میکرو بلاگ » رای ها
| مهدی (1405/5/19 , 15:59) لعنت به فردا که نذاشت امروز را زندگی کنیم. |
گاهی آدم با کسی روبه رو میشود که از عجیبترین نوعِ ناحقی هاست؛ نه فقط ناحق است، بلکه با اطمینان کامل هم خودش را محق میداند.انگار واقعیت را نه از روی حقیقت، بلکه از روی میلِ خودش تعریف میکند.انگار اگر با صدای بلندتر حرف بزند، اگر بیشتر لج کند، اگر بیشتر خودش را قربانی نشان بدهد،ناحق بودنش پاک میشود و حق به جانب میایستد.
سختیِ این آدمها فقط در اشتباه بودنشان نیست؛در این است که هیچوقت حاضر نیستند بپذیرند اشتباه کرده اند.نه از سرِ نادانی، بلکه گاهی از سرِ غرور، ترس، یا نیاز بیمارگونه به اینکه همیشه برنده باشند.تو را خسته میکنند چون فقط با حقیقت نمیجنگند؛ با آرامشِ تو، با اعتمادِ تو به خودت، با حسِ انصافِ درونت هم میجنگند.بدترین بخش ماجرا این است که بعد از مدتی، آدم به خودش شک میکند.شروع میکند صحنه ها را دوباره مرور کردن، حرفها را سبک سنگین کردن،و از خودش میپرسد:«نکند من زیادی حساس بودم؟»«نکند من بد فهمیدم؟»
«نکند حق با او بوده و من نمیخواستم ببینم؟» و این دقیقاً همان نقطه ایست که آن آدمِ ناحق، بیشترین آسیب را زده است؛چون فقط چیزی را از تو نگرفته،بلکه تو را به جایی رسانده که حتی به شعور و قضاوت خودت هم شک کنی.
اما حقیقت این است:همه آدمها ارزش بحث کردن ندارند.
همه آدمها شایسته توضیحِ بیشتر نیستند.بعضیها آنقدر در روایتِ جعلیِ خودشان غرق اند که هرقدر هم دلیل بیاوری، فقط خسته ترت میکنند.برای همین گاهی بهترین پاسخ، سکوت نیست؛
فاصله است.مرز است.و نگهداشتنِ حقیقت، بدون اینکه برای ثابت کردنش خودت را فرسوده کنی.آدمهایی که ناحق اند ولی خودشان را محق میدانند، شاید در کوتاه مدت پرصدا باشند؛
اما چیزی که از آن محروم اند، آرامشِ واقعیست.آدمِ منصف لازم نیست خودش را فریاد بزند؛ حقیقت، اگر واقعی باشد، بالاخره راه خودش را پیدا میکند.
ویرایش توسط مهدی (1405/5/19 , 16:21) [3]
سختیِ این آدمها فقط در اشتباه بودنشان نیست؛در این است که هیچوقت حاضر نیستند بپذیرند اشتباه کرده اند.نه از سرِ نادانی، بلکه گاهی از سرِ غرور، ترس، یا نیاز بیمارگونه به اینکه همیشه برنده باشند.تو را خسته میکنند چون فقط با حقیقت نمیجنگند؛ با آرامشِ تو، با اعتمادِ تو به خودت، با حسِ انصافِ درونت هم میجنگند.بدترین بخش ماجرا این است که بعد از مدتی، آدم به خودش شک میکند.شروع میکند صحنه ها را دوباره مرور کردن، حرفها را سبک سنگین کردن،و از خودش میپرسد:«نکند من زیادی حساس بودم؟»«نکند من بد فهمیدم؟»
«نکند حق با او بوده و من نمیخواستم ببینم؟» و این دقیقاً همان نقطه ایست که آن آدمِ ناحق، بیشترین آسیب را زده است؛چون فقط چیزی را از تو نگرفته،بلکه تو را به جایی رسانده که حتی به شعور و قضاوت خودت هم شک کنی.
اما حقیقت این است:همه آدمها ارزش بحث کردن ندارند.
همه آدمها شایسته توضیحِ بیشتر نیستند.بعضیها آنقدر در روایتِ جعلیِ خودشان غرق اند که هرقدر هم دلیل بیاوری، فقط خسته ترت میکنند.برای همین گاهی بهترین پاسخ، سکوت نیست؛
فاصله است.مرز است.و نگهداشتنِ حقیقت، بدون اینکه برای ثابت کردنش خودت را فرسوده کنی.آدمهایی که ناحق اند ولی خودشان را محق میدانند، شاید در کوتاه مدت پرصدا باشند؛
اما چیزی که از آن محروم اند، آرامشِ واقعیست.آدمِ منصف لازم نیست خودش را فریاد بزند؛ حقیقت، اگر واقعی باشد، بالاخره راه خودش را پیدا میکند.
ویرایش توسط مهدی (1405/5/19 , 16:21) [3]
در کل: 0


خانه
در کل : 0 عضو / 7 مهمان