شب بخیر، مهمان شب
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 آگرین  (1402/2/20 , 13:08)
#حکایت

???? روزی در نماز جماعت موبایل یک نفر زنگ خورد
زنگ موبایل آن مرد ترانه ای بود
بعد از نماز همه او را سرزنش کردند
و او دیگر به نماز نرفت.
.
همان مرد به کافه ای رفت
و ناگهان قلیان از دستش افتاد و شکست.
مرد کافه چی با خوشرویی گفت اشکال نداره،
فدای سرت...
و او از آن روز مشتری دائمی آن کافه شد.
.
حکایت ماست:
جای خدا مجازات میکنیم و جای خدا میبخشیم!!
رای ها (6)
لایک (6) | دیس لایک (0)
+1 ............ (1402/2/22 , 00:00)
+1 ? Ramin 7 ? (1402/2/21 , 08:10)
+1 ⊱ꕥ ??????? ?ꕥ⊱ (1402/2/20 , 20:01)
+1 MolO_od (1402/2/20 , 13:57)
+1 زهرا تبریزی (1402/2/20 , 13:43)
+1 مـᬼــحســᬼـــن (1402/2/20 , 13:30)
در کل: 6

برگشت

خانه
در کل : 1 عضو / 1 مهمان