/18 , 12:25)
شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست
همکارم تعریف میکنه
میگه توی مترو یه پیرزنه رو دیدم میگفت من ۵ تا بچه داشتم !
.
.
دو تاشون اسیر شدن و سه تاشونم مفقود الاثر
.
.
همکارم میگفت همه ی خانوما تحت تاثیر قرار گرفته بودیم که چه شیرزنه صبوریه !
.
.
بعد پیرزنه ادامه میده که
دو تا دختر داشتم که ازدواج کردن اسیر شدن
سه تام پسر داشتم که ازدواج کردن شدن مفقودالاثر !!!?
 
رای ها (4)
لایک (4) | دیس لایک (0)
+1 سیما (1398/11/18 , 12:56)
+1 ☆☆GitA☆☆ (1398/11/18 , 12:52)
+1 kia (1398/11/18 , 12:41)
+1 Mil@d (1398/11/18 , 12:27)
در کل: 4

برگشت

خانه
در کل : 0 عضو / 5 مهمان