| (1401/10/9 , 23:58) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |



♨️شبتــــــــآن بخیـــــــــر♨️
ویرایش شد **nafasi** (1401/10/9 , 23:58) [1]
| (1401/10/15 , 12:43) | [#] |
| ❤جانان? |
| (1401/10/19 , 23:19) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
یه مرحله از زندگی هست که آدم از هر کسی و هر جایی که بهش تعلق داره دل میکَنه و میره ، ولی یه نقطه هست که آدم به خودش میاد و میبینه به هیچ جا تعلق نداره ، هیچکس نیست که حتی ترکش کنه...
| (1401/10/19 , 23:20) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
دارم متلاشی میشوم و این یک داستان نیست، دارم متلاشی میشوم و جز کلمهها چیز دیگری ندارم؛ باید بنویسم که خستهام، خسته از صبوری بیش از حد، خسته از ایستادگیه بالاتر از توان و خسته از جنگیدنه بی پایان. کجا باید خودم را تسلیم کنم؟ به چه کسی باید بگویم که دیگر نمیتوانم؟!




| (1401/10/20 , 23:13) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
الان فقط دلم میخواد لش کنم.
همه چی رو نصف و نیمه ول کنم.
بیخیال کار بشم و تا لنگ ظهر بخوابم. بیخیال رژیمای مسخره غذایی بشم و هر چقدر دلم میخواد غذا بخورم. تمام برنامه هامو لغو کنم و دیگ هیچکدومو ادامه ندم،.
آهنگامو یه دور پاک کنم و آهنگای جدید دان کنم. آدمای دورمو حذف کنم. فیلم ببینم. کتاب بخونم. از تمام صفحای مجازیم دلیت اکانت بزنم. کافه برم. موهامو از ته بتراشم. سفر برم. دغدغهام فقط خودم باشه و یه دور زندگیمو زیرو رو کنم تا دوباره همه چیو از نو بسازم.
?
همه چی رو نصف و نیمه ول کنم.
بیخیال کار بشم و تا لنگ ظهر بخوابم. بیخیال رژیمای مسخره غذایی بشم و هر چقدر دلم میخواد غذا بخورم. تمام برنامه هامو لغو کنم و دیگ هیچکدومو ادامه ندم،.
آهنگامو یه دور پاک کنم و آهنگای جدید دان کنم. آدمای دورمو حذف کنم. فیلم ببینم. کتاب بخونم. از تمام صفحای مجازیم دلیت اکانت بزنم. کافه برم. موهامو از ته بتراشم. سفر برم. دغدغهام فقط خودم باشه و یه دور زندگیمو زیرو رو کنم تا دوباره همه چیو از نو بسازم.
?
| (1401/10/20 , 23:55) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
خـــــــــــــــــــــــُـــــــــــدااااااااااا



| (1401/10/21 , 10:15) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
من همیشه ب آدمای دورم گفتم که چه کارایی ناراحتم میکنه
من همیشه بهشون گفتم چطوری میتونن قلبمو بشکونن
تو ذهنم با این کارم و حرفام فک میکردم چون الان میدونن دیگه انجامش نمیدن
ولی میدونی چیکار کردن؟
آره دقیقا به بدترین نحوه اون کارو انجام دادنو منو له کردن
قلبمو جر دادن و اصلا واسشون مهم نبود اون اعتماد و جسمو روحی که از بین رفت?
من همیشه بهشون گفتم چطوری میتونن قلبمو بشکونن
تو ذهنم با این کارم و حرفام فک میکردم چون الان میدونن دیگه انجامش نمیدن
ولی میدونی چیکار کردن؟
آره دقیقا به بدترین نحوه اون کارو انجام دادنو منو له کردن
قلبمو جر دادن و اصلا واسشون مهم نبود اون اعتماد و جسمو روحی که از بین رفت?
| (1401/10/25 , 23:50) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
قلبم درد داره.
هیچ قرصی هم دیگه براش دوا نیست.
قلبم درد داره
این درد خیلی فرق داره…
وجودم،روحم،همش درد داره
یه درد بی پایان.
هیچ قرصی هم دیگه براش دوا نیست.
قلبم درد داره
این درد خیلی فرق داره…
وجودم،روحم،همش درد داره
یه درد بی پایان.
| (1401/10/25 , 23:51) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
وقتی میگن یاد بگیر از زندگیت لذت ببری و به تهش فکر نکنی، واسم مثل این میمونه که به آدمی که از طبقه بیستم هلش دادن بگی از تماشای منظرهی سقوط لذت ببر، به ترکیدن آخرش فکر نکن.
| (1401/10/26 , 00:44) | [#] |
| kakojavad desert |
هاروکی موراکامی، چقد قشنگ درونگرایی رو توصیف کرده:
«وقتی چیزی مرا رنج میداد، درمورد آن با هیچکس حرفی نمیزدم و بهتنهایی مشکل را حل میکردم،
نه اینکه واقعاً احساس تنهایی کنم، بلکه فکر میکردم انسانها، خودشان باید خودشان را نجات دهند»
))
«وقتی چیزی مرا رنج میداد، درمورد آن با هیچکس حرفی نمیزدم و بهتنهایی مشکل را حل میکردم،
نه اینکه واقعاً احساس تنهایی کنم، بلکه فکر میکردم انسانها، خودشان باید خودشان را نجات دهند»
))| (1401/10/26 , 14:17) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
داشتم فکر میکردم بعضیامون خیلی بیرحمانه داریم یه دردایی رو تحمل میکنیم، دردایی که خیلی بزرگتر از قد و قواره ماست، هیچوقت حق انتخابی براشون نداشتیم، زورشون خیلی بیشتر از لبخندامونه، دردایی که هر بار از خودت میپرسی چرا من؟! و هر بار جوابی که هیچوقت پیداش نکردی غمگین و غمگینترت میکنه.
| (1401/10/26 , 14:27) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
میدونست که من زود ناراحت میشم.
میدونست که رو چیا حساسم و هی بیشتر بهم بی محلی میکرد و عذابم میداد؛منم که حساس بودم هی به جونش غُر میزدم هی به روش میاوردم بی محلیشو!
اونم نقطه ضعفمو میدونست و هی میگفت : تو حساس شدی ، تو دیگه خسته شدی از این رابطه ، داری بهونه میگیری و..
داشت حرفه دل خودشو به من میفهموند و من ساده هربار خودمو مقصر میدونستم.
آدما بعضی وقتا برایِ اینکه حسو حالشونو بهت بفهمونن مجبورن حرف دل خودشونو به اجبار تو ذهنت بندازن تا درگیرش بشی و خسته ، بعد تمام اشتباهاتو میندازن گردن تو و به راحتی میذارن میرن و تو میمونی با وجدانی همیشه ناراحته و باور میکنی که مقصری!
میدونست که رو چیا حساسم و هی بیشتر بهم بی محلی میکرد و عذابم میداد؛منم که حساس بودم هی به جونش غُر میزدم هی به روش میاوردم بی محلیشو!
اونم نقطه ضعفمو میدونست و هی میگفت : تو حساس شدی ، تو دیگه خسته شدی از این رابطه ، داری بهونه میگیری و..
داشت حرفه دل خودشو به من میفهموند و من ساده هربار خودمو مقصر میدونستم.
آدما بعضی وقتا برایِ اینکه حسو حالشونو بهت بفهمونن مجبورن حرف دل خودشونو به اجبار تو ذهنت بندازن تا درگیرش بشی و خسته ، بعد تمام اشتباهاتو میندازن گردن تو و به راحتی میذارن میرن و تو میمونی با وجدانی همیشه ناراحته و باور میکنی که مقصری!
| (1401/10/26 , 14:46) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
میدونی بیشترین شناخت از اطرافیانت رو کی پیدا میکنی؟! زمانی که روی مود خوبی نیستی و بیشتر از همیشه به مراقبت و توجه نیاز داری، رفتار و برخوردی که اون زمان با تو دارن، نشون میده در واقعیت چقدر براشون مهمی و ارزش داری.!
| (1401/10/26 , 14:48) | [#] |
| kakojavad desert |
# **nafasi** (16.01.2023 / 10:57)
میدونست که من زود ناراحت میشم.
میدونست که رو چیا حساسم و هی بیشتر بهم بی محلی میکرد و عذابم میداد؛منم که حساس بودم هی به جونش غُر میزدم هی به روش میاوردم بی محلیشو!
اونم نقطه ضعفمو میدونست و هی میگف
میدونست که من زود ناراحت میشم.
میدونست که رو چیا حساسم و هی بیشتر بهم بی محلی میکرد و عذابم میداد؛منم که حساس بودم هی به جونش غُر میزدم هی به روش میاوردم بی محلیشو!
اونم نقطه ضعفمو میدونست و هی میگف

| (1401/10/26 , 14:49) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
هروقت یکی بهتون گفت نگران نباش درست میشه، مطمئن باشید درست نمیشه .gif)
.gif)
| (1401/10/26 , 14:50) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
# kakojavad (16.01.2023 / 11:18)
بنظرم یکی از درسترین حرفا و متناست
بنظرم یکی از درسترین حرفا و متناست| (1401/10/26 , 18:54) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
هعی......
ویرایش شد **nafasi** (1401/10/26 , 18:55) [1]
ویرایش شد **nafasi** (1401/10/26 , 18:55) [1]
| (1401/10/26 , 20:03) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
از لحاظ روحی احتیاج دارم یکی محکم بغلم کنه، بگه خیلی آدم صبوری بودی، اما من داشتم از دور میدیدمت؛ خیلی خسته شدی، خیلی...
| (1401/10/26 , 20:09) | [#] |
| **nafasi** •نیست در این دل ، دیگر شوق جوانی.. |
گاهی آنقدر عصبیام از نیش و کنایهها که دلم میخواهد با یک لگد، محکم بزنم زیر میز دنیا و همه چیز را به هم بریزم. گاهی عمیقا دلم میگیرد از اینهمه کاری به کار کسی نداشتن و به حال خود رها نشدن. گاهی دلم میسوزد برای خودم، که برای همه خوب خواستم، سعی کردم همه را درک کنم، ببخشم، دوست داشتهباشم. اما تلاشم بینتیجه بوده.
که در نهایت، آدمها هر روز، کار را برای من سختتر کردهاند. که تا دلخوش شدم به حرفها و لبخندهاشان، عوض شدند، که نفهمیدم چه میگذرد در شقیقهی این آدمها...
دلم میخواهد مشغولیتهای زندگیام را بیندازم یک وری، اتاقم را مچاله کنم، تقویم و ساختمانها و جاده را مچاله کنم، شهر را مچاله کنم. لاقیدترین شوم و بزنم به کوهی، غاری، جنگلی، بیابانی چیزی...
که گاهی بد خستهات میکنند آدمها...
- نرگس صرافیان طوفان



که در نهایت، آدمها هر روز، کار را برای من سختتر کردهاند. که تا دلخوش شدم به حرفها و لبخندهاشان، عوض شدند، که نفهمیدم چه میگذرد در شقیقهی این آدمها...
دلم میخواهد مشغولیتهای زندگیام را بیندازم یک وری، اتاقم را مچاله کنم، تقویم و ساختمانها و جاده را مچاله کنم، شهر را مچاله کنم. لاقیدترین شوم و بزنم به کوهی، غاری، جنگلی، بیابانی چیزی...
که گاهی بد خستهات میکنند آدمها...
- نرگس صرافیان طوفان






خانه
در کل : 0 عضو / 4 مهمان