میکرو بلاگ » رای ها
| آگرین (1405/3/4 , 18:40) |
دیده در هجر تو شرمنده ی احسانم کرد
بس که شبها گذر اشک به دامانم کرد
عاشقان بوس ز گیسوی تو دیوانه شدند
حال آشفته ی آن جمع پریشانم کرد
تا که ویران شدم آمد به کفم گنجمراد
خانه ی سیل غم آباد که ویرانم کرد
سمّه ای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُکه حوقله رسوای گلستانم کرد
داستان شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد!
#شاکر عباس قبوحی
بس که شبها گذر اشک به دامانم کرد
عاشقان بوس ز گیسوی تو دیوانه شدند
حال آشفته ی آن جمع پریشانم کرد
تا که ویران شدم آمد به کفم گنجمراد
خانه ی سیل غم آباد که ویرانم کرد
سمّه ای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُکه حوقله رسوای گلستانم کرد
داستان شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد!
#شاکر عباس قبوحی
در کل: 9


خانه
در کل : 1 عضو / 6 مهمان