ظهر بخیر، مهمان ظهر
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 آگرین  (1402/8/18 , 19:26)
من که عمرم را به پایت ریختم
زندگی ها را به پایت ریختم
ای تو دیروز من و امروز من
من که فردا را به پایت ریختم
دیگر چه خواهی؟دیگر چه خواهی؟
من که با خوب و بدتو ساختم
آبرویم را به خاک انداختم
درسفر تاهفت شهرعشق تو
من که مرزی تا جنون نشناختم
دیگر چه خواهی؟ دیگر چه خواهی؟
من که همچون بت پرستیدم تورا
هرکجارفتم فقط دیدم تورا
باتمام گریه ها ازدست تو
می شکستم بغض و خندیدم تورا

پس چرا آزردنم را دوست داری؟

حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟
مثل من هرگز کسی عاشق نبوده
سوختن از عشق را لایق نبوده
از توام بر آتش و خاموشم از تو
تا نگویی در وفا صادق نبوده
هرچه می سوزم تو می گویی کم است
قصه ام وِرد تمام عالم است
پس چرا آزردنم را دوست داری ؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟
هرچه را می خواستی از من به دست آورده ای
مرگ غرورم بس نبود که قصد جانم کرده ای


این اهنگ معین شاید حرف دل خیلیاست
رای ها (5)
لایک (5) | دیس لایک (0)
+1 زهرا تبریزی (1402/8/19 , 12:59)
+1 مـᬼــحســᬼـــن (1402/8/19 , 00:25)
+1 «MaHsA» (1402/8/18 , 20:16)
+1 مآه (1402/8/18 , 19:51)
+1 PEYMAN (1402/8/18 , 19:43)
در کل: 5

برگشت

خانه
در کل : 0 عضو / 7 مهمان