صبح بخیر، مهمان صبح
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 ♕^_^nAfAsi^_^♕  (1401/4/22 , 01:14)
•نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی..
کاش یه مغازه کوچیکی بود یه پیرمرد و پیرزن مهربونی روی یه صندلی قدیمی نشسته بودن و نوار کوچیکی کنار دستشون میخوند و قربون صدقه هم میرفتن،میرفتیم پیششون و غمامون رو میفروختیم و بجاش خوشحالی میگرفتیم،ساعت ها کنارشون مینشستیم و اونا از عشقشون برامون حرف میزدن، ما هم وجودمون پر از زیبایی و ارامش میشد.
رای ها (5)
لایک (5) | دیس لایک (0)
+1 kakojavad (1401/4/22 , 12:27)
+1 ડꪮꪑꪖꪗꫀ (1401/4/22 , 10:12)
+1 Nazanin 7 (1401/4/22 , 09:27)
+1 kia (1401/4/22 , 06:18)
+1 Zari (1401/4/22 , 04:42)
در کل: 5

برگشت

خانه
در کل : 0 عضو / 25 مهمان