شب بخیر، مهمان شب
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 آگرین  (دیروز, 23:53)
خیلی بچه بودیم تو گوشمون خوندن بزرگ شده.
انشا...ه بزرگتر میشی میری مدرسه. و ما با خودمون فکر میکردیم مدرسه که بریم دیگه همه چی گل و بلبله
مدرسه رفتیم دیدیم چیزی ک گفته بودن نشد
این بار گفتند
انشا...ه دانشگاه بری
با خودمون گفتیم حالا ک مدرسه اون چیزی ک میخواستیم نبود دیگه دانشگاه بهشته.
گذشت و گذشت و رفتیم دانشگاه.
اونجا وضع بهتر ک نشد بدتر هم شد. هر خطا یا اشتباه کوچیکی میشد گناه بزرگ. چرا؟ چون دانشجوی مملکت بودی.
باز اومدن گفتن
انشا...ه میری سرکار و وضع بهتر میشه.
رفتیم سرکار اما اینم فهمیدیم که از کوچیکی سرکار بودیم و هر مرحله که گذشت وضع به جای بهتر شدن بدتر شد.
به قول مرحوم طالبی
حتی دانشجو دانشگاه تهران بودن هم از دور خوش است.
و قدیمی ها هم چقد قشنگ فرمودن صدای دهل از دور خوشتر.
رای ها (2)
لایک (2) | دیس لایک (0)
+1 ‌user (امروز, 17:01)
+1 مـᬼــحســᬼـــن (امروز, 12:46)
در کل: 2

برگشت

خانه
در کل : 0 عضو / 5 مهمان