تاپیک: همین الان با این پرواکسی وصل شدم فقط فیلترشکن و خاموش کنی. کمی صبر کنید
| ムЯƗყム [#] (1405/3/8 , 19:31) انتقام حمورابی خواهیم گرفت |
نود روز قطع اینترنت با مغز ما چه کرد؟
انسان مدرن فقط با اکسیژن و آب زنده نیست. مغز انسان امروزی، به «اتصال» هم وابسته است. این اتصال صرفا سرگرمی یا شبکههای اجتماعی نیست؛
اینترنت بخشی از سیستم پردازش شناختی ما شده است. چیزی شبیه حافظهی خارجی، سیستم جهتیابی، تنظیم هیجان، دریافت هویت جمعی و حتی درک زمان.
وقتی این اتصال برای مدت طولانی قطع میشود، فقط اطلاعات از بین نمیرود؛ ادراک انسان از جهان هم تغییر میکند. بسیاری از افراد در این ماهها تجربههایی شبیه این داشتند:
احساس گنگ و غیرواقعی بودن دنیا
فراموشیِ زمان و تاریخ
خستگی ذهنی مداوم
بیحسی عاطفی
اضطراب مبهم و بدون علت مشخص
نیاز وسواسگونه به چککردن اخبار
و در بعضی افراد، نوعی کرختی روانی
اینها صرفا «ضعف شخصیتی» یا «بیشازحد آنلاین بودن» نیستند. مغز انسان در شرایط بحران طولانی، وارد وضعیتی به نام Survival Mode میشود؛ حالتی که در آن سیستم عصبی، بهجای رشد، خلاقیت و آرامش، تمام انرژی خود را صرف پیشبینی تهدید میکند.
در این وضعیت، آمیگدال (مرکز پردازش ترس و تهدید) بیشفعالتر میشود و قشر پیشپیشانی مغز، که مسئول تصمیمگیری منطقی و تنظیم هیجان است، عملکرد ضعیفتری پیدا میکند.
به زبانی ساده ، انسان کمکم از «زندگی کردن» فاصله میگیرد و فقط شروع میکند به «دوام آوردن». نکته عجیبتر اینجاست که مغز، به نبودِ ارتباط اجتماعی هم واکنش عصبی نشان میدهد.
مطالعات "نوروایمیجینگ" نشان دادهاند محرومیت اجتماعی و انزوای طولانیمدت، میتوانند بخشهایی از مغز را فعال کنند که در درد فیزیکی هم درگیر میشوند. برای مغز انسان، قطع ارتباط همیشه فقط یک اتفاق تکنولوژیک نیست؛ گاهی شبیه یک فقدان زیستی تجربه میشود. شاید برای همین بود که در این مدت، بسیاری از افراد احساس میکردند جهان کوچکتر، تاریکتر و دورتر شده است. اما با تمام اینها، سیستم عصبی انسان یک ویژگی عجیب دارد: سازگاری.
مغز انسان حتی در تاریکترین شرایط هم سعی میکند الگو پیدا کند، معنا بسازد و خودش را بازتنظیم کند. شاید همین ویژگی باعث شده تمدن بشر، با وجود این همه جنگ، سانسور، فروپاشی و ترس، هنوز کامل خاموش نشده باشد.
ترجمه: سپیتام آذرمهر
منبع:
Neuroscience News
انسان مدرن فقط با اکسیژن و آب زنده نیست. مغز انسان امروزی، به «اتصال» هم وابسته است. این اتصال صرفا سرگرمی یا شبکههای اجتماعی نیست؛
اینترنت بخشی از سیستم پردازش شناختی ما شده است. چیزی شبیه حافظهی خارجی، سیستم جهتیابی، تنظیم هیجان، دریافت هویت جمعی و حتی درک زمان.
وقتی این اتصال برای مدت طولانی قطع میشود، فقط اطلاعات از بین نمیرود؛ ادراک انسان از جهان هم تغییر میکند. بسیاری از افراد در این ماهها تجربههایی شبیه این داشتند:
احساس گنگ و غیرواقعی بودن دنیا
فراموشیِ زمان و تاریخ
خستگی ذهنی مداوم
بیحسی عاطفی
اضطراب مبهم و بدون علت مشخص
نیاز وسواسگونه به چککردن اخبار
و در بعضی افراد، نوعی کرختی روانی
اینها صرفا «ضعف شخصیتی» یا «بیشازحد آنلاین بودن» نیستند. مغز انسان در شرایط بحران طولانی، وارد وضعیتی به نام Survival Mode میشود؛ حالتی که در آن سیستم عصبی، بهجای رشد، خلاقیت و آرامش، تمام انرژی خود را صرف پیشبینی تهدید میکند.
در این وضعیت، آمیگدال (مرکز پردازش ترس و تهدید) بیشفعالتر میشود و قشر پیشپیشانی مغز، که مسئول تصمیمگیری منطقی و تنظیم هیجان است، عملکرد ضعیفتری پیدا میکند.
به زبانی ساده ، انسان کمکم از «زندگی کردن» فاصله میگیرد و فقط شروع میکند به «دوام آوردن». نکته عجیبتر اینجاست که مغز، به نبودِ ارتباط اجتماعی هم واکنش عصبی نشان میدهد.
مطالعات "نوروایمیجینگ" نشان دادهاند محرومیت اجتماعی و انزوای طولانیمدت، میتوانند بخشهایی از مغز را فعال کنند که در درد فیزیکی هم درگیر میشوند. برای مغز انسان، قطع ارتباط همیشه فقط یک اتفاق تکنولوژیک نیست؛ گاهی شبیه یک فقدان زیستی تجربه میشود. شاید برای همین بود که در این مدت، بسیاری از افراد احساس میکردند جهان کوچکتر، تاریکتر و دورتر شده است. اما با تمام اینها، سیستم عصبی انسان یک ویژگی عجیب دارد: سازگاری.
مغز انسان حتی در تاریکترین شرایط هم سعی میکند الگو پیدا کند، معنا بسازد و خودش را بازتنظیم کند. شاید همین ویژگی باعث شده تمدن بشر، با وجود این همه جنگ، سانسور، فروپاشی و ترس، هنوز کامل خاموش نشده باشد.
ترجمه: سپیتام آذرمهر
منبع:
Neuroscience News

خانه
در کل : 1 عضو / 6 مهمان