تاپیک: حکایت و داستانهای پند آموز
| ムЯƗყム [#] (1405/3/5 , 19:35) انتقام حمورابی خواهیم گرفت |
#حکایت برگی از خاطرات ایرج پزشکزاد:
ایرج پزشکزاد روزنامه نگار و نویسنده معروف، سالها قبل نوشته بود:
من در کلاس سوم دبستان که درس می خواندم، بچه بسیار درسخوان و تر و تمیز و منظمی بودم....
یک روز مدیر مدرسه ، من و سه - چهار دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند را صدا کرد و پرونده مان را زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد.....!!!
شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم....
فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید.....!!!
مدیر گفت: چون بچه های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند، از مرکز دستور داده اند برای اینکه بچه های سالم ، مبتلا به کچلی نشوند، هر بچه کچلی که در مدرسه هست، اخراج کنیم....!!!
پدرم به مدیر گفت: اما پسر من که کچل نیست......!!
مدیر مدرسه گفت: بله منم می دانم پسر شما کچل نیست؛ اما اگر قرار بود کچل ها را از مدرسه اخراج کنیم، باید درِ مدرسه را می بستیم.....!!!
این بود که چهار- پنج بچه ای که کچل نبودند را اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود.....!!!
حالا حکایت ِ جامعه ما و مبارزه با فساد هم، مثل حکایت آقای پزشکزاد شده است......
حالا که نمی شود همه دزدها ورانت خوران و مختلسین را گرفت و یا زندانی و اخراج کرد!!! ، پیشنهاد می کنیم همین تعداد معدود افراد ِ سالم و غیر دزد را، از مملکت اخراج کنید!!! تا هم مملکت یکدست شود ، و هم تعطیل نشود........!!!
#کچلی
ایرج پزشکزاد روزنامه نگار و نویسنده معروف، سالها قبل نوشته بود:
من در کلاس سوم دبستان که درس می خواندم، بچه بسیار درسخوان و تر و تمیز و منظمی بودم....
یک روز مدیر مدرسه ، من و سه - چهار دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند را صدا کرد و پرونده مان را زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد.....!!!
شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم....
فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید.....!!!
مدیر گفت: چون بچه های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند، از مرکز دستور داده اند برای اینکه بچه های سالم ، مبتلا به کچلی نشوند، هر بچه کچلی که در مدرسه هست، اخراج کنیم....!!!
پدرم به مدیر گفت: اما پسر من که کچل نیست......!!
مدیر مدرسه گفت: بله منم می دانم پسر شما کچل نیست؛ اما اگر قرار بود کچل ها را از مدرسه اخراج کنیم، باید درِ مدرسه را می بستیم.....!!!
این بود که چهار- پنج بچه ای که کچل نبودند را اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود.....!!!
حالا حکایت ِ جامعه ما و مبارزه با فساد هم، مثل حکایت آقای پزشکزاد شده است......
حالا که نمی شود همه دزدها ورانت خوران و مختلسین را گرفت و یا زندانی و اخراج کرد!!! ، پیشنهاد می کنیم همین تعداد معدود افراد ِ سالم و غیر دزد را، از مملکت اخراج کنید!!! تا هم مملکت یکدست شود ، و هم تعطیل نشود........!!!
#کچلی

خانه
در کل : 0 عضو / 5 مهمان