شب بخیر، مهمان شب
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 مآه  (امروز, 12:06)
من زنانی را می شناسم،
که صبح ها وقتی از خانه بیرون می زنند،
قلبشان را تا می کنند و در گوشه ی کمد اتاق شان می گذارند.
زنانه گی هایشان را از یاد می برند،
و زیر چین ابرو و اخم پیشانی،
و تُن صدای محکم،پنهان می کنند.
زنانی که پشت عوض کردن دنده ی ۲و۳ ماشین زندگی،
یادشان می رود لطافت وظرافتِ به یغما رفته شان را.
من زنانی را دیده ام،
که بسیار دوست می دارند،
و کم دوست داشته می شوند،
بسیار می فهمند،
و کم درکشان می کنند،
بسیار می بخشند،
اما نصیبی نمی برند،
و بسیار می دَوَند،
اما هرگز نمی رسند.
و همین زنان،
شبها با خسته گی،
با دیوارهای خالی خانه ،
و در سکوت سنگین اتاق شان،
در آنجا که هیاهوی جریان زندگی متوقف می شود،
در آینه ی قدی اتاق شان،همچنان به دنبال زنی که خود می شناسند،می گردند.
زنی که،
دوست دارد بخندد،
برقصد،
و آزادانه خودش باشد...🌸☘️

رای ها (7)
لایک (7) | دیس لایک (0)
+1 Pooryaa (امروز, 20:24)
+1 Rooney (امروز, 18:50)
+1 нoda (امروز, 15:42)
+1 ħöŤBőÿ░🔥 (امروز, 15:19)
+1 مـᬼــحســᬼـــن (امروز, 12:51)
+1 PEYMAN (امروز, 12:28)
+1 رز~مشكی (امروز, 12:18)
در کل: 7

برگشت

خانه
در کل : 2 عضو / 3 مهمان