صبح بخیر، مهمان صبح
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 آگرین  (1402/5/15 , 11:21)
حاجی در مورد حلال و حرام صحبت میکرد و می گفت :
روزی سه تا دزد به خونه یک تاجر دینداری زدند و کلی پول و سکه رو روی خر صاحبخونه گذاشتن و زدن بیرون!!
تو مسیر دوتاشون دسیسه چیدن که سومی رو بکشن تا سهمشون بیشتر بشه و همین کارو هم کردن!!
بعدش آب و غذایی خوردن و باز راه افتادن که یه دفعه یکیشون خنجر کشید و رفیق دومیش رو هم کشت!!
شب که شد دزد آخر دلدرد شدیدی گرفت و بر اثر سمی که شریک قبلیش در غذایش ریخته بود ، مُرد!!
الاغ که تنها مانده بود ، راه صاحبخونه را در پیش گرفت و بهمراه مال به خانه تاجر دیندار برگشت...
این یعنی مال حلال به صاحبش برمیگردد!!
مردم صلواتی بلند فرستادند که ، معتادی بلند شد و گفت:
حاژ آقا!
تمام دزدا که مردند، پس جریان رو کی واستون تعریف کرده!؟؟ خره؟!
بعد از آنروز دیگر کسی حاجی را ندید!!
رای ها (7)
لایک (7) | دیس لایک (0)
+1 PEYMAN (1402/5/19 , 15:36)
+1 زهرا تبریزی (1402/5/15 , 18:15)
+1 زیبای وحشی (1402/5/15 , 14:34)
+1 مامان ایلین (1402/5/15 , 14:14)
+1 مـᬼــحســᬼـــن (1402/5/15 , 13:10)
+1 ?N̴a̴z̴a̴n̴i̴n̴ ̴7̴? (1402/5/15 , 13:05)
+1 ?Rαɱιɳ 7? (1402/5/15 , 12:26)
در کل: 7

برگشت

خانه
در کل : 0 عضو / 4 مهمان