تاپیک: هرچی دل تنگت میخواد بگو
| ħöŤBőÿ░🔥 [#] (1404/10/23 , 20:25) |
تلخ ولی خیلیامون انتخابمون تا ابد تو ذهن و افکارمون خاموش می مونه ...نگاش میکردم هر روز که از کلاس میومد بیرون تو محوطه میرفت خواستم برم سمتش ولی یچیزی بهم میگفت وایسا نرو
اون روزی تو بیمارستان دیدمش با اون روپوش سفید میدرخشید تو راهرو بازم خواستم برم سمتش ولی نه میترسیدم بهم کم محلی کنه یا بزنه تو برجکم
اون روز تصمیم گرفتم برم تمومش کنم عزم جدی رفتم خانم ببخشید اومد سمتم گفت بله بفرمایید
قفل شد زبون چشام وقتی دیدم حلقه تو دستش بود
# پرونده مختومه
و اهنگ دلیل زنده بودن ... دامون
ویرایش توسط ħöŤBőÿ░🔥 (امروز, 19:23) [1]
اون روزی تو بیمارستان دیدمش با اون روپوش سفید میدرخشید تو راهرو بازم خواستم برم سمتش ولی نه میترسیدم بهم کم محلی کنه یا بزنه تو برجکم
اون روز تصمیم گرفتم برم تمومش کنم عزم جدی رفتم خانم ببخشید اومد سمتم گفت بله بفرمایید
قفل شد زبون چشام وقتی دیدم حلقه تو دستش بود
# پرونده مختومه
و اهنگ دلیل زنده بودن ... دامون
ویرایش توسط ħöŤBőÿ░🔥 (امروز, 19:23) [1]

خانه
در کل : 0 عضو / 5 مهمان