صبح بخیر، مهمان صبح
میکرو بلاگ » رای ها
همه | مثبت | منفی
 kakojavad  (1400/6/7 , 00:29)
desert
? بازجو گفت:
«بری انفرادی زبونت باز میشه!»
انفرادی اتاق کوچکی است که کَفَش پتوی سربازی انداختهاند با دستشویی و توالت و سکوت...
و زمانی بسیار طولانی که تا هرچقدر دلت میخواهد خیال را جولان بدهی
تا به همه جا سرک بکشد.
یاد چیزها، حرفها و کسانی میافتی که تعجب میکنی آنها را چطور فراموش کرده بودی...!

من در انفرادی دنبال خودم گشتم.
هرکس ساختن زندان انفرادی به کلهاش زده،
آدم جالبی بوده و خوب میدانسته با آدمها چطور بازی کند...!
یعنی درستتر آن است که بگویم میدانسته آدم بهترین دشمن خودش است...! لازم نیست او را کتک بزنند یا زیر شکنجه لت و پارش کنند،
بهترین راه این است که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش، دخل خودش را بیاورد...!

✍ #احمدغلامی
رای ها (9)
لایک (9) | دیس لایک (0)
+1 Fateme (1400/6/7 , 13:46)
+1 آگرین (1400/6/7 , 10:01)
+1 زهرا تبریزی (1400/6/7 , 06:53)
+1 ‖ Aℓ!rєʑa.M ‖ (1400/6/7 , 06:52)
+1 Nazanin 7 (1400/6/7 , 00:54)
+1 ELy (1400/6/7 , 00:48)
+1 تیدا (1400/6/7 , 00:45)
+1 roya (1400/6/7 , 00:42)
+1 FAZi (1400/6/7 , 00:30)
در کل: 9

برگشت

خانه
در کل : 0 عضو / 6 مهمان