صبح بخیر، مهمان صبح
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 آگرین  (1402/5/31 , 09:21)
این روزا عجیب دلم یه کتاب بدرد بخور میخواد

کتابی ماورای پول و تجملات آنچنانی

اکثر کتابا متاسفانه این روزا تقریبا عین هم شده

اکثر اتفاقا تو تهران هستش

و خونه های چند هزار متری تو ولنجک و برنجک و گندمک

چرا نباید تو نازیاباد حلبی آباد و نمیدونم این آباد و اون یکی آباد باشه

همیشه هم پسر اخمو و دختر مغرور و یه دنده

اول دختره سعی میکنه پسره رو بکشه سمت خودش

بعد وسط راه ولش میکنه و اون وقته که پسره عاشق میشه و این بار دختره جواب نمیده!!

آخرشم یکیشون میافته وسط بیمارستان و اون یکی یادش میافته خدایی هم هست و اینقدر اشک و آه که خدا دلش به رحم میاد و طرفو پس میده !!!

اکثرا هم پسره پلیس و دختره ولخرج!

ماشینا در حد بوگاتی و فراری و چه و چه ویلاها تو شمال سفر تو این کشور و اون کشور

چرا نباید مثلا جای ویلا یه خونه یا کلبه کنار شالیزار باشه

چرا همیشه پلیس نمیشه طرف کشاورز باشه

چرا سفر خارج نمیشه یه مشهدی شمالی جنوبی کیشی چیزی باشه!

مگه عشق هم پولی یعنی کسی که پول نداره نمیتونه عاشق باشه؟؟

و خیلی سوالای دیگه

آخر همه داستانها هم گل و بلبل !
رای ها (6)
لایک (6) | دیس لایک (0)
در کل: 0

برگشت

خانه
در کل : 0 عضو / 5 مهمان