میکرو بلاگ » رای ها
| مآه (1402/9/25 , 22:05) |
هیچ شده است که یک روز زنی را ببینی و ناگهان حس کنی که انگار یک عمر در انتظار دیدارش بوده ای؟ در آرزوی دیدار کسی که مثل باغ باشد در رنگ و بوی شب، با سلامت سادهٔ گیاه و زیبایی و روانی آب، با گیسوانی چون شاخه های درهم مورْد، سرسبز؛ و چشم ها، چشمه ای در شب های دور و تنهای کوهستان.
شب های تاریکِ ماه، ستاره های دور، خوابِ باغ را تماشا می کنند که در تاریکیْ سبز است و به نجوای پیاپی موج ها گوش می دهد و آهسته با باد حرف می زند؛ از خزان می ترسد و از سکوت زمستان ملول است و گاه در گرما از وحشتِ تشنگی سراسیمه بیدار می شود، تنش در شاخ و برگش می سوزد. کسی نمی داند باغِ خواب زده چه ها می بیند و چه خیال ها به سر دارد.
شاهرخ مسکوب
شب های تاریکِ ماه، ستاره های دور، خوابِ باغ را تماشا می کنند که در تاریکیْ سبز است و به نجوای پیاپی موج ها گوش می دهد و آهسته با باد حرف می زند؛ از خزان می ترسد و از سکوت زمستان ملول است و گاه در گرما از وحشتِ تشنگی سراسیمه بیدار می شود، تنش در شاخ و برگش می سوزد. کسی نمی داند باغِ خواب زده چه ها می بیند و چه خیال ها به سر دارد.
شاهرخ مسکوب
در کل: 4


خانه
در کل : 0 عضو / 7 مهمان