صبح بخیر، مهمان صبح
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 pochpoch  (1402/4/25 , 15:36)
تا جایی که میشد سکوت کردم
وقتی فهمیدم یک جمله ی نابجای من
ممکن است یک آدم را تا مدتهااندوهگین نگاه دارد.
تا جایی که میشد سکوت کردم و اظهار نظری نکردم وقتی فهمیدم آدمها معمولا مطابق حال و روز خودشان حرفهای من را برداشت میکنند و از برداشتهای من حرف میزنند.
تا جایی که میشد سکوت کردم و فاصله گرفتم، وقتی فهمیدم زیاد حرف زدن و زیاد حضور داشتن، جز خراب کردن شخصیت من کار دیگری از پیش نمیبرد...
ساکتم، بدون واکنش، دور ایستاده، تنها...
و سالهاست که با احتیاط و هراس از چند فرسخیِ آدمها میگذرم و صمیمی شدن و رفاقت، آخرین گزینهایست که به آن فکر میکنم...

نرگس_صرافیان_طوفان
رای ها (6)
لایک (6) | دیس لایک (0)
در کل: 0

برگشت

خانه
در کل : 0 عضو / 5 مهمان