شب بخیر، مهمان شب
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 kakojavad  (1401/12/6 , 00:37)
desert
یک دانشجو عاشق دختر همکلاسیش بود، بالاخره یک روزی به خودش جرأت داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختر خواستگاری کرد اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد و حتی پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه به حراست میگه !

روزها از پی هم گذشت و دختره از پسر یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت: "من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت، اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن"

ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد؛ چهار سال آزگار گذشت و هر دو فارغالتحصیل شدند اما پسر دیگه طرف دختره نرفت !

نتیجه اخلاقی این ماجرا : پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتابها و جزوههاشون رو باز نمیکنند
رای ها (14)
لایک (14) | دیس لایک (0)
+1 ?? Zahra ?? (1401/12/6 , 11:17)
+1 SogOol (1401/12/6 , 11:04)
+1 آگرین (1401/12/6 , 10:58)
+1 ᪣??e?Δ?᪣ (1401/12/6 , 01:03)
+1 **ısɐɟɐu ** (1401/12/6 , 00:56)
+1 FAZi (1401/12/6 , 00:54)
+1 ???????? (1401/12/6 , 00:54)
+1 مـᬼــحســᬼـــن (1401/12/6 , 00:53)
+1 شآپرکِ رهایی (1401/12/6 , 00:43)
+1 8-v (1401/12/6 , 00:43)
+1 Nazanin 7 (1401/12/6 , 00:41)
+1 pink (1401/12/6 , 00:40)
+1 عـᬼــاطــــفـᬼــه (1401/12/6 , 00:39)
+1 ???????.? (1401/12/6 , 00:38)
در کل: 14

برگشت

خانه
در کل : 0 عضو / 4 مهمان