صبح بخیر، مهمان صبح

آخرین فعالیت

انجمن » مباحث آزاد و تفریحی » بحث های عمومی و سرگرمی
جستجو | فایل های تاپیک (9)
  هرچی دل تنگت میخواد بگو
<< 1 ... 207 208 209 210 >>
(1404/10/22 , 23:45)[#]
kakojavad kakojavad 
desert
ی دنده
(1404/10/23 , 00:10)[#]
Zara Zara 
دنیا با من قشنگتره
شد شد نشد بازم میخوابم
(1404/10/23 , 00:31)[#]
 ELF 
# ħ&ouml;ŤBő&yuml;░🔥 (12.01.2026 / 07:03)
اخی چقد عاشق
اسمش چیه
چه فرقی میکنه
(1404/10/23 , 00:41)[#]
 ELF 
تا حالا پیش نیومده بود انقدر بخوابم
تاثیرات بی نتیه ایا:/
(1404/10/23 , 09:28)[#]
 ħöŤBőÿ░🔥 
# ELF (12.01.2026 / 21:01)
چه فرقی میکنه
حالا بگو شاید شناختم
(1404/10/23 , 11:54)[#]
🅽🅰🅵🅰🆂🅸 🅽🅰🅵🅰🆂🅸 
هیچ رختی مث اغوشت اندازم نشد
(1404/10/23 , 15:33)[#]
 ELF 
اینایی که فکر میکنن غلط املایی کلاس داره رو درک نمی کنم:/
ط
ارع
صلم خبی

جمع کنید این الفاظ روبیکایی رو
(1404/10/23 , 16:12)[#]
 ħöŤBőÿ░🔥 
# ELF (13.01.2026 / 12:03)
اینایی که فکر میکنن غلط املایی کلاس داره رو درک نمی کنم:/
ط
ارع
صلم خبی

جمع کنید این الفاظ روبیکایی رو
خخ خوبه که جوجویی حرف میزنن البت دخترا بیشتر اینجورین خخ
(1404/10/23 , 16:13)[#]
 ħöŤBőÿ░🔥 
سیمی رو بهم بدین برم یجا فقط منو اون باشیم فقط
(1404/10/23 , 18:14)[#]
 FAZi 
گشنمه
(1404/10/23 , 20:19)[#]
kakojavad kakojavad 
desert
ای هوا👈_________________..
زبون داره
(1404/10/23 , 20:25)[#]
 ħöŤBőÿ░🔥 
تلخ ولی خیلیامون انتخابمون تا ابد تو ذهن و افکارمون خاموش می مونه ...نگاش میکردم هر روز که از کلاس میومد بیرون تو محوطه میرفت خواستم برم سمتش ولی یچیزی بهم میگفت وایسا نرو
اون روزی تو بیمارستان دیدمش با اون روپوش سفید میدرخشید تو راهرو بازم خواستم برم سمتش ولی نه میترسیدم بهم کم محلی کنه یا بزنه تو برجکم
اون روز تصمیم گرفتم برم تمومش کنم عزم جدی رفتم خانم ببخشید اومد سمتم گفت بله بفرمایید
قفل شد زبون چشام وقتی دیدم حلقه تو دستش بود
# پرونده مختومه
و اهنگ دلیل زنده بودن ... دامون
ویرایش توسط ħöŤBőÿ░🔥 (امروز, 19:23) [1]
(1404/10/23 , 23:25)[#]
Nazanin 7 Nazanin 7 
خدایا، قربون آسمون آبیت💙
هعی1
(1404/10/24 , 00:15)[#]
Alireza.M Alireza.M 
《Admin》
چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه
(1404/10/24 , 00:28)[#]
kakojavad kakojavad 
desert
خری به درختی بسته بود
رهگذری خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به رهگذر گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!

*هرگاه میخواهید یک ویرانی به بار آورید؛
خران را آزاد کنید...!
(1404/10/24 , 01:17)[#]
 Pooryaa 
دلم تنگ است
دلم میسوزد از باغی که میسوزد
نه دیداری نه بیداری
نه دستی از سر یاری
مرا آشفته میسازد چنین آشفته بازاری
(1404/10/24 , 12:34)[#]
🅽🅰🅵🅰🆂🅸 🅽🅰🅵🅰🆂🅸 
بگم شکرت، بهت برنمیخوره مشتی؟
(1404/10/24 , 12:50)[#]
Zara Zara 
دنیا با من قشنگتره
تا اینجا خوب بود دیگه بقیش خماریه
(1404/10/24 , 22:45)[#]
 ELF 
گفتنش ک دردیو ازم دوا نمیکنه
(1404/10/25 , 00:02)[#]
🅽🅰🅵🅰🆂🅸 🅽🅰🅵🅰🆂🅸 
معلوم است که دوستت دارم، وگرنه در وطن غمگین و جنگزده، چه میتوانستم بکنم؟
  در کل: 4196
<< 1 ... 207 208 209 210 >>

فیلتر بر اساس نویسنده ی پست
دانلود تاپیک

رفتن به انجمن

New at the top
خانه
در کل : 4 عضو / 1 مهمان